.    اا

1. داستایِفسکی: قدر پول باید به اندازه ای نزد یک جنتلمن ناچیز باشد که نبودش نتواند آرامش او را برهم زند.

2.مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنیا ولَم یجزَعْ مِن ذُلِّها، ولَم ینافِسْ فی عِزّها، هَداهُ اللَّهُ بِغَیرِ هِدایةٍ مِن مَخلُوقٍ، و عَلَّمَهُ بِغَیرِ تَعلِیمٍ، و أثبَتَ الحِکمَةَ فِی صَدرِهِ و أجراها عَلی لِسانِهِ. کسی که به دنیا بی رغبت شود و از ذلتش بی تابی نکند و به عزتش میل ننماید، خداوند بدون راهنمایی آفریده ای هدایتش کند و بدون آموزش به او دانش دهد و حکمت را در دلش ثبت نماید و بر زبانش جاری سازد.(حَرّانی،تُحَف العُقول، ص: 223)

3.شیخ بهائی:

زهد چه؟ تجريد قلب از حبّ غير

تا تعلّق نايدت مانع ز سِير

گر رسد مالى نگردى شادمان

ور رود آن نبوَدَت باكى از آن

لطف دانى آنچه آيد از خدا

خواه ذُلّ و فقر خواه عِزّ و غنا

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۳ و ساعت 18:49 |