.    اا

او را به چشــم پـاک تــوان دید چون هــلال        هـــر دیده جـــای جلــوه آن مـاه پـاره نــیست

                                                                                                                                  حافظ

همچنین حیات دنیوی آن حضرت به صورت تقریبی با نزول وحی مقارن است تقریبا به صورت همزمان از عالم غیب به جهان طبیعت نزول نمودند و همزمان نیز این جهان را وداع کردند هرچند حقیقت شان همواره باقی است . و به صورت استحسانی و بلکه استدلالی می توان گفت : فاطمه،چونان قرآن کریم : « تجری مجری الشمس و القمر » و کنه مقام آن حضرت نیز مانند قرآن کریم بر غیر معصوم مستور می باشد و نباید به همان ظاهر قناعت شود .

تــو ز قــرآن ای پســر ظــاهر مبیــن        دیــو آدم نبیــند غــیرطــین

از منظری دیگر ، در روایات صادره از معصومین علیهم السلام آن حضرت ، «باطن لیله القدر » است آنگونه که امام صادق می فرماید :«امّا الّیله فاطمه و القدر الله » ( که لیله فاطمه است و قدر الله)  و چنین شخصی هر لحظه راه هزار ماهه را که معادل یک عمر کامل است طی می کند و برای همراهی با چنین کسی باید سالک نیز «لیله القدری » شود و از لیله القبر بودن به در آید :

تــو لیـله القبــری بـرو تـا لیله القدری شـوی       چـون قــدر مـر ارواح را کـاشانه شــو کـاشانه شــو

                                                                                                                                                  دیوان شمس

و چنین سلوکی نیز باید با اذن و عنایت خود آن دوات مقدسه و حضرت صدیقه طاهره (س) باشد که :

مــا بــدان مــقصد عالــی نتوانیم رســید        هــم مگر یار شــود لطف شمــا گـامــی چنـد

و شاید در این راستا زهرای مرضیه (س) در خطبه فدکیه که به حق از معجزات آن حضرت می باشد می فرماید : « فاحمدو الله الذی بنوره و عظمته ابتغی من فی السموات و من فی الارض الیه الوسیله فنحن وسیلته فی خلقه و نحن آل رسوله و نحن حجه غیبه و ورثه انبیاء » ، ( دلائل الامامه ، ص 32 )

از رهــگذر خـاک ســر کــوی شما بود                        هــر نافه که در دستن نسیــم ســحر افتاد حـافظ

مفتقــرا مــتاب رو از در او به هیچ ســو           ز آن که مــس وجــود را فضــه او طــلا کنــد

                                                                                                             دیوان آیه الله غروی اصفهانی

حضرت زهرا (س) در اثر آگاهی از اسمای حسنای الهی به مقام والای « خلیفه الهی » نایل آمده و چونان همسر خود که « ولی الله » بود ، آن با نوی دوسرا نیز « ولیّه الله العظمی » شد چرا که تمامی محورهای اساسی ولایت و استخلاف در آن حضرت جمع بود آن حضرت « کون جامعی » بود که سعه وجودی اش چونان پدر گرامی اش فرشته وحی را به عالم ملک کشید و مصحف فاطمه را دریافت کرد که در آن ملاحم و اخبار غیب و شهود مسطور است و علی (ع) همانگونه که کاتب وحی بود این مصحف را نیز کتابت فرمود . شناخت واقعی چنین کسی برای همگان میسر نیست چرا که : « لانّ الخلق فطموا عن معرفتها » ، ( تمامی خلایق در مراتب وجود اعم از ملک و ملکوت از شناخت و معرفت آن حضرت عاجز وقاصرند . ) ، (بحارالانوار، ج43 ، ص  65 ) ولی آنچه مقدور نباشد تکلیف نیست و آنچه تکلیف است معسور نخواهد بود . به مدلول : « ما لا یدرک لا یترک »

 آب دریــا را اگــر نتــوان کــشید          هــم بــه قــدر تشنگــی بـایــد چــشید

 و تکاپو در شناخت ، موجب افزایش مودّت معقول و ارزشمند نیز خواهد گردید . آن حضرت گوهری قدسی در کسوت تعیّن انسانی و به تعبیر پدر بزرگوارش « انسیّه حورا » بود، واجد ملکه عصمت به عنوان عاملی که صاحبش را از همه پلیدیها و ادناس و سهو و نسیان و نظایر اینگونه رذایل نفسانی که شخص را آلوده می سازد محفوظ می دارد ) . رسول گرامی اسلام در توصیف فاطمه (س) می فرماید : « فاطمه شجنه منّی یبسطنی ما یبسطها و یقبضی ما یقبضها » ، ( فاطمه ، شاخه ای از من است ، آنچه موجب خوشحالی و انبساط خاطر اوست ، موجب خوشحالی من است و آنچه موجب ناراحتی و گرفتگی خاطر فاطمه بشود موجب ناراحتی من نیز می شود . ) « شجنه » در لغت ، عبارت از شاخه ای است که از درخت می روید  در تمام برگ و ریشه آن تسری

 می دواند . پیامبر (ص) خود درخت پر ثمری بودند که به مانند «شجره طیبه ، توتی اکلها کل حین باذن ربها » (ابراهیم ، 25)اولین و آخرین از آثار و اثمار وجودی آن حضرت بهره مند می باشند . اگر در تشبیهی این جهان به منزله پیکره و مجاری ادراکی و تحریکی یک واحد محسوب شود ،انسان، برترین عضو این مجموعه و «انسان العین » عالم خلقت می باشد که خداوند برای پرورش وی ، اول ساختار بدنی او را تکمیل ساخت و با طی مراحل جماد ونبات و حیوان  به مرحله ای رساند که قابلیت : « ثم انشاناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخالقین » ( مومنون ، 14) را پیدا کرد . مراحل نطفه ، علقه ، مضغه ، جنین ، استخوان ،  پوشانده شدن استخوان با گوشت در سایر حیوانات نیز هست ولی در آنها سخنی از احسن الخالقین بودن نیست . بلکه در خلقت انسان ، خداوند خود را با عنوان احسن الخالقین توصیف می فرماید و نتیجتا انسان نیز احسن المخلوقین بالتّبع می شود . رسول گرامی اسلام ، نسبت به سایر آدمیان نگین آفرینش می باشد که به تعبیر ابن عربی در فتوحات : « و لیس فی المنازل اعلی مما ینا لها محمد»،( در مدارج و منازل بالاتر از مرتبه ای که پیامبر (ص) به آن نائل شده بود وجود ندارد ) ، ( فتوحات مکیه ، باب 337 ) . آن حضرت ، به تعبیر سعدی به علوّ کمال و کمال علوّ نایل شده بود و مراتب سه گانه فتح قریب ، فتح مبین و فتح مطلق برای آن عزیز محقق شده بود .

 

بلــغ العـــلی بکــمالـــه             کـشــف الـــدجـــی بـــجمــالـــه

حـــسنــت جــمیع خـــصالــــه     صـــلّو عـــلیه و آلـــه

                                                                                                  گلستان سعدی

رسول گرامی اسلام با برخورداری از علم موهوب به مرتبتی رسیده بود که قرآن می فرماید : « وعلّمک ما لم تکن و کان فضل الله علیک عظیما » ، ( آنچه را که تو را یارای علم به آن نبود خداوند به تو تعلیم داد و فضل حق به تو بزرگ است )(نساء،113)  و از لحاظ اخلاق نیز به برخور داری از « خلق عظیم »(قلم،4) متّصف گردید  تمامی دنیا در قرآن  «متاع قلیل » می باشد ولی علم و اخلاق رسول اکرم (ص) با عنوان عظیم وصف شده اند آن حضرت به عنوان جان جهان و روح  پیکره هستی می باشد که جهان بی وجود با برکت آن عزیز جز لاشه ای بی روح نمی باشد . آن حضرت روح عالم امکان و قلب ملک و ملکوت می باشد. سماوات ، ارضین ، انبیاء و اولیای سلف مراحل آغازین و وسطای جهان را به فرجام می رساندند تا اینکه نوبت به آن حضرت رسید : « لقد من الله علی المومنین ادبعث فیهم رسولا .... » ( خداوند با عطای این نعمت بزرگ به هستی منت خود را تمام کرد )( آل عمران ، 164) این روح بزرگ نبوی ، دنیا را به یک حقیقت کمال یافته رساند و چنان که اهل معرفت

گفته اند : انبیای پیشین به برکت او به آن مقام رسیده اند  :

نــام احمد نــام جمــله انبیاست        چــون که صــد آمــد  نــود هـم پیـش مــاســت

مثنوی معنوی ، دفتر اول ، بیت: 1106

  و خود فرموده : « کنت نبیا الادم بین الماء و الطین » او اول کسی بود که در اخذ میثاق « بلی » گفت و جان گرامی اش جامی شد که خورشیدوحی در آن تابیدن گرفت . فاطمه (س) شاخه ای از این درخت مبارک می باشد و « این دختر از چنان پدری یادگار بود » پیامبر در وصف فاطمه (س)می گوید : « لو کان الحسن شخصا لکان فاطمه بل هی اعظم و کان ابنتی فاطمه خیر اهل الارض عنصرا و شرفا و کرما » ( اگر حسن به صورت انسانی جلوه گر می شد همانا شبیه دخترم فاطمه بود بلکه فاطمه (س) والاتر است و دخترم فاطمه (س) بهترین اهل روی زمین به لحاظ عنصر و شرافت و کرامت می باشد ) امام حسن عسکری می فرماید : « نحن حجج الله علی خلقه وجدتنا فاطمه حجه الله علینا » ( ما حجت خدا را بر بندگانش هستیم و مادرمان فاطمه (س) حجت خدا بر ما می باشد) .  خانم عایشه می گوید : « ما رایت احد قطّ افضل من فاطمه غیر ابیها » ( کسی را با فضیلت از فاطمه (س) ندیدم مگر پدرش ) . نام مبارک آن حضرت فاطمه نامیده شده است که وجوه تسمیه آن چند علت می باشد یکی اینکه اشاره شد : « سمیت فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها » ( (آن حضرت )فاطمه نامیده شده است چرا که خلایق از معرفت او دستشان کوتاه است . ) تطبیق دوم اینکه : « فطمت عن الطمث » ( از مسائلی که بانوان به لحاظ جسمانی در مواقع خاص با آن روبرو هستند بر کنار بود ) و سوم اینکه فاطمه (س) به این نام نامیده شده چرا که : « فطمت عن الشر » از تمامی بدیها بریده شده و مبرا می باشد و خود عین جمال است بلکه جمال زیبایی از فاطمه گرفته شده است .

این کــه می گــویند آن خــوشتــر ز حــسن        یــار ما ایــن دارد و آن نیز هــم

حکیم سنایی می گوید :

نشــوی غــافل از بنــی هــاشــم                         وزیــد الله فــوق ایــدیـهــم

داد حــق شــــیر مـرجــهان هــمه را                    جــز فــطامــش نــداد فاطمــه را 

حضرت فاطمه از بدو تولد کوثر بود که برایند جمیع فضایل و کمالات می باشد . جویبار مکارم و فضیلت ها به هم می پیوندد و نهایتا کوثر را تشکیل می دهد که خیر کثیر رو به تزاید می باشد قرآن در مورد  حضرت مریم می فرماید :«فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا و کفلها زکریا » (خداوند (مریم ) راهبر چه نیکوتر قبول نموده و او را به نیکی پرورش داد و زکریا را به پرورش او برگماشت ) ( آل عمران ، 37 ) ولی حضرت زهرا (س) خیر کثیر و بسیط و کوثر بود وجود فاطمه (س) خیر و فوز و فیضش  عالمگیر است فاطمه(س) در نگاه پیامبر آنچنان جایگاه رفیع و  والایی داشت  که در سیره آن حضرت آمده است : « کانت اذا دخلت علی النبی قام الیها فقبلها و اجلسها فی مجلسه » ( هر وقت فاطمه وارد می شود رسول اکرم از جای خود برخواست و به سوی فاطمه (س) می رفت و او را می بوسید و به جای خود می نشاند)، (بحار لاانوار، ج37 ، ص71، حدیث 38 ) . نکته مهم اینکه در حدیث« قام الیها »آمده است نه قام لها که به پیشواز و استقبال رفتن دلالت می کند . آن حضرت نه اینکه صرفا دختر پیامبر باشد بلکه آنگونه که به ابن عربی منسوب است ، فاطمه (س) « بضعه الحقیقه النبویه » بودند ، فاطمه (س) را آنگونه که شایسته اش بود رسول اکرم (ص) می شناخت و می فرمود : « ملا الله قلبها و جوارحها ایمانا و یقینا »

آن صــدر نــشــین لــی مــع الله              از مــنــزلــت تــو بــود آگــاه

و علی (ع) نیز ان حضرت را با عنوان « یا بقیّه النبوه و الصفوه » خطاب می کند . ( مناقب ابن شهر آشوب )

رسول اکرم در وصف فاطمه (س) می فرمود که او حوریه ای در جلوه انسان است . آنگونه که در زیارتش می خوانیم : « السلام علیک ایتها الحورا  الانسیه و المحدثه العلمیه » . آیه اله شاه آبادی می گوید: حبّ فاطمه اساس دین است . فاطمه (س) کوثری است که تمام تشنگان معارف والای و حیانی و لایی را سیراب می سازد . مولانا درباره وحی به زنبور می گوید :

 

 

 

 

او به نــور وحــی حــق عــزوجــل       کــرد عــالم را پـر از شــمع و عــسل

او کــه «کــرمــناسـت» بالا مــی رود        وحــیش از زنــبور کــی کــمتر بــود

نــی تــو اعــطیناک کــوثر خــوانده ای     پــس چــرا خشکــی و تشنــه مــانده ای

مثنوی معنوی ، دفتر پنجم ، ابیات : 1230-1232

فاطمه (س) می فرماید : « حبب الی من دنیاکم ثلاث : تلاوه کتاب الله و النظر فی وجه رسول الله و الانفاق فی سبیل الله » ( از دنیای شما سه چیز محبوب من است : تلاوت قرآن ، نگاه به پیامبر (ص) و انفاق در راه خدا ) ( دلائل الامامه ، ص 66) امام ره می فرماید : تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت انسان ، تمام کمالاتی که برای یک انسان قابل تصور است در او ( حضرت زهرا (س) ) هست زنی که اگر مرد بود نبی بود و به جای رسول الله بود جلوه های ملکی و ناسوتی همه در او هست . انسانی است که به تمام معنی انسان ، زنی که تمام خواسته های انبیاء در او محقق است . حضرت زهرا (س) افتخار خاندان وحی و خورشید تابناک اسلام است. امتیازات وجودی آن حضرت در هیچ شخصی مشاهده نمی شود . به لحاظ و راثت،نطفه ،وی از پدری  است که اشرف کاینات است مادرش حضرت خدیجه جزو محترمترین اشخاص مکه محسوب می شد و در اشاعه دین و اسلام از هیچ مساعدتی دریغ نورزید . پیش از ولادتش پیامبر (ص) مدتی خلوت گزید و از سیب بهشتی که تناول فرمود نطفه حضرت زهرا (س) شکل گرفت . در دوران جنینی با مادرش مانوس بود . بعد از ولادت که خداوند از آن به عنوان عطای کوثر به رسول اکرم (ص) تعبیر می کند حضرت دوران کودکی خود را در شعب ابیطالب و با مشاهده ایذا و اذیت هایی که بر پدر گرامی اش می شد با شدت و مشقت سپری نمود از دلایل تسمیه حضرت به« ام ابیها » مراقبت زهرا (س) از پدر و دلجویی از رسول اکرم (ص) در مقابل  آزار دشمنان می باشد . زمان تدریجا می گذرد و فاطمه (س) بالغ شده و به سن ازدواج می رسد . خواستگاران متعددی دارد ولی اجابت نمی کند علی (ع) به خواستگاری فاطمه (س)می آید و با شرم و حیا خواسته خود را مطرح می سازد پیامبر (ص) با فاطمه در میان می گذارد و نظرش را جویا می شود . فاطمه می گوید :« هرچه شما بگویید» و ازدواج سر می گیرد . علی (ع) به بازار رفته زره خود را می فروشد و با آن اسباب مقدمات ازدواج را فراهم می کند . نقل شده است وقتی رسول اکرم (ص) اسباب و اثاث و جهازیه را می بیند گریه می کند و می گوید : خدایا این عروسی را که اکثر اسباب و اثاث آن گلین است بر این مبارک گردان . پس از ازدواج می بینند حضرت گرفته است و به فکر فرو رفته ، علت را می پرسند، می گوید : چند سالی در خانه پدرم بودم و اکنون به خانه ای دیگر منتقل شده ام و این خانه نیز همیشگی نیست و باید از این خانه ، به سرایی دیگر منتقل شوم ، فکر انتقال به سرای ابدی مرا مشغول ساخته است . رسول اکرم (ص) از فاطمه می پرسد : همسرت را چگونه یافتی می گوید : « خیر بعل » ( همسر خوبی است ) و از علی (ع) نیز این سوال را می پرسد امیر (ع) در پاسخ می گوید : « نعم العون فی طاعه الله » تنها شخصی که زیبنده همسری با هر کدام از این دو بود دیگری بود ولاغیر . حضرت صدیقه طاهره معصومه بود و مقام معصوم ومعصومه را اگر غیر معصوم به لحاظ مفهومی تا حدی ادراک نماید به لحاظ ذوقی اصلا نمی تواند بچشد و جایگاه رفیع معصوم را تصور نماید اگر حضرت علی (ع) نبود هیچکس در حد ازدواج با فاطمه (س) نبود

کــفوی نداشــت حــضرت صــدیقه     گــر مــی نــبود حــیدر کــرارش

                                                                                                                            ناصر خسرو  

و از منظری به تعبیر عرفا علی مظهر عقل کل و فاطمه (س) مظهر نفس کل بودند . زندگی آنان با سادگی تمام شروع شد و زهد  ورزی نسبت به زخارف دنیوی با وضوح کامل چشمگیر بود . در کتاب نهج الحیاه ( فرهنگ سخنان حضرت زهرا ) آمده است : فاطمه (س) در اولین شب زندگی مشترک با امیر المومنین پیشنهاد نماز را مطرح نمود گفت : من در باره خودم و پایان عمرم اندیشیدم تو ا به خدا سوگند می دهم تا به نماز برخیزی و خدا را در این شب عبادت کنیم « فانشدک الله ان قمت الی الصلوة فسبح الله تعالی فی هذه الیله » ( نهج الحیاه ، ص33، ح12 ) . چون قرآن کریم ما سوای حق را «هالک» می داند و فقط خداوند را جاودانه معرفی می کند و دل بستن به موجود فناپذیر ، نتیجه اش رنج و ناراحتی موقع هجران است لذا فاطمه (س) همواره توجهش به خداوند بود و جذبه الهی او را از توجه به غیر باز می داشت آنگونه که خود فرموده است : «شغلنی عن مسئلته لذه خدمته ، لا حاجه لی غیر النظر الی وجهه الکریم ....» ( نهج الحیاة ، ص99،خ56 ، نقل از ریاحین الشریعه ) رسول اکرم خطاب به حسنین می فرماید : « امّکما لسان المیزان و لا مکما الشفاعة» .اگر علی (ع) میزان الاعمال باشد فاطمه زبانه ترازوست .  در احادیث آمده است : « ان لله عبادا لیسوا بانبیاء و یغبطهم النبوه » ( خداوند را بندگانی است که پیامبر نیستند و لی انبیاء به مقام آنها غبطه می خوردند ). رسول اکرم (ص) در وصف حضرت فاطمه (س) می فرماید: « نور ابنتی فاطمه (س) من نور الله » ( نور دخترم قاطمه از نور خداوند است ) ( بحار ، ج5، ص6) از القاب حضرت فاطمه (س) وعاءالمعرفه می باشد . امام صادق (ع) در وصف حضرت فاطمه (س) می فرماید : « ان فاطمة کانت محدثه » ( فاطمه (س) محدثه بود ) و امام صادق(ع) در شرح آیه شریفه : « انها لاحدی الکبر » می فرماید : ( احدی الکبر ، فاطمه (س) می باشد ) ( بحار الانوار ، ج43، ص23) رسول اکرم در وصف فاطمه (س) خطاب به سلمان می فرماید : « یا سلمان !ان ابنتی فاطمه ملاء الله قلبها و جوارحها  ایمانا و یقینا الی مشاشها تفرغت لطاعه الله » ( ای سلمان ! خداوند تعالی چنان قلب و اعضاء و جوارح فاطمه را تا استخوانهایش از ایمان و یقین پر کرده است که یکسره برای عبادت و فرمانبرداری خداوند خود را فارغ ساخته است .) ( بحار الانوار ، ج43، ص46 ) . در زندگی مشترک نیز فاطمه (س) به عنوان : « النموذج الامثل لحیاة الزوجیه » و نمونه بی بدیل  همسرداری می باشد از القاب ان حضرت ، هانیه می باشد به معنی کسی که با همسرش مدارا و ملاطفت دارد .

وزوجــة الــزهــرا خیر کریمــه         لــخیر کریــم فضــلـها لیــس یجــحـد

از القاب فاطمه (س) « محجه العالم » به معنی جان جهان می باشد . و همچنین از القاب آن حضرت فخر الائمه می باشد . رسول اکرم (ص) خطاب به علی می فرماید : یا علی ! ان فاطمه ثمره فوادی و هی نور عینی » ( ای علی ! فاطمه میوه قلب من و نور چشم من است . ) ( امالی صدوق مجلس 73 ، ص 393 ) . امام حسن (ع) می فرماید : « ما کان فی الدنیا اعبد من فاطمه حتی تتورم  قدماها » ( حضرت فاطمه (س) عابد ترین بندگان خدا بود . آنقدر سرپا ایستاد و عبادت می کرد تا اینکه پاهایش ورم می کرد ) (بحار الانوار ،ج43،ص76 ) علی در نامه 28 نهج البلاغه به معاویه می نویسد : « و منا خیر نساء العالمین » ( بهترین زنان دنیا در خانواده ماست . ) رسول اکرم فرموده اند :« فاطمة اعز الناس الی » ( فاطمه عزیز ترین اشخاص برای من می باشد . ) امام صادق می فرماید « ان النبی کان یحبها و یکنیها بام ابیها » ( پیامبر فاطمه را بسیار دوست می داشت و به ام ابیها مکنی کرده بود . ) ( مقاتل الطالبین ) . آیة اله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب : « الید البیضافی نکت اخبار مناقب الزهرا » می نویسد : از آیات ماوله به وجود مقدس حضرت زهرا (س) آیه شریفه : « حافظو علی الصلوات و الصلوه الوسطی » ( بقره ، 238 ) می باشد که سومین عضو خمسه طیبه و در وسط آن جمع گرامی واقع است . مطلب لطیف و ذوقی اینکه مجموعه حروف اصحاب کساء 19 حرف می باشد که در هر طرف اسم فاطمه 7 حرف واقع می شود و فاطمه (س) با پنج حرف در وسط هر کدام از هفت حرف طرفین واقع شده  و به عنوان قلب و هسته مرکزی اصحاب  کساء می باشد . همانگونه که در مباهله ان حضرت به عنوان برزخ بین رسالت عظی و ولایت کبرا مطرح می باشد .  شهید مطهری می نویسد : حضرت زهرا (س) بر فرزندان خود که امامند و بر انبیاء غیر از رسول (ص) برتری دارد . ( نظام حقوق زن در اسلام ، بخش پنجم ) . باز رسول اکرم (ص) در وصف آن حضرت می فرماید : « فاطمة بضعه منی و هی نور عینی و ثمرة فوادی و روحی التی بین جنبی و هی الحوراء الانسیه » ( ریاحین الشریعة ، ج1 ،ص 21 ) رسول اکرم (ص) در وصف فاطمه (س) می فرماید : « انا اشم منها رائحة الجنه » ( من از فاطمه (س) رایحه بهشت را استشمام می کنم .) ( ریاحین الشریعه ،ج1،ص50) . از القاب آن حضرت تفاحة الجنه می باشد که دلالت بر بهشتی بودن منشأ نطفه آن حضرت دارد . رسول اکرم (ص) در وصف فاطمه (س) می فرماید : « هذه فاطمه و الله مریم الکبری » ( به خدا قسم که فاطمه ، مریم کبرا می باشد ) ( بحار الانوار ،ج22) آن حضرت ام الکتاب و اسم اعظم و لیله القدر می باشد که به تعبیر پیامبر (ص) « علی معرفتها دارت القرون الاولی »  و به تعبیر« آیه اله شاه آبادی»: حب فاطمه (س) اساس دین  ورزی می باشد. در حالات آن بانوی بزرگوار دو سرا نقل شده است که در وقت نماز انواری از آن حضرت ساطع می شد« اذا اقامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء)(بحار ، ج43، ص12)  مرحوم دولابی در مواعظش می گوید : « خود را در انوار زهرا غرق نمائید . » باشد که با رقه ای از آن انوار بر شیعیان ان حضرت و اهل بیت عصمت و طهارت تابیدن گیرد .

 از جرعه تو خاک سیه در و لعل یافت          بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

                                                                                    حافظ

                                                                                    الحمدلله رب العالمین
+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۷ و ساعت 19:46 |