.    اا

شبهای محتمل القدر :

1_شب ترمیم گذشته و ترسیم آینده

2_راز جهش و رمز پویش

3_سکوی پرش

4_بیدار شدن و بیدار ماندن

5_قرآن بر سر نهادن و قرآن بر دل کردن و احکام قرآن زیرپا ننهادن

6_دیدن و رسیدن

7_شنود و شهود

8_بازیابی خود گمشده

9_زایش و رویش

10_نزول قرآن و صعود انسان

می باشند امید که قدردان این شبهای روشن باشیم

از یک خروش یا رب شب زنده دارها

حاجت روا شوند هزاران هزارها

یک آه سرد سوخته جانی،سحر زند

در خرمن وجود جهانی شرارها

آری دعای نیمه شب دل شکستگان

باشد کلید قفل مهمات کارها

شب قدر زمانی غنی شده می باشد که شرط درک آن طهارت و نتیجه مبارک آن تحول می باشد

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

وقتی می توانم به حقیقت شب قدر نائل آیم که پاک باشم ؛ پاک از آلایشهای بیرونی و درونی

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

وجود موهوم و پندارین ویران می شود و هستی اصیل جایگزین آن می گردد:

هر بنای کهنه که آبادان کنند

نه که اول کهنه را ویران کنند

هم‌چنین نجار و حداد و قصاب

هستشان پیش از عمارتها خراب

آن هلیله و آن بلیله کوفتن

زان تلف گردند معموری تن

باید پاک شد تا به آن پاک رسید

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید زیبا شد تا به آن زیبا رسید:

چون شوی زیبا بدان زیبا رسی

وارَهاند روح را از بی کسی

جمله جان شد تا لایق جانان شد:

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده

آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

تو لیلة القبری برو تا لیلة القدری شوی

چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

باید رها شد و رها کرد:

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را

دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۳ و ساعت 9:58 |