خداي را كتابي است تدويني كه آن قرآنِ کریم است و حضرت ذوالجلال با جمال جميلش در آن تجلّي فرموده : «فَتَجلّى لَهُم سبحانَهُ في كتابِهِ مِن غَيرِ أن يَكُونوا رَأوهُ» ، (خطبة 147 نهجالبلاغه) و كتابي است تكويني كه آن عالم هستي و جلوة حق يا «يك فروغِ رُخ ساقي است» كه در جام افتاده است و به امر «كُن» به تعبير رساي حضرت صديقة طاهره (س) در خطبة فدكيّه «لَا مِن شَي» به عرصه ظهور رسيده است. اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: «الْحَمْدُللهِِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ»، (نهجالبلاغه، خطبه: 108) و «بِهَا تَجَلَّى صَانِعُهَا لِلْعُقُول»، (نهجالبلاغه، خ: 186).
جهان ، قرآن مصوَّر است.
و آيهها در آن
بجاي آن بنشينند ايستادهاند!
و كتاب مبين ديگري نیز هست كه آن نيز انسان ميباشد!
وَ اَنتَ الكِتَابُ المُبِينُ الَّذِي
بِاَحرُفِهِ يُظَهُر المُضمَرُ
ديوان منسوب به اميرالمؤمنين (ع)
از ديدگاه قرآن و با عنايت به بينش وحياني، خداوند تبارك و تعالي فاطر و خالق همة عوالم هستي ميباشد كه «اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ»، (خداوند آفريدگار همه چيز است)، (زمر، 62 ) و آيات ديگر كه به اين مضمون اشاره دارند و از طرفي هر چه را آفريده به جا و منسجم آفريده است. «اَلَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ »، (كسي كه هر چيز را كه آفريد نيكو آفريد)، (سجده، 7)
همچنين كتاب قرآن نيز «أَحْسَن الْحَدِيث»، (زُمَر، 23) است و انسان نيز در «أَحْسَنِ تَقْویم»، (تين، 4) خلق شده است.
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
كه هر چيزي به جاي خويش نيكوست
اگــر يك ذرّه را بـــرگيري از جـــاي
خلــل يابد همـــه عــالم سـراپاي
گلشن راز ، شيخ محمود شبستري
در بينش وحياني نظام هستي، نظام اَحسن بوده و «خطايي بر قلم صنع نرفته است» به تعبير شهريار: «خشت اين خانۀ حكمت چه حكيمانه زدند».
از نظر قرآن تمام هستي« كَلمةُ الله» ميباشد و خداوند تبارك و تعالي به رسولش ميفرمايد: «قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا»، (بگو: «اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركب شود، پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد، قطعاً دريا پايان مىيابد، هر چند نظيرش را به مدد [آن] بياوريم.)، (كهف، 109) و نيز در آيهاي ديگر: «وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»، (و اگر آنچه درخت در زمين هست قلم شود و دريا [چون مركب باشد] سپس هفت دريا به آن مدد رساند، كلمات الهي به پايان نرسد) (لقمان،27) هر موجودي از موجودات جهان هستي آيت حق ميباشد و «برگ درختان سبز [نيز] در نظر هوشيار هر ورقش دفتري است معرفت كردگار».
وَ فِی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَهًٌْ
تَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ وَاحِدٌ.
هرچه هست كلمه است و به تعبير انجيل « در اوّل نيز كلمه بود»
اگر مخاطب اهليت لازم را در خود ايجاد كند و مستمعِ قابلي باشد ،می شنَوَد ،ولی «تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي».
پنبه اندر گــوش حسّ دون كنيد
بنـد حسّ از چشم خود بيرون كنيد
پنبه آن گوش سِر گوش سر است
تا نگـردد اين كر آن باطن كر است
مثنوي معنوي ،دفتر اوّل
«كليم »ي بايد تا كلام خدا را از شجر وادي طور بشنود وگرنه اين طنين و تجلّي به تعبير ملاّهادي سبزواري «در شجري نيست كه نيست»
درخت يك مفهوم است
دريا يك مفهوم است
جنگل و خاك و ابر
خورشيد و ماه و گياه
با چشمهاي عاشق بيا
تا جهان را تلاوت كنيم
زنده ياد سلمان هراتي
نه هرچشمي نظر و بصر و نه هر چشم دلي بصيرت دارد بايد آن را در خود ايجاد و تقويت كرد تا ديدنيها و بلكه ناديدنيها را ديد.
او را به چشم پاك توان ديد چون هلال
هر ديده جاي ديدن آن ماه پاره نيست
حافظ،غزل:72
قرآن ، طبيعتي است ساخته شده از كلمات و طبيعت نیز قرآني است ساخته از عناصر و همه آیه و نشانۀ خداوند که «به تجلّی است از در و دیوار» . قرآن نیز پديدههاي طبيعت را آيه ميخوانَد آنچنان كه جملات قرآن را، قوانين نظام مندِ طبيعت را وحي مينامد آنچنان كه حقايقِ معنوی و معرفتیِ قرآن را» .
قرآن، جهان و انسان با هم مرتبطند و قرآن به اين رابطه تكامل بخشيده و به سوي جاودانگي سوق داده است. اين طرح الهي كه براي این مثلث ترسیم شده ، به نوعي در طليعة سورة «رحمن» جلوهگر است آنجا كه تعليم قرآن به انسان را پيش از خلقت او مطرح ميكند و ميفرمايد: « الرَّحْمَنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ .خَلَقَ الْإِنْسَانَ »، (رحمن، 1-3) و شايد ميخواهد به اين نكته اشاره داشته باشد كه انسان با بهرهگيري از آموزههاي قرآني، خود را سَمت و سو دهندۀ هستي بداند. قرآن برترين نعمت الهي است كه پس از ذكر رحمانيّت خداوند به آن اشاره شده است و انسان توسط تعاليم قرآن و عترت به كمال بايستۀ خود ميرسد. چنانکه اشاره شد : قرآن «اَحسَنُالحَديث»، (زمر، 23) است و اگر سخني بهتر از قرآن وجود داشت خداوند از اعطاي آن به رسولش خودداري نميكرد. معارجِ انسان را مدارجي فرازمند ، بايسته است كه توسط آن از فرش تا عرشِ كشورِ وجود و فوق آن طي گردد و انسان عرشي بلكه عين عرش گردد كه «أَنَّ قَلْبَ اَلْمُؤْمِنِ عَرْشُ اَلرَّحْمَنِ»!
گفت پيغمبر كه حق فرموده است
من نگنجم هيـچ در بـالا و پست
در زمين و آسمـان و عـرش نيز
می نگنجم اين يقين دان اي عزيز
در دل مـؤمن بگنجم اي عجب
گـر مرا جويي در آن دلها طلب
مثنوي معنوي، دفتر اول
و با تمسّك به قرآن كه «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»، (واقعه، 79) ، انسان هم قرآني شود كه او را جز «مطهَّرون» مَسّ ننمايند. قرآن تجلّي تام خداوند و مكاشفهاي كامل از علم الهي ميباشد آنگونه كه در صدر مقال آمد و امام صادق(ع) نيز ميفرمايد: « لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنْ لَا يُبْصِرُون» . كتابي است كه به تعبير اميرالمؤمنين (ع) ظاهري «انيق» و باطني «عميق» دارد و براي باطنش نيز باطني ديگر است كه به تعبير زنده یاد استاد دكتر سيد منوچهر مرتضوي: «اگر كسي به باطن قرآن راه يابد بر معارف كونَين احاطه پيدا ميكند». قرآن «عباراتش» براي «عوام» و عموم مردم، «اشاراتش» براي «خواص»، «لطائفش» براي «اوليا» و «حقايقش» نيز قابل درك «انبيا» ميباشد. و با همه اين اوصاف، كتابي صامت است كه ناطقي بايد تا آن را تفسير كند آنگونه كه اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: « ذَلِكَ الْقُرْآنُ، فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ وَ لَكِنْ أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ»، (نهجالبلاغه، خ 158).
«مَسِّ قرآن»، همانا تماس و همبري بيواسطه با حقايق ملكوتي قرآن و سيراب شدن از«شراب طهور» ميباشد. آيتاله آقا سيد علي قاضي به شاگردانش توصيه ميفرمود: قرآن را بخوانيد كه آن شراب مومنان است و انسان به نسبت طهارت روحي و تمسك به آموزههاي اهل بيت (ع) كه «ترجمان» قرآن هستند با تلاوت، تدبّر ، تذكّر، عبرتپذيري و پندآموزي از اشارات و لطائف قرآن بهرهمند ميگردد.
ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد
کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد
حافظ ،غزل:157
قرآن، ترنّمِ «سخن عشق» و حبل المتینی است که اُنس با آن و تدبّر در آن و تمسک،ایمان و عمل به آن ، انسان را بالا می بَرَد ، به مقام صالحین نائل می سازد،حامل قرآن از فلک و ملک نیز می گذرد تا تحت ولایت الله قرار گیرد که مرتبتی است بس رفیع.« إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ . ﴿اعراف ،۱۹۶﴾
قرآن زیستی نیز آراسته شدن به این نگارگری خدائی و رایحۀ جان افزای روحانی می باشد.استاد شهریار گوید:
هر رنگی آت، فقط بویان الله بویاغینه
هر آلدادان بویاقلارا قلبین بویانماسین
طهارت دو بُعد سلبي و ايجابي دارد كه با پاك شدن از آلودگي از جهتي و آراستگي به كمالات از طرف ديگر محقق ميشود و اگر علم صائب با عمل صالح توأم باشد دريچههاي نور و روشنايي در خانه جان به سمت و سوي معادن نور گشوده ميشود كه به فرموده باقرالعلوم (ع): « مَن عَمِلَ بِما يَعلَمُ عَلَّمَهُ اللّه ُ ما لا يَعلَمُ »، (هركس به آنچه ميداند عمل كند خداوند [به صورت موهوب] آنچه را نميداند به او ميآموزد). جهت بخشي به زندگي فردي و اجتماعي انسان از مهمترين نتايج زيست قرآني ميباشد، قرآن به تعبير اميرالمؤمنين(ع) «آمر» و «زاجر»، (فرمان دهنده) و (بازدارنده) ميباشد و متعاليترين مرحلة انس با قرآن درك و دريافت حقيقت آن است كه قرآن اين مرحله را از آنِ « زجان و جا رهيدگاني» ميداند كه از هرگونه آلودگي فكري، قلبي و عملي پيراستهاند.
«فی السماء رزقکم » هست این قضا
از برای جمله علت ها دوا
آشنا شو با خط «نون» و« قلم»
تا پذیرد لوح دل از حق رقم
می دهد گر بنگری از نور جان
« ص والقرآنِ ذی الذّکر» این نشان
در روایتی از امام صادق (ع) چهار مرتبه برای قرآن ذکر شده: «العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق؛ فالعبارة للعوام و الاشارة للخلواص و اللطائف للاولیاء و الحقائق للانبیاء»،( تاج الدین، شعیری، جامع الاخبار، ص42، انتشارات رضی)
مولانا قریب به مضمونِ فوق می گوید:
حرف قرآن را بدان که ظاهریست
زیر ظاهر باطنی بس قاهریست
زیر آن باطن یکی بطن سوم
که درو گردد خردها جمله گم
بطن چارم از نُبی خود کس ندید
جز خدای بینظیر بیندید
مثنوی ،دفتر سوّم
قرآن مائده و مَادُبه ای است عرشی و آسمانی که عموم را به کار آید و خواص را در افقی متعالی ، رفعت بخشد . «قَولِ ثَقیل» است (مزّمل،5) و «هدیً للناس»،(بقره،185) .
دانشوَرِ معنوی و شاعر خوش قریحه و توانمند استاد عباس داداش زاده (فانی تبریزی) که پیشتر نیز آثار منظوم و منثور عدیده ای در ارتباط با معارف وحیانی ، اخلاق ،سلوک ،ادبیات ، تراجم و ... تألیف نموده ، کتابی به علاقمندان آموزه های قرآنی عَرضه کرده که مطالعه آن مشتاقان معرفت و معنویّت را نیک به کار می آید ، اثری ارزشمند و درس آموز و سرشار از نکات یادگرفتنی و کاربستی .
برای مولّف ارجمند کتاب توفیق روزافزون و سعادت دارین مسئلت می دارم و امید که در همۀ شئون و ساحتهای اصیل زندگی مویَّد باشند.
ز جوی حسن تو خوبان سبو سبو برده
به تشنگان ره عشق کرده سقایی
زهی سعادت آن تشنگان که بوی برند
به اصل چشمه آب خوش مصفایی
دیوان شمس،غزل:3080
الحمدلله ربالعالمين
سیامک مختاری
تهران _ خرداد 1403 شمسی
