.    اا

1.گَر سینه آیینه کُنی، بی کِبر و بی کینه کُنی
در ویْ ببینی هَردَمَش کالصَّبْر مِفْتاحُ الفَرَج

دیوان شمس،غزل:519

2. آن سینه و چون سینه؟! صیقل دِهِ آیینه
آن سینه که اَندَر خود صد باغ اِرَم دارد
دیوان شمس،غزل:601

3. رو سینه را چون سینه‌ها، هَفْت‌آب شو از کینه‌ها
وٰانْگَهْ شراب عِشق را، پیمانه شو، پیمانه شو!

دیوان شمس،غزل:2131

4.ور به هر زخمی تو پر کینه شوی

پس کجا بی‌صیقل، آیینه شوی

مثنوی،دفتر اوّل

5.غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب
که نیست سینه ارباب کینه محرم راز

حافظ،غزل: 258

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در دوشنبه پنجم آذر ۱۴۰۳ و ساعت 9:1 |