مولانا در اواخر مثنوی:
مؤمن و ترسا جهود و گبر و مغ
جمله را رو سوی آن سلطان الغ
بلکه سنگ و خاک و کوه و آب را
هست واگشت نهانی با خدا
هیچ کافر را به خواری منگرید
که مسلمان مردَنَش باشد امید
چه خبر داری ز ختمِ عُمرِ او
که بگردانی از او یکباره رُو
مثنوی،دفتر ششم
+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵ و ساعت
14:5 |
