یکی از استادان اقتصاد دانشگاه ، با بیانی سست و وهن آلود دکتر شریعتی را شیّاد خوانده چون در آثارش از زبان شخصی ساختگی و فرضی بنام شاندل سخن گفته و نظرات خود را از زبان او بازگوئی کرده است !
فارغ از ارزشداوری در مورد آثار و نظرات دکتر شریعتی که بیش از پنجاه سال است در زمان حیات و پس از ممات وی بسیار در این باره اثباتاً و نفیاً سخن گفته اند [و البته بنده هم از اینکه سالهائی از دهه دوم و سوّم زندگی را صرف خوانش مکرر آثارش کرده ام چندان راضی نیستم] ؛ سخن گفتن از زبان دیگری در عرفان ، فلسفه و ادبیّات امری شایع و متداول است و به هیچ وجه شیادی و فریبکاری به شمار نمی آید. اگر این استاد نچسب و کم مایه مختصر تورّقی در آثار پیشینیان داشت [که از روی قرائن ندارد] ،چنین داوری ناروائی مرتکب نمی شد و با تخریب دیگران برای خود اعتبارسازی نمی کرد .
شاندل در زبان فرانسوی به معنیِ شمع است؛ از طرفی شمع تخلّصِ شریعتی بود که از کنار هم گذاشتن حروف اول کلمات «شریعتی»، «مزینانی» و «علی» که سازنده نام علی شریعتی مزینانی بودند پدید می آید.
شاندل تنها یک تخلّص برای شریعتی نبود بلکه انسانی آرمانی بود که شریعتی میخواست او باشد! به همین ، گاه در صحبتها و آثار مکتوب ، جملاتی به اسم شاندل مطرح می کرد که نمایانگر خود او بود . شاید هم احتمال می داد وقتی «نقل قول» میکنیم ، اثربخشتر است .
شریعتی در مجموعۀ آثار سیزده (هبوط در کویر) دربارهٔ شاندل یا به زبانی دیگر دربارهٔ خود مینویسد:« پروفسور شاندل که در هیچ قالبی نتوانستم محصورش کنم و به قول جلال آل احمد: «هر جایی جوری بود و همهجا یکجور» و هر لحظه جلوهای دیگر داشت و در همه تجلیهای رنگارنگ و شگفتش یک روح آشکار بود و همواره از بودا تا دکارت در نوسان بود و شرق و غرب را، گذشته و آینده را و زمین و آسمان را زیر پا میگذاشت و لحظهای آرام نداشت .»
