مقدّمه:
تروما میتواند مصدوم را علاوه بر آسیبهای جسمی مبتلا به احساسات فرساینده و ناراحت کننده، اضطراب ،گفتگوهای منفی با خویشتن ،انزوا و قطع ارتباط با دیگران و ...سازد . واکنشهای اولیه به تروما شامل خستگی، غم و اندوه، اضطراب، بیقراری، بیحسی، گسستگی،پریشانی ، برانگیختگی فیزیکی و ...هستند که با مدیریت روشمند و بهره گیری از آموزه های معنوی توسط خود شخص و اطرافیان کاهش یابد و به حدّ اقل برسد یا حتی با معنایابی موجب افق گشائی و باز شدن چشم اندازهای تازه به روی شخص ترومائی گردد.با توجه به اینکه به مدلول کلام امام صادق(ع) که می فرماید:«ما ضَعُف بَدَنٌ عمّا قَوِیَتُ علیه النّیّة» ،وقتی نیّت و اراده آدم قوی باشد، بدن دچار ضعف و ناتوانی نمیشود .(وسائل الشیعه؛ ج 1، ص 7 و:من لا یحضره الفقیه،ج:4،ص:400) می توان با تقویت اراده ،از ضعف و تحلیل بدن جلوگیری کرد.نوشتار ذیل چند مورد از عوامل انگیزه بخش و معاضد در مواجهۀ مطلوب با تروما را بیان می کند.
واژگان کلیدی:تروما. توانبخشی .معنایابی.
متن:
نوعاً تروما در چهار موقعیت تعریف می شود:
ا :در دانش پزشکی به معنی زخم با عامل بیرونی،[مثلاً زخم معده را شامل نمی شود] که ممکن است همراه با شکستگی استخوان، کنده شدن پوست و گوشت نیز باشد، اما پس از مدتی ترمیم می شود.
ب: در اورژانس که غالباً مراد از آن ترومای حاد است.
ج: در ادبیات، یک تجربه ناخوشایند و ناراحتکننده است که برای مدت طولانی زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد
د: در روانشناسی که حالت روانی شوک شدید ناشی از یک ضربه روانی ترسناک یا ناخوشایند است که منتهی به اختلال اضطراب پس از سانحه میشود.
آزمون و امتحان بودن همۀ مواهب و مرارتها:
برای تعدیل و فروکاستن از تبعات منفی تروما مخصوصاً در موقعیت های سوم و چهارم می توان تروما را از این منظر واکاوی و معنایابی کرد که : انسان همواره در معرض امتحان الهی است، از نگرگاه وحیانی هر چه به هر كس داده می شود ، امتحان است ! اگر خداوندن به كسي قدرت داد، امتحان است و اگر نداد باز هم آزمون و ابتلاست. بر همین منوال سلامت و بيماري نیز امتحان هستند، نوعاً بيماري را ابتلا ميدانيم ولي سلامت را ابتلا نميدانيم در حالی که برابر آيات قرآن كريم کسی كه در بيمارستان بستري است، مبتلا به مرض است و او كه بیمار نیست، مبتلا به سلامت است؛ هر دو و همه مبتلا و ممتحن هستیم
خداوند در سوره مبارکه فجر می فرماید: «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ . وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ» ،(فجر،15_16) در ادامه می فرماید: كَلّاَّ ! «كَلّاَّ» نفي هر دو است.می فرماید: اینگونه که تصور و تلقی می کنید،نیست!آنرا که سالم قرار ميدهيم او «مبتلا» به سلامت است و کسی که بیمار است ، او نیز «مبتلا» به بیماری است . هر دو به امتحان نشسته اند! چنانکه کسی که از مال و امکاني برخوردارست به او عطا شده یا کسی که از جایگاه ،قدرت و منزلتي برخوردارست به او داده شده است، هر چه را خدا به ما داده آزمون است و هر چه را به ما نداده باز هم آزمون است! هر دو را شكر باید و صبر!
اگر کسی به بیماری و تنگدستی مبتلاست یا اتفاق سخت و فرساینده ای برایش روی داده ، به او اهانت و اجحافی نشده بلکه اینگونه امتحان می شود چرا که انسان تا امتحان ندهد به کمال نمیرسد «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ» ،(انبیاء،35). یک کلاس امتحان به نام کلاس ثروت و غناست، یک کلاس به نام کلاس عسرت و فاقه ! کلاسی با عنوان سلامت است و کلاسی با عنوان بیماری . مهم تسلیم و رضای فعالانه است که موجب می شود در ابتلائات منفعل نشویم و با سربلندی از آنها بیرون آئیم.امام علی (ع) می فرماید:«في تَقَلُّبِ الْأحوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال» ، آگاهى بر گوهر آدم ها ، در دگرگونى شرايط ، حاصل مى شود . (نهج البلاغه، حکمت:217).
استاد مطهری می گوید:از این نکته نباید غفلت ورزید که مصائب، وقتی نعمت هستند که انسان از آنها بهرهبرداری کند و با صبر و استقامت و مواجهه با دشواریهایی که مصائب تولید میکنند، روح خود را کمال بخشد؛ اما اگر انسان در برابر سختیها، فرار را انتخاب کند و ناله و شکوه سر دهد، در این صورت بلا از برای او واقعاً بلاست.
حقیقت این است که نعمتهای دنیا نیز مانند مصائب، ممکن است مایه رقاء و سعادت باشد، و ممکن است مایه بدبختی و بیچارگی گردد. نه فقر، بدبختی مطلق است و نه ثروت خوشبختی مطلق.(عدل الهی ،ص:159_160،انتشارات صدرا)
روشهای افزایش توان مواجهه با ابتلائات:
تاب آوری شناختی . معنایابی از اتفاقات . توجه به ابتلا بودن همۀ زندگی . در نظر گرفتن با هم آمیخته بودن خوشی و ناخوشی و به تعبیر امام علی(ع) «دارٌ بالبلاءِ مَحفوفَةٌ » بودن این دنیا. توجه به ناپایداری وگذرا بودن همۀ هستی و از جمله زندگی ما با همۀ فراز و نشیبها « لاتَدومُ أحوالُها ، ولايَسلَمُ نُزّالُها ، أحوالٌ مُختَلِفَةٌ ، وتاراتٌ مُتَصَرِّفَةٌ »(همان). اُنس با آموزه های دینی و معنوی . بهره گیری از آموزه های روانشناسی مثبت گرا و تمرکز و عطف توجه به وجوه مثبت زندگی.پیگیری و مداوای اختلالات اضطرابی .تسلیم مشیت حق بودن و رضا به قضا دادن . شکرگزار و خرسند زیستن. توکل و تفویض امور به خداوند . تقویت توان نادلبستگی به دنیا و جَلَوات آن .پذیرش تغییرات و تحولات.تقویت مهارت های مواجهه ای و در نظر گرفتن اینکه بدتر از این نیز ممکن بود و «رو شکر کن مباد که از بد بتر شود» و...موجب می شوند خود را قربانی شرایط ندانیم و دچار انفعال نگردیم . مشکلات به لطف حق تدریجاً کاسته شوند و بر ما فائق نیایند ، سلامت روان حفظ شود و سلامت جسم نیز بیشتر تحلیل نرود و باشد که بازگردد .
می توان فراتر از ظاهر مشکلات و بلایا اوج گرفت چنانکه وقتی باﺭﺍﻥ می باﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! " ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ تفاوت و مغایرت ﺭﺍ نشان می دهد !
نیز با پذیرش فعالانه [نه منفعلانه] و رضا به قضا که از موثّرترین عوامل در سلامت روان و حفظ نشاط می باشند می توان با ابتلائات کنار آمد . در کتاب تمرین نیروی حال اثر اکهارت تُله نوشته است: وقتی آنچه هست را بپذیرید هر دقیقه بهترین دقیقه است،این همان وارستگی است . (تمرین نیروی حال ،ترجمه هنا پژمان،ص:64) و : در حالت تسلیم ،هر قضاوت و منفی نگری از بین می رود.آنگاه قلمرو وجود که توسط ذهن پوشیده شده بود به رویتان باز می شود.ناگهان سکون عظیمی درونتان پدید می آید،حسّ عمیقی از آرامش!و درون آن آرامش لذتی عظیم نهفته است و درون آن لذت ،عشق!و در درونی ترین بخش وجود،آن مقدس ،آن بیکران نهفته است آنچه که نمی توان بر آن نامی نهاد.(همان ، ص:80)
مارکوس اورلیوس فیلسوف رواقی و نویسندهی کتاب «تأمّلات» می گوید:تنها چیزی را دوست بدار که رُخ می دهد و تقدیر بوده است که هیچ توازُنی برتر از آن نیست . (تَأَمُّلات ، فصل :7،بند:57)
سعدی نیز گوید:
هر آن نصیبه که پیش از وجود ننهادست
هر آن که در طلبش سعی میکند بادست
کلیدِ فتحِ اَقالیم در خزاین اوست
کسی به قوَّت بازوی خویش نگشادست!
قصیده:6
3.حافظ:
غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد
که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست
رضا به داده بده وَز جَبین گره بگشای
که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست
غزل:37
معنایابی از اتفاقات و حُسن تعلیل با توجه به اینکه عِلم و دانش آدمی در هر حال محدود است نیز نقش مهمی در تقویت مقاومت دارد .از هر اتفاقی با مداقه در ابعاد و وجوه آن می توان نتایج و رهاوردهای مثبتی نیز استنتاج کرد . مولانا می گوید:
حسرت و زاری گه بیماریست
وقت بیماری همه بیداریست
آن زمان که میشوی بیمار تو
میکنی از جرم استغفار تو
مینماید بر تو زشتی گنه
میکنی نیت که باز آیم به ره
عهد و پیمان میکنی که بعد ازین
جز که طاعت نبودم کاری گزین
پس یقین گشت این که بیماری ترا
میببخشد هوش و بیداری ترا
پس بِدان این اصل را ای اصلجو
هر که را دردست، او بُردهست بو
مثنوی،دفتر اوّل
دعای ختم:
فرجام مقال دعائی از امام سجاد(ع) در صحیفه باشد که :«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اَلْبِسْنِی عَافِیَتَکَ، وَ جَلِّلْنِی عَافِیَتَکَ، وَ حَصِّنِّی بِعَافِیَتِکَ، وَ اَکْرِمْنِی بِعَافِیَتِکَ، وَ اَغْنِنِی بِعَافِیَتِکَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَافِیَتِکَ، وَ هَبْ لِی عَافِیَتَکَ وَ اَفْرِشْنِی عَافِیَتَکَ، وَ اَصْلِحْ لِی عَافِیَتَکَ، وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَافِیَتِکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَافِنِی عَافِیَةً کَافِیَةً شَافِیَةً عَالِیَةً نَامِیَةً، عَافِیَةً تُوَلِّدُ فِی بَدَنِی الْعَافِیَةَ، عَافِیَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و تندرستیت را بر من بپوشان، و مرا به تندرستیت فرو بر، و به تندرستیت نگاهدار، و به تندرستیت گرامیام فرما، و به تندرستی بینیازم گردان، و تندرستیت را به من عطا کن، و تندرستیت را به من ببخش، و تندرستیت را برایم بگستران، و تندرستیت را به من شایسته نما، و میان من و تندرستیت در دنیا و آخرت جدایی میانداز. بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا تندرستی ده، تندرستی که مرا [از پزشکان یا از درخواست] بینیاز کند و [بیماریهای ظاهری و باطنی را] بهبودی ببخشد و بالاتر و برتر [از بیماریها بطوریکه بر هر مرض تسلّط داشته] و افزون شونده باشد، تندرستی که در تنم تندرستی دنیا و آخرت بیاورد،(صحیفه سجادیه،دعای 23)
نتیجه :
اتفاقات ناگوار در اطراف ما درحال وقوع و اجتناب ناپذیرند و هرکدام از آنها میتواند تجربه ای ناگوار و شاید ویرانگر به همراه داشته باشد. مطلب مهم در این رابطه نحوه رویارویی و ایجاد آمادگی ذهنی در مورد آنها است. آنچه عُقلائی و عقلانی تر است اینکه:از ابتدا جوانب امر را بررسی و با اتقان و استحکام امور را سامان داد چنانکه سعدی می گوید:
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت ، سد نشاید بست
سعدی،قطعۀ 13
ولی در کنار این جدیت باید روحیه خود را برای رویارویی مناسب تقویت کرد ؛ ضعف روحیه موجب تشدید آسیب و طولانی شدن دوره درمان میشود . از بهترین راهها در مواجهه با تروما، کمکگرفتن از استادان متخصص در زمینۀ جان و روان و اُنس با آموزه های معنوی می باشد . مولانا در حکایت آغازین مثنوی [داستان پادشاه و کنیزک] در توصیف مرشد و استادی که برای معالجۀ کنیزک آمده ،می گوید:
آن حکیم خارچین استاد بود
دست می زد جا به جا می آزمود
مثنوی،دفتر اوّل
و اگر اینگونه نباشد شاید معالجات جسمانی نیز منتیجه ای در خور نداشته باشند
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
آن کنیزک از مرض چون موی شد
چشم شه از اشک خون چون جوی شد
از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی مینمود
(همان)
منابع و مَآخذ:
قرآن کریم
نهج البلاغه
صحیفۀ سجادیّه
صدوق ، من لایحضره الفقیه،نشر دارالکتب الاسلامیّه،1387
شیخ حُر عاملی ، وسائل الشیعه ،قم ،مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث،1367
اورولیوس مارکوس،تامّلات،نشر ققنوس،1402
جلال الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی ،نشر دوستان،1401
مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله ،کلیات سعدی ،نشر دوستان،1402
شمس الدّین محمد دیوان حافظ،نشر دوستان،1399
مطهری مرتضی،عدل الهی،انتشارات صدرا،1401
تُله اکهارت،تمرین نیروی حال ،ترجمه هنا پژمان،نشر آزرمیدخت،1402
