معنویّت از منظری و به گونه ای سرشار شدن از شور هستی است که آدمی احساس کند جانش به گسترۀ گیتی تَوَسُّع پیدا کرده است .
تنگ است بر او هر هفت فلک
چون میرود او در پیرهنم
دیوان شمس ،غزل:1750
همچنین فربهی جان به نور معنا و معرفت پس از احرازِ قابلیّت است :
تا غذای اصل را قابل شَوی
لقمههای نور را آکل شوی
چون خوری یک بار از مأکول نور
خاک ریزی بر سرِ نان و تنور
مثنوی،دفتر چهارم
مرتبتی است که انسان با هستی هماهنگ می شود و دل به جان جهان می سپارد که « نورِ آسمانها و زمین»،(نور،35) است؛ خودش نیز از ظلمتها فاصله می گیرد و نورانی می شود . جانش از شوائب و آلایشها پاک می شود ، رشد می کند ،شکوفا می شود و مُطرّی می گردد.در دنیائی که با ابتلائات تنیده گردیده (نهج البلاغه،خطبۀ : 226) و در زیستنی که با فراز و نشیبها توأم است از مکاره معنا یابی می کند و در مقابل اتفاقات منفعل نمی شود بلکه به این می رسد که: خدائی «در این نزدیکی است» و دل به او می سپارد:«وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»،(حدید،4) . با امید و اعتماد به لطف بی پایان،حکمت،رأفت و رحمت خداوند رو به سوی او که بی سو ست می آورد (بقره،115)و از سَرِ صدق و سویدای دل به خود می گوید:
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
دیوان حافظ، غزل:187
ادبیات نیز مجموعهای از آثار و دلنوشته ها در گسترۀ اعصار و امصار است که نمودی از منویّات معنوی به شمار می رود و تمدّن هر ملت متناسب با وسعت و غنای محتوائیِ متون ادبی اش شناخته میشود،سخنانی که از حدِّ سخن عادی فراتر بوده و مردم در طول روزگاران درخور ثبت، ضبط و نقل دانستهاند و با خواندن و شنیدن آن احساس ابتهاج ،اندوه ،خوشی ،همدلی و همدردی با همنوعان و ... داشته اند. گونه ای تصویرگری است که زبانی گویا دارد و گویشی است که نقش های بدیع می نگارد.گزارشی است از زلالترین یافته ها در صُزاح ترین حالات و لحظات ذهن و ضمیر . رهاورد تعقّل ، پروردۀ ذوق و قریحه و فرآوردۀ تخیّل سازنده که باطن را از آلایشها می پیراید ، عقل را بالنده می سازد و زبان را استوار می دارد.
اُنس با ادبیات می تواند رهاوردهای مبارکی برای ما داشته باشد که اجمالاً و به اقتضای مجال به مواردی از آنها اشاره می شود:
1.«زندگی» در پرتو ادبیات بهتر شناخته می شود و حلاوت افزونتری پیدا می کند .
2.گفتار ،نوشتار و عملکرد که تلفیق شان «رفتار» ما را شکل می دهد بهبود و ارتقا می یابد.
3.حسِّ «پرسشگری» که از ارزشمندترین مختصّات انسان است بالنده می شود.
4.آدمی به توان ادراک مُلذّاتی عمیقتر از لذایذ سطحی و متعارف نائل می گردد.
5. «نگاه» بسط و ژرفنای مضاعَفی پیدا می کند ؛آدمی که عمدتاً «نگاه» است و تفسیرِ مشاهدات ،درک دیگری از مُبصرات پیدا می کند.
6. ادبیات این توفیق و فرصت را به انسان می دهد که در زندگی دیگران به نوعی سهیم شود و بتواند عوض یک زندگی ،چندین زندگی را تجربه کند.
7. موجب دیگرپذیری و دوری از جزم و جمود می شود و درک متقابل دیگران با ادبیّات تسهیل می گردد.
8.ادبیات از وثیق ترین روشهای شناخت فرهنگها و تمدنها می باشد .
9. هوّیت ملّی و فرهنگی ملتها با ادبیات قوام می یابد و استوارتر می شود.
10. موجب افزایش خلاقیت و تقویت تفکر انتقادی در بین دانشوران می گردد.
11. قوّۀ خیال با ادبیات اوج می گیرد و بر قلّۀ مواجید می نشیند که می تواند اثمار و رهاوردهای مبارک و ماندگاری داشته باشد.
12. موجب شناخت دقیق تر خود و دیگران می شود و از آنجا که خودشناسی و مَعرفةُ النَّفس نافع ترین دانش برای انسان است ،عاید ارزشمندی به شمار می آید.
13. آمی را به جزئیاتی که گاه مهمّ اند و غالباً افراد عادی از روی عادت زدگی و روزمرّگی قادر به مشاهدۀ آنها نیستند ، متوجّه می سازد.
14. موجب «حُسنِ تعلیل »در مواجهۀ با پیشامدها و در تعاملات و همکنشی ها می شود و این مطلب چنانکه در صدر مقال آمد موجب آرامش ،دوری از تنشهای بی حاصل و تثبیت معنویت می گردد.
15.موجب می شود بتوانیم خود را جای دیگران و دیگران را جای خود قرار دهیم و این از عوامل مهمّ تسهیل گر برای زندگی معنوی می باشد.
16.ارزشهای اصیل را بگونه ای پایا به تصویر می کشد و ماندگار می سازد.
17.مخاطب را با اسلوبهای والای سخن آشنا و مَأنوس می سازد.
18. در کاربست تعالی بخش ،موجب تزکیه روح و تهذیب نفس می گردد.
19. برای رشته هائی مانند روانشناسی و علوم اجتماعی می تواند یاریگر موثّری در تبیین مفاهیم باشد.نویسندگانی مانند داستایِفسکی روابط انسانی را در بدیع ترین حالت تحلیل می کنند و به تصویر می کشند.
20. وسیلۀ کارآمدی برای بیان هیجانات ،مکنونات و نیل به آگاهی های برتر است.
21. با ادبیّات ، کیفیت زندگی در ابعاد گوناگونِ آن که در دهه های اخیر بیش از پیش ذهن انسان خصوصاً اندیشمندان را به خود مشغول کرده است ارتقا پیدا می کند.
22. در رویکرد فرارَوانه ، الگوئی از معنویت توحیدی ، اسلامی با پرتوافشانی انوار وحیانی و آموزه های ثقلین جهت ارتقای سلامت در جوامع انسانی ترسیم می کند و تحقق می بخشد.
کتاب حاضر که با سرپرستی دکتر ابوالفضل خوشی و به اهتمام دکتر حسین شمس کوشکی،دکتر سیامک مختاری و دکتر ملیحه متوسّلیان در راستای پژوهشهای گروه سلامت معنوی فرهنگستان علوم پزشکی تدوین شده ، اثری است در جهت نیل به سلامت معنوی و دفع و رفع موانع نائل شدن به آن با بهره گیری از متون ادبی و اخلاقی کهن و معاصر که گنجینه هائی گرانبها و سرشار از گوهر معانی هستند . امید که مخاطبان را به نحوی سزامند به کار آید و اقدامی مبارک در پیشبرد و نهادینه سازی سلامت معنوی در کنار دیگر ابعاد و مصادیق سلامت [جسمی ،روانی و اجتماعی] در کشور عزیزمان باشد که دنیای ما ،اکنون مانند همیشه بلکه بیش از هروقت دیگر، به صلای عارفان ،حکیمان و ادیبان و دعوتشان به معرفت و معنویّت نیاز دارد.
سرسبز آن درخت که از تیشه ایمن است
فرخنده آن امید که حرمان نمیشود
بمنّهِ و رحمته انّه ولیُّ النّعم
