رسالة الولایة
انسانى كه از خود فانى است ، تحت ولايت خداست ؛ انسانى كه از خود استقلال و اختيار و اراده نشان مى دهد، هرگز تحت ولايت ویژۀ خدا نخواهد بود ؛ پس انسان سالک ، هنگامى به مقام ولايت مى رسد و از اولياى خاص الهى به شمار مى آيد كه از خود اراده استقلالى نشان ندهد و اين متفرّع است بر اينكه «خود» را نبيند و اوصاف و افعال خود را نیز نبیند . وانگهی نه تنها فعل ،وصف ،حال و ذات خود ، بلکه افعال،اوصاف،احوال و ذوات دیگران را هم نبیند و در نتیجه نه به خود متّکی باشد،نه به دیگری ؛ آنگاه است كه مى تواند بگويد: «إِنَّ وَلِـِّۧيَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ» ،(اعراف،196) همانگونه که رسول خدا صلّی اللهُ علیه و آله و سلّم به راستی و درستی چنان فرمود . ولايت به این معنا كه انسان سالک در تحت تدبير خداى سبحان باشد و ذات و صفت و فعل او را منحصراً خداى سبحان تدبير كند ، مخصوص انبياى الهى نيست ، در واقع با اینکه رسالت و نبوت امر اختصاصى است ؛ اما ولايت امر عام و فراگیری است. درِ ولايت پیوسته و برای همیشه به روى انسانها گشوده است .
مقدمۀ تحریر رسالة الولایة ، آیت الله جوادی آملی ، ص:69
