به دنيا آمدن و زيستنم به هيچ روي اتّفاق مهم و قابل ذكري در پهنه هستي نبوده و نداشته، و به واقع بر اين باورم كه: «هيچم و چيزي كم» و نوعاً به اشتياق آموختن و اگر توفیق و توان اَش را داشته باشم خدمتی خُرد به خلق كه عيال حق هستند، زيستهام. دراين راستا اگر عملكردم نقاط و نكات مثبتي داشته همه لطف خدا و بذل توجه مقربان درگاه الهي بوده،نقاط ضعف نيز جملگی از تهي مايگي اين بنده اند.
عشق به معنی از خویش رهیدن و بنا بر این وصال با معشوق الهی ،شالودۀ استواری است که کلّ مکتب عرفان بر آن قرار گرفته است . (نیکلسون ،منتخباتی از حکمایِ الهی،ص:255)
+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه بیستم بهمن ۱۴۰۳ و ساعت
8:28 |