.    اا

بررسی تطبیقی شواهد قرآنی مندرج در شاهنامه

در ارتباط با پیوند شاهنامه با قرآن باید گفت: این تأثیر پذیری چندان ریشه دار است که از نظر بعضی از محققین مانند استاد فروزانفر: «اسلوب و روش نظمی شاهنامه از اسلوب قرآن گرفته شده است و هرچه در آنجا از حیث بلاغت منظور و طرف بحث بلغاست اینجا تقلید و نظیر آن ایجاد می‌شود». فردوسی بعضاً در یک بیت از عبارات چند آیه استفاده می‌کند و مضامین آیات نیز به صورت پرشمار در شاهنامه مشهود است که ذیلاً به مواردی از آنها اشاره می‌شود:

1- سرِ نامه کرد آفرین خدای

کجا هست و باشد همیشه به جای

1/99/341

که اویَست جاوید برتر خدای

خداوند نیکی ده و رهنمای

3/244/3698

چنین داستان زد شه موبدان

که پیروز یزدان بوَد جاودان

5/185/1740

توانا و دانا و پاینده ای

خداوند خورشید تابنده ای

6/139/54

اشاره به آیات و عبارات:

«ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ»، (خداست كه معبودى جز او نيست؛ زنده و برپادارنده است)، (آل عمران، 2)

و «هُوَ ٱلۡحَيُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»، (اوست زنده که نیستش خدایی مگر او)، (غافر، 65)

و «اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»، (خداوند بر هر کاری تواناست)، (بقره، 259) و ...

2- خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

1/12/2

اقتباس از آیه: «هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسْنى»، (اوست خدای، آفریدگار [نوکار]، آن آفریدگار نیکوکار، او راست نامهای نیکو)، (حشر، 24)

و اشاره به آیه: «إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِين»، (بیگمان خداوند است که روزی بخش نیرومند استوار است)، (الذاریات، 58) و آیات: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا.وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ »، (و هرکس از خداوند پروا کند، خداوند برای او بیرون شدی بگذارد و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می رساند)، (طلاق، 2و3).

3- که اویَست جاوید برتر خدای

خداوند نیکی ده و رهنمای

3/244/3698

همی خواست از کردگار بلند

کز آبش به خشکی بَرَد بی گزند

5/350/1962

تویی راه گم کرده را رهنمای

تویی برتر برترین یک خدای

6/632/399

چنین گفت کز کردگار بلند
7/132/368

ز هر برتری جاودان برتر است
8/59/105

نگارنده زهره و مشتری است
8/395/1339

توانا و داننده از هر دری
9/78/1177

که از برتران پاک و برتر تویی
9/10/1703

اشاره به آیات: «و کلمه الله هی العلیا»، (و کلمه خدا آن است بلندتر)، (توبه، 40) و «ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه الباطل و ان الله هو العلی الکبیر»، (این به جهت آن است که خدا اوست ثابت و به درستی که آنچه می‌خوانند به جز از خدا بیهوده است و به درستی که خدا، او بلند بزرگوار است)، (لقمان، 30)

4- حکیم این جهان را چو دریا نهاد

برانگیخته موج ازو تند باد

1/19/101

«فضلاًمن الله و نعمه و الله علیم حکیم»، (بخششی است از خدا و نعمتی، و خداست دانای درستکار)، (حجرات، 8)

و آیات متعددی که اسم «حکیم» در آنها هست.

5- ز افسون و از جادویی برتری جهاندار و بر داوران داوری

4/142/420

اشاره به آیه «واذیمکربک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکرالله و الله خیر الماکرین»، (و چون بدسگالند آنان که کافر شدند تا آن که بازدارندت یا بکشندت یا بیرون کنندت و بدسکالند و سکالش دهد خدا و خدا بهترین مکر انگیزان است)، (انفال، 30)

6- سپهبد سوی آسمان کرد سر که ای دادگر داور چاره گر

5/230/2453

اشاره به آیه: «یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون»، (می سازد کار دنیا را از آسمان به سوی زمین پس بالا می‌رود به سوی او در روزی که هست مقدارش هزار سال از آنچه می‌شمارید)، (سجده، 5)

7- جهانجوی کرد از جهاندار یاد سنان دار نیزه به دارنده داد

2/121/827

به پیش جهاندار کیهان خدای

به دادار دارنده سوگند خورد
نباشد بشویم سرم را ز خاک

مگر دست گیرد جهاندار ما

بیامد به جای پرستش به شب

جهاندار پیروز یار من است

به دادار گفت ای جهاندار راست

کراپشت و یاور جهاندار نیست

نخست آفرین کرد بر کردگار

نخست آفرین کرد بر کردگار

کرا برگزینی تو او خوار نیست

روان تو دارنده روشن کناد

بیامد همی بود گریان به پای
20/120/807

که هرگز تنم بی سلیح نبرد
همه بر تن غم بود سوگ ناک
3/171/2609-2610

وگرنه بد است اختر کارما
4/134/304

به دادار دارنده بگشاد لب
5/384/2509

سراختر اندر کنار من است
6/185/331

پرستش کنی چون تو را ناسزاست
7/237/320

از او خوارتر در جهان خوار نیست
7/373/1195

جهاندار و دانا و پروردگار
7/8/31

جهاندار پیروز و پروردگار
8/177/2111

جهان را جز از تو جهاندار نیست
8/188/2310

خرد پیش جان تو جوشن کناد
9/139/2182

اشاره به آیات:

«مالک یوم الدین»، (خداوند روز رستاخیر و پادشاه روز شمار و پاداش)، (حمد، 3)

«قل اللهم مالک الملک ...»، بگو بار خدایا ادارند و خداونده پادشاهی ..)، (آل عمران، 26)

«فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر»، (در نشستگاه پسندیده نزد پادشاه توانا)، (قمر،55)

8- خداوند هست و خداوند نیست

از اویست نیک و بد و هست و نیست

هر آن کس که از دادگر یک خدای

ندانست کاین چرخ را مایه نیست

خداوند دارنده هست و نیست

اَیا فلسفه دان بسیار گوی
تو را هر چه بر چشم سربگذارد
سخن هر بایست توحید نیست
تو گر سخته ای شو سخن سخته گوی

چنین گفت کای دادگر یک خدای

تویی راه گم کرده را رهنمای

به نیروی پیروزگر یک خدای

به پیروزی داده ده یک خدای

چنین گفت کای دادگر یک خدای

همی آفرین خواند بر یک خدای

پذیرفتم از دادگر یک خدای
یکی بزم سازم به هر کشوری
به خواهنده بخشم کم و بیش را

سپاس از تو ای دادگر یک خدای

همه جفت و همتا و یزدان یکیست

خداوند هست و خداوند نیست

چه پیچی زدین کیومرثی
که گویند دارای کیهان یکیست

همه بندگانیم و ایزد یکیست
1/177/644

همه بندگانیم و ایزد یکیست
1/201/1002

بپیچد نیارد خرد را به جای
2/93/326

ستاره فراوان و ایزد یکیست
2/152/389

همه چیز جفت است وایزد یکیست
2/252/4 م

بپویم به راهی که گویی مپوی
نگنجد همی در دلت با خرد
به ناگفتن و گفتن او یکیست
نیاید به بن هرگز این گفت و گوی
4/301/5-8

جهاندار و روزی ده و رهنمای
4/15/108

تویی برتر برترین یک خدای
6/32/399

چو من با سپاه اندر آیم ز جای
6/51/688

سر جاودان اندر آرم به پای
6/177/190

به کوه و بیابان تویی رهنمای
6/178/213

که گیتی به فرمان او شد به پای
6/181/259

که گر یابم از بیم دریا رهای
که باشد بر آن کشور اندر سری
گرامی کنم مرد درویش را
6/198/570-572

جهاندار و بر نیکوی رهنمای
7/237/322

جز از بندگی کردنت رای نیست
7/252/586

همه چیز جفت است و ایزد یکیست
7/12/1889

هم از راه و آیین طهمورثی
جز از بندگی کردنت رای نیست
9/97/1481-1482

اقتباس از آیات: «والهکم اله واحد لا اله اله الا هو الرحمن الرحیم»، (خدای شما خدایی است یکتا، یگانه، نیست خدا جز او فراخ بخشایش مهربان)، (بقره، 163)

«الله لا اله الا هو الحی القیوم»، (آن خدایی است که نیست خدایی جز او زنده پاینده)، (آل عمران، 2)

«قل هو الله احد»، (بگو [ای محمد]: اوست ان خدای یگانه)، (اخلاص، 1)

«و من کل شیئی خلقنا زوجین لعلکم تذکّرون»، (و از هر چیز گونه هایی آفریدیم باشد که پند گیرید)، (ذاریات، 49)

9- پسر گویی آن را کش انباز نیست

تو گویی که فرزند یزدان بد اوی
بخندد برین بر خردمند مرد
که هست او زفرزند و زن بی نیاز

کسی را که خوانی همی سوگوار
که گوید که فرزند یزدان بد اوی

شگفت آمدم ز آنک چون قیصری

همه گرد برگرد او بخردان
که یزدان چرا خواند آن کشته را

زگیتیش فرجام و آغاز نیست
7/242/408

بر آن دار بر، کشته خندان بد اوی
تو گر بخردی گرد این فن مگرد
به نزدیک او آشکار است راز
9/97/1478/1480

که کردند پیغمبرش را به دار
بر آن دار بر، کشته خندان بد اوی
9/207/3330-3331

سرافراز مردی و نام آوری
همش فیلسوفان و هم موبدان
گرین خشک چوب تبه گشته را
9/272/292-294

اشاره به آیات:

«یا اهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم و لا تقولوا علی الله الا الحق انما المسیح عیسی ابن مریم رسول الله و کلمته القیها الی مریم و روح منه فامنوا بالله و رسله و لا تقولوا ثلاثه انتهوا خیرا لکم انما الله اله واحد سبحانه ان یکون له ولد له ما فی السموات و ما فی الارض و کفی بالله وکیلاً»، (ای اهل کتاب از حد نگذارید در دین خودتان و نگویید بر خدا مگر راستی، جز این نیست مسیح عیسی پسر مریم فرستاده خدا و سخن اوست که انداخت او را به سوی مریم و روحی ازاو، پس بگروید به خدا و فرستادگانش نگویید سه است. باز ایستید تا به بود شما را، خدا یک خداست، منزه است او که او را فرزند باشد، او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و بس است خد ا وکیل)، (نساء، 171)

«و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ذلک قولهم بافواههم یضاهؤون قول الذین کفروا من قبل قاتلهم الله انّی یوفکون؟»، (و گفتند یهودان که عزیر پسر خداست و گفتند ترسایان که عیسی پسر خداست، این است گفتار ایشان به دهنهاشان، مشابه می‌سازند سخن خود را آنها که کافر شدند از پیش، که بکشد ایشان را خدا، چگونه مصروفند از حق به باطل؟)، (توبه، 30)

«لم یلد و لم یولد»، (نزاد و نه زادند او را)، (اخلاص، 3)

10- نبایست یار و نه آموزگار

چون برداشت زآن دوکدان پنبه گفت

سرگرگ را راست ببرید و گفت

بد و نیک از او دان کش انباز نیست

زنادانی و دانش و راستی

بیابی چو گویی که یزدان یکیست

برو بر همه کار دشوار خوار
3/107/1655

به نام خداوند بی یار و جفت
7/140/518

به نام خداوند بی یار و جفت
7/424/2101

به کاریش فرجام و آغاز نیست
8/288/4027

ز کمی و کژی و از کاستی

ورا یار و همتا و انباز نیست
9/152/2401-2402

اشاره به آیات:

«لا شریک له و بذلک امرت و انا اول المسلین.»، (با وی انباز نیست و بدین فرمودند مرا و من اول مسلمانم که گردن نهاد وی را)، (انعام، 163)

«و قل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک»، (بگو سپاس مر خدا را، آن که نگرفت فرزندی را و نمی باشد مراو را شریکی در پاشاهی)، (اسراء، 111)

11- جز از بندگی پیش یزدان مجوی

جز او را مخوان کردگار جهان

ستم دیده را اوست فریاد رس

جز او را مخوان کردگار جهان

مزن دست در نیک و بد جز بدوی
2/155/435

جز او را مدان آشکار و نهان
3/107/1656

منازید با نازش او به کس
7/181/458

شناسنده آشکار و نهان
7/193/665

اشاره به آیه:

«لا تدع مع الله الها آخر لا اله الا هو ...»، (و خدایی دیگر مخوان با الله، نیست هیچ خدایی مگر او. ..)، (قصص، 88) و (توبه،31) و (طه، 8) و ...

12- زدلها همه بیم بیرون کنید

زنادانی و دانش و راستی
بیابی چو گویی که یزدان یکیست

نیایش به دارای بی چون کنید
7/439/2372

ز کمی و کژی و از کاستی
ورایار و همتا و انباز نیست
9/152/2401-2402

اشاره به آیه: «لیس کمثله شیء»، (همانند او چیزی نیست)، (شوری، 11) و « وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ » (و هيچ كس او را همتا نيست)( اخلاص، 4) و ...

13- ز فرمان و رایش کسی نگذرد

چنان آفریند که آیدش رای

چو بخشایش پاک یزدان بود

گذر نیست کس را ز فرمان او
زگیتی نبیند مگر کاستی

بباشد به فرمان او هر چه خواست

بزرگی و خردی به پیمان اوست

چنین گفت کز کردگار سپهر
کزویست نیک و بدویست کام
ازویست فرمان و زویست مهر
زرای و ز تیمار او نگذریم

نباشد جز از رای یزدان پاک

جز از خواست یزدان نباشد سخن

ز فرمان یزدان کسی نگذرد

پی پشه تا پر و چنگ عقاب
ز پیمان و فرمان او نگذرد

ابارای او بنده را رای نیست

پی مور بی او زمین نسپرد
1/175/601

نمانیم و مانیم با های های
1/213/1179

دم آتش و آب یکسان بود
3/36/513

کسی کو بگردد زپیمان او
بدو باشد افزونی و راستی
3/59/903-904

همه بندگانیم و او پادشاست
6/405/421

همه بودنی زیر فرمان اوست
7/394/1570

دل ما پر از آفرین باد و مهر
ازو مستمندیم و زو شادکام
به فرمان اویست بر چرخ، مهر
نفس جز به فرمان او نشمریم
8/53/4-7

ز رخشنده خورشید تا تیره خاک
8/233/3107

چنین بود تا بود چرخ کهن
9/11/1838

چنین داند آنکس که دارد خرد
9/170/2727

به خشکی چوپیل و نهنگ اندر آب
دم خویش بی رای او نشمرد
9/339/341-342

جز او جان ده و چهره آرای نیست
9/393/6 م

اشاره به آیات:

« إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ »، (خدا حکم کند آنچه خواهد)، (مائده، 1)

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ »،(فرمان جز به دست خدا نيست)، (انعام، 57)

«أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ »، (آگاه باش مرا او راست حکم و او زودتر شماره کنندگان)، (انعام،62)

« إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ»، (خداوند تو همه آن کند که خود خواهد)، (هود، 107)

« هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ...»، (اوست خداوند آفریدگار پدید آور صورتگر ..)، (حشر، 24) و « هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ...»، (و او کسی است که بدانگونه که خواهد شما را در رحمها نقشبندی کند ...)، (آل عمران، 6)

14- که یزدان زناچیز، چیز آفرید

نبایست یار و نه آموزگار

توانا و دانا و پاینده ای

نخست آفرین کرد بر کردگار

نخست آفرین کرد بر کردگار

نخست آفرین کرد بر کردگار

توانا و دانا و دارنده اوست

کند چون بخواهد ز ناچیز چیز

بدان تا توانایی آرد پدید
1/14/36

برو بر همه کار دشوار، خوار
3/107/1655

خداوند خورشید تابنده ای
6/139/54

توانا و دانا و پروردگار
7/216/3

توانا و داننده روزگار
8/316/19

توانا و دانا و به روزگار
9/151/2398

سپهر و زمین را نگارنده اوست
9/157/2489

که آموزگارش نباشد بنیز
9/338-330

اشاره به آیات: « إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، (به درستی که الله همه چیز را قادر است و همه کار را توانا)، (بقره، 20)

« يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، (می آفریند آنچه خواهد و خدای بر همه چیز قادر است و توانا)، (مائده، 17)

«یزید فی الخلق مایشاءَ انّ الله علی کل شیء قدیر»، (در آفرینش هر چه خواهد می افزاید، بیگمان خداوند بر همه چیز تواناست)، (فاطر، 1)

«فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر»، (در مقام و منزلتی راستین، نزد پروردگار توانا)، (قمر، 55)

15- چنان آفریندکه آیدش رای

نمانیم و ماندیم با های های
1/213/1179

اشاره به آیه: «یخلق ما یشاء و الله علی کل شی قدیر»، (می آفریند آنچه می‌خواهد و خدا بر هر چیزی توانا است)، (مائده، 17)

16- دو گیتی پدید آمد از کاف و نون

چو گوید بباش آنچ خواهد بدست

چو گوید بباش آنچ گوید بدست

چرا نی به فرمان او در، نه چون
6/405/419

کسی کو جزین داند آن بیهده ست
7/112/1926

همو بودتا بود و تا هست هست
8/288/4028

الهام از آیه: «اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون»، (چون کاری خواهد که کند، جز زان نبود که گوید باش تا می‌بود)،. (مریم، 35) و «اِنّما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له لکن فیکون»، (یس، 82).

17- سپهر و ستاره همه کرده اوست

کم و بیش گیتی برآورده اوست
7/455/3م

اشاره به آیه: «و خلق کل شی فقدره تقدیراً»، (و بیافرید هر چیز را،آن را اندازه ای نهاد و هنگام)، (فرقان، 2)

18- زنام و نشان و گمان برتر است

که دارنده و بر سر آرنده اوست

نگارنده چرخ گردنده اوست

نگارنده بر کشیده سپهر

توانا و دانا و دارنده اوست

ابارای او بنده را رای نیست

نگارنده بر شده پیکر است
1/12/4

زمین و زمان را نگارنده اوست
5/338/1746

فزاینده فرّه بنده اوست
6/8/4

کزویست پرخاش و آرام و مهر
8/80/481

سپهر و زمین را نگارنده اوست
9/157/2489

جز او جان ده و چهره آرای نیست
9/393/6 م


اشاره به آیات:

«هوالله الخالق الباری المصور له الاسماء الحسنی ...»، (اوست خدای، آفریدگار پدید آور صورتگر او راست نامهای نیکو)، (حشر، 24)

«هو الذی یصور کم فی الارحام کیف یشاء لا اله الّا هو العزیز الحکیم» (او کسی است که بدانگونه که خواهد شما را در رحمها نقشبندی کند، جز او که پیروزمند فرزانه است خدایی نیست)، (آل عمران، 5).

19- یکی سخت سوگند شاهامه خورد
به دادار کو این جهان آفرید

به یزدان دادار جان آفرین

به روز سپید و شب لاژورد
سپهر و دد و دام وجان آفرید
3/164/2571-2518

که پیروزی آورد بر دشت کین
4/249/623

اشاره به آیات:

«فانظر الی آثار رحمت­الله کیف یحیی الارض بعد موتها ان ذلک لمحی الموتی و هو علی کل شی قدیر»، (پس نگاه کن به سوی آثار رحمت خدا چگونه زنده می‌کند زمین را بعداز مردنش به درستی که آن هر آینه زنده کننده مردگان است و او بر هر چیزی توانا است)، (روم، 50)

«ومن آیاته انک تری الارض خاشعه فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت ان الذی احیاها لمحیی الموتی انه علی کل شیء قدیر»، (و از نشانه های او این است که تو می‌بینی زمین را افسرده خشک، پس چون فرو فرستادیم ما بر آن آب را به جنبش درآمد مانند خمیر مایه، به درستی که آن که زنده کرد زمین را، زنده کند مردگان را، به تحقیق او بر هر چیز تواناست)، (فصلت، 39) و(حدید، 17)

20- خداوند دارنده هست و نیست

همه جفت و همتا و یزدان یکیست

خداوند هست و خداوند نیست

همه چیز جفت است و ایزد یکیست
3/252/4 م

جز از بندگی کردنت رای نیست
7/252/586

همه چیز جفت است و ایزد یکیست
7/412/1889

اشاره به آیات:

«سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون»، (پاک و منزه است، آن خدای که بیافرید همه گونه ها را از آفریدگان جفت جفت از آنچه زمین می‌رویاند و از وجود مردمان و دیگر همه جانوران و از آنچه آفریدگان ندانند)، (یس، 36)

«و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون.»، (و از هر چیزی آفریدیم جفت ها، شاید شما پندگیرید)، (شعراء، 7) و (ذاریات، 49).

21- بر آن آفرین کن که آن آفرید

سپهر و زمان و زمین آفرید

بر آن آفرین کو جهان آفرید
هم آرام ازویست و هم کام از اوی
سپهر و ستاره همه کرده است

جهاندار تا این جهان آفرید

همی خواند بر کردگار آفرین

زمین ها با آسمان آفرید
3/255/47 م

روان و خرد داد و دین آفرید
4/262/834

زمین و مکان و زمان آفرید
هم انجام از ویست و فرجام از وی
کم و بیش گیتی برآورده است
7/455/1-3 م

زمین کرد و هم آسمان آفرید
9/39/490

که چرخ آفرید و زمان و زمین
9/101/1557

اشاره به آیات: «خلق الله السموات و الارض بالحق ان فی ذلک لایه للمؤمنین»، (خداوند بیافرید آسمانها و زمنیها را به کن و سخن روان، در آفرینش آن، نشانی روشن است گرویدگان را)، (عنکبوت، 44)

«ما خلق الله ذلک الّا بالحق بفصّل الایات لقوم یعلمون»، (خداوند این را جز به حق نیافریده است، و برای اهل معرفت آیات خود را به روشنی بیان می دارد)، (یونس، 5)

22- چو دریا و کوه و زمین آفرید

به پاسخ نخست آفرین گسترید

بدان آفرین کو جهان آفرید

بلند آسمان از برش برکشید
6/8/5

بدان دادگر کو زمین گسترید
7/45/702

بلند آسمان و زمین گسترید
9/156/2488

الهام از آیه: «الذی جعل لکم الارض فراشا و السماء بناء»، (آن که کرده برای شما زمین گسترده و آسمان را بنا کرده). (بقره، 22)

و آیه: «والارض و ما طحیها»، (و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترد)، (شمس، 6)

23- خداوند ناهید و بهرام و مهر

سپهری برین گونه بر پای کرد

خداوند این بر کشیده سپهر
1/270/122 م

شب و روز را گیتی آرای کرد
4/266/890

اشاره به آیه:

«والسما رفعها و وضع المیزان»، (و آسمان را برافراشت و ترازو نهاد)، (رحمن، 7) و (روم، 25)

24- نخست آفرین کرد بر کردگار
که چرخ و مکان و زمان آفرید
همان چرخ گردنده بی ستون

توانا و داننده روزگار
توانایی و ناتوان آفرید
چرا نه به فرمان او در، نه چون
9/156/2485-2487

اقتباس از آیات: «الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها»، (خدایی که برافراشت آسمانها را بی ستونی که ببینید آن را)، (رعد، 2)

«خلق السموات بغیر عمد ترونها»، (بیافرید آسمانها را بدون ستونهایی که ببنند)، (لقمان، 10)

25- کنون ای خردمند روشن روان
که اویست بر نیک و بد رهنمای

کند آفرین بر خداوند مهر

کزویست بر پای گردان سپهر

بجز نام یزدان مگردان زبان
وزویست گردون گردان به جای
4/208-1-2

کزین گونه بر پای دارد سپهر
9/206-3306

همه پادشاهیش داد است و مهر
9/321/139

الهام از آیه: «و من آیاته ان تقوم السماء و الارض بامره ثم اذا دعاکم دعوه من الارض اذا انتم تخرجون»، (و از نشانه های [توانایی و دانایی] اوست که آسمان و زمین می‌پاید ایستاده به فرمان، پس آنگه که خواند شما را یک خواندن، آنگه شما برانگیخته شوید)، (روم، 25) و (انعام،115)

26- سپهری برین گونه برجای کرد

نگارنده چرخ گردنده اوست

شما دست یکسر به یزدان زنید
که بخشنده اویست و دارنده اوست

سر نامه چون کرد رنگین به قار
نگارنده بر کشیده سپهر

توانا و دانا و دارنده اوی

شب و روز را گیتی آرای کرد
4/266/890

فزاینده فرّه بنده اوست
6/8/4

بکوشید و پیمان او مشکنید
بلند آسمان را نگارنده اوست
7/181/456-457

نخست آفرین کرد بر کردگار
کزویست پرخاش و آرام و مهر
8/80/480-481

سپهر و زمین را نگارنده اوی
9/157/2489

اشاره به آیه: «افلم ینظروا الی السماء فوقهم کیف بنینیها و زینّها و مالها من فروج»، (آیا در ننگرند در این آسمان زبر ایشان که چون افراشتیم و چون نگاشتیم و آن را هیچ شکاف و عیب نه)، (ق، 6)

27- شب و روز و گردان سپهر آفرید

به چرخ اندرون آفتاب آفرید

خور و خواب و تندی و مهر آفرید
4/115/11

شب و روز و آرام و خواب آفرید
9/157/2490

اقتباس از آیه: «وهوالذی جعل لکم الیل لباسا و النوم سباتاً و جعل النهار نشورا»، (و اوست آن که قرارداد برای شما شب را پوششی و خواب را آسایشی وگردانید روز را برانگیختنی)، (فرقان، 47).

28- از آن خواه راهت که راه آفرید

شب و روز و گردان سپهر آفرید

به دادار کو داد و مهر آفرید

بداندیش ما را تو کردی تباه

به چرخ اندرون آفتاب آفرید

شب و روز و خورشید و ماه آفرید
17/112/1924

چو بهرام و کیوان و مهر آفرید
7/216/4

شب و روز و گردون سپهر آفرید
8/244/3281

تویی آفریننده هور و ماه
8/374/995

شب و روز و آرام و خواب آفرید
9/57/2490

اشاره به آیه: «و هو الذی خلق اللیل و النهار و الشمس و القمر کل فی فلک یسبحون»، (و او خداوندی است که آفرید شب و روز را و آفتاب و ماه را همه در فلکی می‌روند)، (انبیاء، 33)

و آیات: «والشمس تجری لمستقرلها ذلک تقدیر العزیز العلیم. و القمرَ قدّرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم»، (و خورشید با قرار و قاعده [ی معیّنش] جریان دارد؛ و این اندازه آفرینی [خداوند] پیروزمند داناست. و ماه را نیز منزلگاههایی مقرر داشته ایم تا [در سیر خویش] همچون شاخه خشکیده دیرینه باز گردد)، (یس، 38-39)

29- نبیند ز بن دیده بر تیغ کوه
بدان آفرین کان چنان آفرین

ازو ماند کیخسرو اندر شگفت
بر آن کو چنان پهلوان آفرید

به رستم نگه کردم امروز من
ستایش گرفتم به یزدان پاک
که پروردگار آنچنان آفرید

هم از بر شدن مرد گردد ستوه
ابا آشکارا نهان آفرین
3/107/1653-1654

چو بنهاد جام، آفرین برگرفت
کسی این شگفتی به گیتی ندید
4/313/1653-1654

بر آن برز بالای آن پیلتن
کزویست امید و زو بیم و باک
بر آن آفرین کو جهان آفرید
6/291/1200-1202

الهام از آیه: «فتبارک الله احسن الخالقین»، (بزرگا خداوندا که بهترین آفرینندکان است)، (مؤمنون،14)

30- بیامد به پیش خداوند دد

توانا و دانا و پاینده ای

نخست آفرین کرد بر کردگار

همه دانش او راست ما بنده ایم

نخست آفرین کرد بر کردگار

که اویست برتر زهر برتری

نخست آفرین کرد بر کردگار

توانا و دانا و دارنده اوست

خداوند هر دانش و نیک و بد
6/32/397

خداوند خورشید تابنده ای
6/139/54

توانا و دانا و پروردگار
7/216/3

که کاهنده و هم فزاینده ایم
7/262/5

توانا و داننده روزگار
8/316/19

تواناو داننده از هر دری
9/78/1177

توانا و دانا و به روزگار
9/151/2398

سپهر و زمین را نگارنده اوست
9/157/2489

اشاره به آیات: «یوم یجمع الله الرسل فیقول ماذا اُجبتم قالوا لا علم لنا انک انت علام الغیوب»،

(آن روز که با هم آرد خدای فرستادگان خویش را و گوید ایشان را، شما راچه پاسخ کردند؟ جواب دهند و گویند: ما را به جواب این، دانش نیست تویی تو که دانای غیبهایی)، (مائده، 109)

«قل انما العلم عندالله و انما انا نذیر مبین»، (بگو دانش آنچه می‌پرسید نزدیک خدای است و من آگاه کنند ای آشکارم)، (ملک، 26)

31- بگفتند با شاه کین زن چه گفت جهان آفرین داند اندر نهفت

3/32/441

اشاره به آیه: «الم تر ان الله یعلم ما فی السموات و ما فی الارض ما یکون من نجوی ثلثه الا هو رابعهم و لاخمسه الاهو سادسهم ولا ادنی من ذلک و لا اکثر الا هو معهم این ما کانوا ثم ینبئهم بما عملوا یوم القیامه ان الله بکل شیئی علیم»، (نمی دانی که خدای می‌داند هر چه در آسمانها و در زمنیهاست، هیچ سه راز کننده به هم نباشند مگر خدای تعالی [به آگاهی و دانش] چهارم ایشان است و نه پنج تن، مگر که او با ایشان است هر جای که باشند، پس ایشان را خبر دهد به آنچه می‌کردند روز رستاخیر که خداوند به همه چیز داناست)، (مجادله، 7)

و الهام از آیه: «لاتدرکه الابصار وهویدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر»، (در نیابد وی را دیده ها و وی دریابنده همه دیده هاست و وی نوازنده بندگان است و داننده آشکار او نهان)، (انعام، 103)

32- چو پولادوند از برِزین بماند
که ای برتر از گردش روزگار

نخستین ستود آفریننده را

همه نیک و بد زآفریننده دان

تهمتن جهان آفرین را بخواند
جهاندار و بینا و پروردگار
4/291/1270-1271

جهاندار و بینا و بیننده را
8/183/2215

خداوند دانا و بیننده دان
9/389/14 م

اشاره به آیه:

«واتقوا الله و اعلموا ان الله بما تعلمون بصیر»، (و بپرهیزید از خشم و عذاب خدای و بدانید که خدای به آنچه می‌کنید بیناست و دانا)، (بقره، 233)

«ان الله بصیر بالعباد»، (به درستی که خدا بیناست به بندگانش)، (غافر، 44)

33- همی گفت کای روشن کردگار

نخستین ستود آفریننده را

چو با بندگان کارزارت بود

جهاندار و بیدار و پروردگار
5/285/736

جهاندار و بیدار و بیننده را
8/183/2215

جهاندار بیدار یارت بود
9/74/1095

الهام از آیه:

«الله لااله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنه و لانوم»، (خدای است که جز او خدایی نیست، زنده پاینده، نگیرد او را خواب اندک و بسیار)، (بقره، 255)

34- خردمند و بینا دل آن را شناس
بداند که هست اوزما بی نیاز

که دارد ز دادار گیتی سپاس
به نزدیک او آشکار است راز
8/59/102-103

الهام از آیات: «و ان تجهر بالقول فانه یعلم السر و اخفی»، (و اگر آشکار کنی به گفتار پس به تحقیق او می‌داند پنهانی و پنهانتر را)، (طه، 7)

«ذلک بانهم قالوا للذین کوهوا ما نزل الله سنطیعکم فی بعض الامر و الله یعلم اسرارهم»، (این است به سبب آنکه آنها گفتند مر آنان را- که مکروه داشتند آنچه را فرو فرستاد خدا زود فرمان بریم شما را در بعضی کارها و خدا می‌داند نهانیهای آن را)، (محمد، 26)

35- سپاس از جهاندار هر دو جهان

امیدستم از کردگار جهان

همی گفت کای کردگار جهان

همی گفت کای کردگار جهان

نوشتن به نام خدای جهان

پذیرفتم از کردگار جهان

همی خواهم از کردگار جهان

جز او را مخوان کردگار جهان

چنین گفت کز کردگار جهان
بترسید و او را ستایش کنید

نداند جز از کردگار جهان

بدانید کز کردگار جهان

پذیرفتم این از خدای جهان

که اویست برتر زهر برتری

شناسنده آشکار و نهان
1/120/694

شناسنده آشکار و نهان
3/135/2095

تو دانی همی آشکار و نهان
5/228/2423

شناسنده آشکار و نهان
5/350/1964

شناسنده آشکار و نهان
6/74/129

شناسنده آشکار و نهان
6/57/342

شناسنده آشکار و نهان
7/191/635

شناسنده آشکار و نهان
7/193/665

شناسنده آشکار و نهان
شب تیره پیشش نیایش کنید
7/439/2366-2367

از آن آشکارا درستی نهان
8/151/1644

بد و نیک هرگز نماند نهان
8/316/24

شناسنده آشکار و نهان
9/28/307

توانا و داننده از هر دری
9/78/1177

اشاره به آیات: «عالم الغیب و الشهاده الکبیر المتعال»، (دانای نهان و آشکارا آن بزرگ پاک بی عیب برتر)، (رعد، 9)

و: «ما یعزب عن ربک من مثقال ذره فی الارض و لا فی السماء و لا اصغر من ذلک و لااکبر الا فی کتاب مبین»، (و پوشیده نمی شود از پروردگار تو مقدار ذره ای در زمین و نه در آسمان و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر مگر در کتاب روشن)، (یونس، 61)

و: «ربنا انک تعلم ما نخفی و ما نعلن و ما یخفی علی الله من شیء فی الارض و لا فی السماء»، (پروردگارا به تحقیق تو آگاهی آنچه را بپوشیم و آنچه را آشکارا داریم و پوشیده نیست بر خدا هیچ چیزی در زمین و نه در آسمان)، (ابراهیم، 38)

36- جهان آفرین بی نیازی است ازین

زهرچ آفریده است او بی نیاز
ز دستور و گنجور و از تاج و تخت
همه بی نیاز است و ما بنده ایم

اگر چند اندیشه گردد دراز

که او راست بر نیکوی دسترس

همی خواهم از داور بی نیاز

بداند که هست او زما بی نیاز

نداند جز او آشکارا و راز

خدای جها را نباشد نیاز

ز بهر تو باید سپهر و زمین
2/152/391

تو در پادشاهیش گردون فراز
زکمی و بیشی و از ناز و بخت
به فرمان و رایش سرافکنده ایم
4/115-8-10

هم از پاک یزدان نه ای بی نیاز
5/365/2207

به نیرو نیازش نیاید به کس
7/240-387

که باشد مرا زندگانی دراز
8/9/47

به نزدیک او آشکار است راز
8/59/103

به دانش مرا آز و او بی نیاز
8/265/3633

نه جای خور و کام و آرام و ناز
7/41/7132

اشاره به آیات: «یاایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید»، (ای مردمان شما محتاجانید به سوی خدا و خدا اوست بی نیاز ستوده)، (فاطر، 15) و (آل عمران، 97)

«الله الصمد»، (خدای مهتر [بی نیاز] است)، (اخلاص، 2)

«... و من کفر فانّ الله غنّی عن العالمین»، (... و هر کس که کفر [و انکار] ورزد [بداند که] خداوند از جهانیان بی نیاز است)، (آل عمران، 97).

«فاطر السموات و الارض و هو یُطعم و لا یُطعَم»، (آفرینشگر آسمانها و زمین است، اوست که به همگان روزی می خوراند و خود روزی نمی خورد)، (انعام، 14)

37- چو بخشایش پاک یزدان بود

ز خورشید تابنده تا تیره خاک

همی گفت کای پاک برتر خدای

سپاهش همه خواندند آفرین
نهادند و گفتند با کردگار

زرخشنده خورشید تا تیره خاک

دم آتش و آب یکسان بود
3/36/513

گذر نیست از داد یزدان پاک
3/142/2191

به نیکی تو باشی مرا رهنمای
6/154/307

همه پیش دادار، سر بر زمین
تویی پاک و بی عیب و پروردگار
6/176/173-174

نباشد مگر رای یزدان پاک
9/53/736

اشاره به آیه: «فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی والیه ترجعون»، (پس پاک است آن که به دست اوست پادشاهی هر چیزی و به سوی او بازگشت کنید)، (یس، 83).

«سبحان ربک رب العزه عما یصفون»، (پاک است پروردگار تو، پروردگار غالب از آنچه وصف می‌کنند)، (صافات، 180)

38- خداوند نام و خداوند جای

چنین گفت کای دادگر یک خدای

به یزدان گرای و سخن زو فزای

به یزدان گراییم فرجام کار

همی خواهم از کردگار جهان
که یکسر ببخشد گناه مرا

خداوند روزی ده رهنمای
1/12/2

جهاندار و روزی ده و رهنمای
4/15/108

که اویست روزی ده و رهنمای
7/200/92

که روزی ده اویست و پروردگار
8/119/1110

ز روزی ده آشکار و نهان
درخشان کند تیره گاه مرا
9/139/2183-2184

اشاره به آیات: «و ما من دابه فی الارض الاعلی الله رزقها و یعلم مستقرها و مستودعها کلّ فی کتاب مبین»، (و نیست جنبنده ای در زمین مگر بر خداست روزیش و می‌داند قرار گاهش و جای بودنش را، در کتابی مبین ثبت است)، (هود، 6)

«ان الله هو الرزاق ذوالقوه المتین»، (به تحقیق خدا، اوست روزی دهنده صاحب توانایی سخت)، (ذاریات، 58) و (طلاق، 2و3).

39- چو بخشایش آورد نیکی دهش

ببخشود یزدان نیکی دهش

تو پیمان نیکی دهش بشکنی

تن رخش بسترد و زین بر نهاد

به نیروی یزدان نیکی دهش

مرا فر نیکی دهش یار بود

چو یزدان نیکی دهش زور داد

چو کشتی ز دشت اندر آمد به رود

به نیکی بباید سپردن رهش
1/76/451

کجا بودنی داشت اندر بوش
1/141/85

چنان بی گنه بچه را بفکنی
1/142/102

ز یزدان نیکی دهش کرد یاد
2/92/307

کزین کوه آهن نیابم تپش
3/35/502

خردمندی و بخت بیدار بود
3/108/1658

از اختر تو را گردش هور داد
3/194/2968

همی داد نیکی دهش را درود
3/219/3348

اشاره به آیه: «انا لانضیع اجرمن احسن عملاً»، (ما پاداش نکوکاران را نادیده نمی گیریم)، (کهف، 30) و (توبه، 120) و (یوسف، 90).

40- سوی کردگار جهان کرد سر

همان نیز بخشنده دادگر

چنین بود بخشش ز بخشنده ام

خداوند بخشنده و دادگر

خداوند بخشنده و داد و راست
شما دست یکسر به یزدان زنید
که بخشنده اویست و دارنده اوی

که ای پاک و بخشنده و دادگر
5/70/1055

کزویست پیدا به گیتی هنر
5/238/52

هم از روز گار درخشنده ام
6/401/360

خداوند مردی و هوش و هنر
7/20/252

فزونی کسی را دهد کش سزاست
بکوشید و پیمان او مشکنید
بلند آسمان را نگارنده اوی
7/181/455-457

اشاره به آیه: «والله ذوالفضل العظیم»، (خدا صاحب بخشش بزرگ است)، (حدید،21)

41- پس آن گه سوی آسمان کرد روی

تهمتن سوی آسمان کرد روی

از آن پس بمالید بر خاک روی

که ای دادگر داور راستگوی
1/132/882

چنین گفت کای داور راستگوی
2/93/325

چنین گفت کای داور راستگوی
9/260/99

اشاره به آیه: «و من اصدق من الله حدیثا؟»، (و کیست راستگوتر از خدا)، (نساء، 87) و: «و من اصدق من الله قبلاً»، (و کیست راستگوتر از خدا)، (نساء، 122)

42- که داد خدای است و زین چاره نیست

کزویست برپای گردان سپهر

خداوند گیتی ستمکار نیست
6/95/29

همه پادشاهیش داد است و مهر
9/321/9

اقتباس از آیات: «ان الله لیس بظلام للعبید»، (خدای نیست بیداد کننده بر بندگان)، (آل عمران، 182).

و: «ان الله لا یظلم مثقال ذره»، (خدای تعالی ستم نکند مقدار ذره [ای])، (نساء، 40)

و: «ان الله لایظلم الناس شیئاً و لکن الناس انفسهم یظلمون»، (الله بر مردمان ستم نکند هیچ، لکن مردمان بر خویشتن ستم می‌کنند)، (یونس، 44).

43- ز افسون و از جادوی برتری

زدی بانگ بر من چو جنگاوران

جز از تو زبر داوری دیگر است

جهاندار بر داوران داور است

جهاندار و بر داوران داوری
4/138/363

نترسیدی از داور داوران
5/65/973

کز اندیشه برتران برتر است
7/298/451

ز اندیشه هر کسی برتر است
8/55/45

اشاره به آیات: «ونادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و اِنّ وعدک الحق و انت احکم الحاکمین.»، (و ندا کرد نوح پروردگارش را پس گفت خدایا پسر من از اهل من است و به درستی که وعده تو حق است و تویی حکم کننده ترین حکم کنندگان)، (هود، 45)

و: «الیس الله باحکم الحاکمین؟»، (آیا نیست خدا داورترین داوران؟)، (تین، 8)

44- زکردار هر کس که دارم سپاس

بگویش که هر کس که گردد بلند
زدادار باید که دارد سپاس

زدادار دارنده یکسر سپاس

نباید که شد جان ما بی سپاس

بگویم به یزدان نیکی شناس
5/400/2782

جهاندار وز هر بدی بی گزند
که اویست جاوید نیکی شناس
6/231/225-226

که اویست جاوید نیکی شناس
7/410/1855

به نزدیک یزدان نیکی شناس
8/100/816

اشاره به آیه: «ما یفعل الله بعذابکم ان شکرتم و امنتم و کان الله شاکراً علیما»، (خدا را با عذاب شما چه کار اگر شاکر باشید و مؤمن، و باشد خدا شکر کننده دانا)، (نساء، 147)

و: «لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله انه غفور شکور»، (تا تمام کند خدا مزد ایشان را و افزاید ایشان را از فضل خود که او آمرزنده شکرگزار است)، (فاطر، 30)

45- چو پیروز گر دادمان دستگاه

سپاس از جهاندار پیروزگر

به نیروی یزدان پیروزگر

بدان گه تو پیروز باشی مگر

گنهکار پیدا شد از بی گناه
1/130/856

کزویست نیرو و وهم و هنر
1/264/4م

به بخت و به شمشیر تیز و هنر
2/103/505

اگر یار باشدت پیروزگر
2/106/570

اشاره به آیه: «ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیرالفاتحین»، (پروردگارا بگشا میان ما و میان قوم ما به راستی و تو بهترین گشایندگان)، (اعراف، 89)

و آیه: «انا فتحنالک فتحا مبینا»، (به تحقیق گشودیم بر تو گشودنی آشکار)، (فتح، 1)

و آیه: «اذا جاء نصر الله و الفتح»، (هنگامی که آمد یاری خداو فتح مکه)، (نصر، 1)

به بیداد بر نیست اینکار تو

همی گفت کای کردگار جهان
نگهدارِ خشکی و دریا تویی

نگهدار دین و تن و هوش من

بر آن آب روشن سروتن بشست

همی خواهم از کردگار جهان
که باشد ز هر بد نگهدارتان

چنین داد پاسخ گرانمایه شاه

بسنده است یزدان نگهدار تو
5/143/1007

شناسنده آشکار و نهان
خدای ثری و ثریا تویی
5/350/1964-1965

همان نیروی جان و گر گوش من
6/139/55

نگهدار جز پاک یزدان نجست
7/81/1372

شناسنده آشکار و نهان
همه نیکنامی بود یارتان
7/191/635-636

که دادار باشد ز هر بدنگاه
7/227/134

اشاره به آیات:

«فالله خیر حافظا وهو ارحم الراحمین»، (پس خدا بهترین حفظ کنندگان است و او مهربانتر مهربانان است)، (یوسف، 64)

«و ربک علی کل شیئی حفیظ»، (و پروردگار تو بر هر چیزی نگهبان است)، (سباء، 21)

جهان آفریننده یار من است

چنین بود تا بود گردان سپهر
و دیگر که دارنده یار من است

تو باشی به بیچارگی دستگیر

همی گفت کام و بلندی زتوست

که من بنده بر دست ایشان تباه

وزین سو به دریا رسید اردشیر
تو کردی مرا ایمن از بد کنش

بی آزاری و مردمی بهتر است

بدو گفت شاه این نه تیر من است

دل و تیغ و بازو حصار من است
2/64/37

که با نوش زهر است با جنگ مهر
بزرگی و مهرش حصار من است
2/142/251-252

تواناتر از آتش و زمهریر
4/138/364

به هر سختیی یارمندی زتوست
5/312/1297

نگردم تویی پشت و فریاد خواه
6/139/56

به یزدان چنین گفت کای دستگیر
که هرگز مبیناد نیکی تنش
7/130/319-320

کرا کردگار جهان یاور است
7/240/382

که پیروزگر دستگیر من است
7/373/1194

اشاره به آیه: «و الله یؤیّد بنصره من یشاء ...»، (و خداوند هر کس را بخواهد به نصرت خویش یاری دهد)، (آل عمران 132) و «بل الله مولیکم و هو خیر الناصرین»، (خدای یار شما است واو بهترین یاری کنندگان است)، (آل عمران، 150) و آیه: «بنصرالله ینصُرُ من یشاء و هو العزیز الرّحیم»، ([خداوند] هر کس را که بخواهد یاری می‌کند، و او پیروزمند مهربان است)، (روم، 5) و ...

48- کرا برکشیدی تو افکنده نیست

بدو گفت شاه این نه تیر من است
کرا پشت و ساور جهاندار نیست

سرپادشاهیش را کس ندید

کرا برگزینی تو اوخوار نیست

همانگه سوی آسمان کرد روی
که برگیرد آن را که تو افکنی

جز از تو جهاندار دارنده نیست
5/168/1455

که پیروزگر دستگیر من است
ازو خوارتر در جهان خوار نیست
7/373/1194-1195

نشد خوار هر کس که او را گزید
8/50/358

جهان را جز از تو جهاندار نیست
8/188/2310

چنین گفت کای داور راست گوی
که پیوندد آن را که بشکنی
9/260/99-100

اشاره به آیات: «ان ینصرکم الله فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذا الذی ینصر کم من بعده و علی الله فلیتوکل المؤمنون»، (اگر یاری دهد الله شما را باز شکننده ای نیست شما را و اگر خوار کند شما را و فرو گذارد کیست آن که یاری دهد شما را از پس فرو گذاشتن او؟ مؤمنان باید بر خداوند توکل کنند)، (آل عمران، 160)، (انعام،17)

49- پس آنکه سوی آسمان کرد روی
تو گفتی که من دادگر داورم
همم داد دادی و هم داوری

مکافات کن بدکنش را به خون

توانایی و دانش و داد از اوست

ستم دیده را اوست فریاد رس

که ای دادگر داور راست گوی
به سختی ستم دیده را یاورم
همم تاج دادی هم انگشتری
1/32-133/882-884

تو باشی ستم دیده را رهنمون
5/279/782

به گیتی ستم یافته شاد از اوست
5/323/1465

منازید با نازش او به کس
7/181/458

اشاره به آیه: «ذلک و من عاقب بمثل ما عوقب به ثم بغی علیه لینصرنه الله ان الله لعفوّ غفور»، (این است و هر که عقوبت کرد به مانند آنچه عقوبت کرده شد به آن، پس ستم کرده شد بر او، هر آینه یاری کند او را خدا، به تحقیق خدا در گذرنده آمرزنده است)، (حج، 60)

50- که او دادمان برددان دستگاه

بیامد به پیش خداوند ماه

ستایش مراو را که بنمود راه
1/37/19

که او داد بر هر ددی دستگاه
6/182/271

اشاره به آیات: «ربّکم الذی خلق الازواج کلها وجعل لکم من الفُلک والانعام ما ترکبون. لتستووا علی ظهوره ثم تذکروا نعمه ربّکم اذاستویتم علیه و تقولوا سبحان الذی سخر لنا هذا و ماکنا له مقرنین»، (آن که آفرید جفتها را همه آن را و قرارداد برای شما از کشتی و چهار پایان آنچه را سوار شوید تا راست نشینید بر پشتهای آن، پس یاد کنید نعمت پروردگارتان را چون نشینید بر او و بگویید منزه است آن که رام کرد برای ما این را و ما بر آن توانا نبودیم)، (زخرف، 12-13)

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۳ و ساعت 14:8 |