.    اا

فقر و تهی‌دستی مرحوم قاضی از جانبی، و از استقامت و تمکین و شادابی ایشان از جانب دیگر، داستان‌ها و حکایت‌ها بر سر زبان‌هاست؛ و این نیست مگر خروج وی از جزئیّت و پیوستن او به کلّیّت؛ به‌طوری‌ که از تعلّقات مادّه و زمان و مکان بیرون آمده و به ولایت مطلقۀ إلهیّه پیوسته و مصداق حقیقی ﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾ دربارۀ او تحقّق یافته است.
مرحوم‌ قاضی‌ در تهذیب‌ نفس‌ و اخلاق‌ و سیروسلوک‌ در معارف‌ الهیّه، و واردات‌ قلبیّه‌، و مکاشفات‌ غیبیّۀ سبحانیّه‌، و مشاهدات‌ عینیّه‌، فرید عصر و حسنۀ دهر و سلمان‌ زمان‌ و ترجُمان‌ قرآن‌ بود. چون‌ کوهی‌ عظیم‌، سرشار از اسرار الهی‌ بود؛ و به‌ تربیت‌ شاگردان‌ در این‌ قسمت‌ همّت‌ می‌گماشت‌. و روزها در مجالس‌ خصوصی‌ که‌ در منزل‌ داشت‌، شاگردان‌ ساعتی‌ مجتمع‌ می‌شدند و آن‌ مرحوم‌ به نصیحت‌ و موعظه‌ و پند و ارشاد می‌پرداخت‌. جمع‌ کثیری‌ از اَعلام‌ به‌ یُمن‌ تربیت‌ او در احقاب‌ مختلف‌، در مسیر حقیقت‌ قدم‌ برداشتند و صاحب‌ کمالات‌ و مقامات‌ گشتند؛ و از وارستگان‌ و پاکان‌ و آزادگان‌ شدند؛ و به نور معرفتِ توحید منوّر، و در حرم‌ امن‌ وارد شدند؛ و عالَم‌ کثرت‌ و اعتبار را دَرهَم‌‌ نَوَردیدند. (مهر تابان، ص: 28).

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵ و ساعت 14:18 |