کرده ای از حق؛ تجلّی ای پسر
زین تجلی، فتنهها داری به سر
راست بَهر فتنه، قامت کرده ای
وَه کزین قامت، قیامت کرده ای
نرگست با لاله در طنّازی است
سنبلت با ارغوان در بازی است
از رُخت مست غرورم میکنی
از مراد خویش دورم میکنی
گه دلم پیش تو گاهی پیش اوست
رو که در یک دل نمیگنجد دو دوست!
+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه بیستم بهمن ۱۴۰۳ و ساعت
8:57 |
