زیارت در فرهنگ شیعه و سلوک امامیّه،عبادتی هدفمند و تعالی بخش است که با گره زدن جان به نسیم روحبخش کوی فرحزای بندگان مقرب و برگزیده خداوند صورت می پذیرد و زائر با تشرّف به مزار آن عبد صالح یا زمزمۀ زیارت نامه به تهذیب ، تحوّل و تغییر رویّه در راستای تبدیل وضعیت موجود به مطلوب و مطلوب تر دست می یابد و این به واسطه توجه و ارتباط با نفس قدسی و تحول آفرینی صورت می پذیرد که فیوضات ربّانی به واسطۀ او جاری است ، زائر با زیارت از نزدیک یا دور به نوعی سبکباری و سبکبالی نائل می شود و از پوسته غفلت بیرون می آید و بعضاً با عنایت و نظر کیمیا اثر صاحب مزار یک شبه ره صد ساله می رود که آن ذوات مقدسه به اذن حق ، یک شبه ، ره صد ساله می برند . ابن سینا می گوید : در هنگام زیارت ، اذهان صفای بیشتر پیدا می کنند و خاطره ها با تمرکز شدیدتری جلوه می کنند و باعث نزدیکی به خداوند می شوند . ( کامل الزیارات ، باب 32 ، ص 115 )
بیان اذکار و ادعیه ،زمینه ساز تعامل روح با مضامین دعا و دور شدن از یأس و ناامیدی و احساس تنهایی می شود. شیخ شهاب الدین سهروردی می گوید : وقتی اهل سلوک معنوی ، با خلوص نیّت و استقامت و بردباری ،درب بیوت نورانی را کوبند ، فرشتگان با هدایای آسمانی از آنان پذیرایی می کنند و واضح است نفوس کاملی که در مراتب معرفتی ترقی کرده اند با انوار و اشراق های خود ، نفس های ناقص را به فیض می رسانند . ( کامل الزیارات ، ص 175 )
خاک از همسایگی جسم پاک
چون مشرف آمد و اقبال ناک
پس تو هم الجار ثمّ الدار گو
گر دلی داری برو دلدار جو
خاک او هم سیرت جان می شود
سرمه چشم عزیزان می شود
ای بسا در گور خفته خاک وار
به زصد احیا به نفع و انتشار
سایه برده او و خاکش سایه مند
صد هزارن زنده در سایه وی اند
مثنوی معنوی ، دفتر ششم ، ابیات : 3009- 3013
مرحوم نراقی می گوید : نفوس نیرومند قدسی به خصوص انبیا و ائمه (ع) پس از آزادی از قفس تن و صعود به عالم تجرّد در نهایت احاطه و استیلا بر امور جهان هستند و قدرت تأثیر گذاری بر عالم را دارند ، هر کس به زیارتشان رود به او آگاهند و از زایران مرقدشان و خواسته ها و طلب شفاعت شان اطلاع کامل دارند ، بنابراین نسیم لطف اولیای الهی بر زایران می وزد و لمعاتی از فروغشان به آنان می تابد و در رفع نیازها و برطرف شدن گرفتاری ها و بخشش گناهان زائران در پیشگاه خداوند شفاعت می کنند و این رمز تأکید بر زیارت پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) می باشد علاوه بر زیارت ، اجابت دعوت امامان و پیوند با آنها و تجدید عهد با ولایت آنها می باشد ( کامل الزیارات ، ص 95 ، ح 9 ).
تیک نات هان نویسنده و آموزگار بودائی ویتنامی می گوید: وقتی عاشق کسی هستید باید بهترین چیزی را که دارید به او پیشکش کنید. بهترین چیزی که می توانیم به دیگری بدهیم همان «حضور» واقعی در کنار اوست.
حافظ نیز می گوید:
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بوَد که گوشۀ چشمی به ما کنند
درد دم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
غزل:196
متون زیارات ماثوره از معصومین علیهم اسلام از منابع و ذخایر ارزشمند معرفتی امامیه می باشند که در لابه لای فرازهایی آنها عبارات عمیق و راهبردی قابل تأملی ملاحظه می شود . از علامه امینی (ره) نقل شده است که می فرمود : شیعه از دو سرمایه بی بدیل ارزشمند برخوردار است که سایر ادیان و مذاهب ازآن بهره ای در این حد ندارند و آن دو عبارتند از متوان ادعیه نقل شده از معصومین و زیارات ماثوره در دعا چون امام معصوم با خداوند سخن می گوید دیگر سطح فهم مخاطب برایش مطرح نیست ودر متعالی ترین حد ممکن اوج می گیرد و سخن دلش را اظهار می دارد . متون زیارتی صادره از معصومین نیز حاوی نکات معرفتی عمیق و ارزشمندی هستند چرا که آن بزرگواران خود بهتر از هر کسی به جایگاهشان در عالم هستی استحضار دارند و نتیجتاً بهترین معرف خودشان در مقام معرفی می توانند باشند ، از جمله این زیارات که از محتوای معرفتی ارزشمندی برخوردار می باشد زیارت اربعین امام حسین (ع) می باشد که شیخ طوسی در کتاب «تهذیب» و «مصباح» آن را از صفوان جمال نقل کرده و در کتاب «مفاتیح الجنان » نیز پس از زیارت عاشورا آمده است، بدین گونه که صفوان می گوید : «قال لی مولای الصادق صلوات الله فی زیارت الاربعین تزور عند ارتفاع النهار و تقول » ، مولایم امام صادق (ع) درباره زیارت اربعین به من فرمود : موقع برآمدن روز اما حسین را زیارت کن و بگو :
السَّلامُ عَلی وَلِیِّ اللّه ِ وحَبیبِهِ، السَّلامُ عَلی خَلیلِ اللّه ِ ونَجیبِهِ، السَّلامُ عَلی صَفِیِّ اللّه ِ وَابنِ صَفِیِّهِ، السَّلامُ عَلَی الحُسَینِ المَظلومِ الشَّهیدِ، السَّلامُ عَلی اسیرِ الکُرُباتِ وقَتیلِ العَبَرات .
نوعاً فرازهای آغازین اغلب زیارات با سلام شروع می شود که این سلام یا از طرف زائر خطاب می شود و یا زائر سلام را از خداوند مسئلت می کند که به معنی تسلیم یا سلامتی و امنیت و غیره می باشد و زائر با این عبارت انقیاد و خیر خواهی خود را نسبت به مزور ابراز می دارد . در زیارت اربعین به امام حسین (ع ) به عنوان دوست و حبیب و برگزیده خداوند سلام داده می شود
در معنی «وَلِیِّ اللَّهِ» دو احتمال است. احتمال اول: «ولی» در ولی الله به معنی سرپرست باشد به این معنی که امام حسین علیه السلام سرپرست و صاحب اختیار مردم است و به اعتبار اینکه ولّی الله مضاف و مضاف الیه است مثل رسول الله معنی چنین می شود: امام حسین علیه السلام ولایتش منسوب به خداست و هیچ کس قادر بر نصب و عزل آن نیست، و خداوند در کتاب خود می فرماید:«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون»،سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند.(مائده،55)
از آیه استنباط می شود منظور از ولی در آیه به معنی سرپرستی و تصرف و رهبری مادی و معنوی است به خصوص اینکه این ولایت در ردیف ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و ولایت خدا قرار گرفته و هر سه با یک جمله ادا شده است. تفسیر المیزان ذیل آیه نقل کرده است: اینکه امام صادق علیه السلام آیه ای را که در حقّ شخص امیرالمؤمنین علیه السلام نازل شده است به همه اهل بیت علیهم السلام نسبت داده اند از آن جهت است که همه معصومین اهل بیت علیهم السلام هستند. و تکلیف مردم نسبت به همه، یکی است.خداوند در قرآن می فرماید:«وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون»،و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند زیرا حزب و جمعیّت خدا پیروز است.(مائده،56)
از منظری تمام نعمت هایی که نصیب انسان می شود، وقتی نعمت است که با ولایت همراه باشد وگرنه نعمت نیست . خداوند می فرماید:
«وَ اذْکُرُواْ نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ»،و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما،(مائده،20)
و در سورۀ مائده می فرماید:«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتیِ وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْاسْلَامَ دِینًا»،«امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین جاودان شما پذیرفتم»،(مائده،3)
بنابراین ولایت هم نعمت و هم کمال نعمت است. وقتی خداوند ما را مأمور به یاد کردن نعمت می کند، نعمت تمام و کامل است که نعمت ولایت ائمه اطهار علیهم السلام باشد چرا که سزاوارتر است به یاد کردن و همچنین سؤال شدن از آن در قیامت چنانچه که می فرماید:«ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم»،سپس در آن روز همه شما از نعمتها بازپرسی خواهید شد،(تکاثر،8)
علی بن ابراهیم قمی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که وقتی می پرسند: معنای آیه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم» چیست؟ حضرت(ع) می فرماید: این امّت بازخواست می شود از نعمت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و سپس از نعمت ائمه اهل بیتش علیهم السلام »،(تفسیر قمی، ج:2، ص:440)
برای سعادت دارَین باید از آنها پیروی کرد، چنانکه خداوند می فرماید:یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»،ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر اوصیای پیامبر را!، (نساء،59)
مفسران شیعه در این زمینه اتفاق دارند که منظور از «اولو الامر» امامان معصوم علیهم السلام می باشند. روایات متعددی در منابع شیعه مانند کتاب کافی و تفسیر عیاشی و کتب صدوق و غیر آن نقل شده است که دلالت دارند منظور از «اولّی الامر» ائمه معصومین علیهم السلام می باشند و نتیجه این اطاعت و پیروی هم به خود انسان بر می گردد چنانکه خداوند می فرماید:«وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظیماً»،و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگاری (و پیروزی) عظیمی دست یافته است،(احزاب،71)
و در آیه ای دیگر می فرماید:وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً»،و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، در روز رستاخیز همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیقهای خوبی هستند!(نساء،59)
احتمال دوم این است که:در بعضی تفاسیر ذیل آیه 62 سوره نساء آمده است: «ولّی» در اصل از ماده «ولی یَلِیُ» گرفته شده است که به معنای نبودن واسطه میان دو چیز و نزدیک بودن و پی در پی بودن آنها است به همین دلیل به هر چیزی که نسبت به دیگری قرابت و نزدیکی داشته باشد، خواه از نظر مکان یا زمان یا نسب و یا مقام، «ولی» گفته می شود و استعمال این کلمه به معنی «سرپرست» و «دوست» و مانند اینها نیز از همین جاست. بنابراین ولّی الله کسی است که میان او و خدا حائل و فاصله ای نیست. به تعبیر دیگر ولّی الله یعنی مقرب و نزدیک به خدا و ولّی الله چون مقرب به الله است. غیر خدا هر چه هست در نظرش کوچک و کم ارزش و یا بی ارزش است مثل کسی که به اقیانوس متصل است، دیگر قطره در نظرش ارزشی ندارد و یا مثل کسی که خورشید را می بیند، دیگر نسبت به یک شمع بی فروغ اعتنایی ندارد و دیگر قدرتی غیر از خداوند نمی بیند که از آن خوف و ترس داشته باشد.(تفسیر نمونه، ج:8، ص:332)
خداوند اولّیاء خودش را چنین معرفی می کند:«أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ . الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ کَانُواْ یَتَّقُونَ . لَهُمُ الْبُشْرَی فیِ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ فیِ الاخِرَهِ لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ذَالِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیم»،آگاه باشید، دوستان و اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند! همان ها که ایمان آوردند، و از مخالفت فرمان خدا پرهیز می کردند. در زندگی دنیا و در آخرت، شاد و مسرورند وعده های الهی تخلّف ناپذیر است! این است آن رستگاری بزرگ،(یونس،62_64)
اولّیاء خدا کسانی هستند که میان آنان و خدا حائل و فاصله ای نیست.امام حسین علیه السلام ولّی خداست و مقرّب خداست هر کسی می خواهد به خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام تقرّب پیدا کند به وسیله امام حسین علیه السلام باید تقرّب پیدا کند. چنانکه در زیارت عاشورا می خوانیم: «یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی أَتقرّب إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَی فَاطِمَهَ وَ إِلَی الْحَسَنِ وَ إِلَیْکَ بِمُوَالاتِکَ وَ بِالْبَرَاءَهِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِکَ»، ای أباعبدالله علیه السلام به درستی که من تقرّب می جویم بسوی خدا و رسولش و امیرمؤمنان و فاطمه و حسن علیهم السلام و به سوی تو به واسطه دوستی و علاقه به تو و بیزاری از هرکس که این ظلم و جور بی شمار را پایه گذاری کرد.
معنای حبیب:
در لغت «حبیب» به معنای دوست،علاقه مند ، محبوب و مورد علاقه آمده است. امام حسین علیه السلام دوست و علاقه مند به خداست. خداوند در قرآن کریم می فرماید:«وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» ، آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، از مشرکان نسبت به معبودهایشان، شدیدتر است.(بقره،165)
در زیارت جامعه در توصیف امامان علیهم السلام می خوانیم:
«وَ التَّامِّینَ فِی مَحَبَّهِ اللَّه»، ( [سلام بر شما که] در محبّت خداوند تمام و کامل هستید).
امام سجاد علیه السلام در مناجات المحبین عرض می کند:
«مَنْ ذَا الَّذِی ذَاقَ حَلَاوَهَ محبّتکَ فَرَامَ مِنْکَ بَدَلًا...»خدایا ! کیست که شیرینی محبّت تو را چشیده و بجای تو دیگری را بر گزیده باشد. کسی نیست شیرینی محبّت تو را بچشد و با این وجود چیز دیگری را بر تو مقدّم کند...(مناجات خَمْسَ عَشَر،مناجاةُ المحبّين)
امام حسین علیه السلام هم محبّتش به خداوند کامل است و هم شیرینی محبّت را چشیده است. امام سجاد علیه السلام که پرورش یافته امام حسین علیه السلام است در مناجات خود با خداوند متعال چنین عرض می کند:«وَ لَئِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّی لَک...»، (خدایا اگر مرا در رستاخیز در آتش در آوری هر آینه دوزخیان را آگاه سازم، فریاد بر آورم، که خدا را دوست دارم)،(دعای ابوحمزه ثمالی)
لذا هر کس امام حسین علیه السلام و اهل بیتش صلی الله علیه و آله وسلم را دوست داشته باشد، خدا را دوست داشته است، محبّت به حسین علیه السلام محبّت به خدا است. در زیارت جامعه می خوانیم:«وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ»، (هر کسی شما را دوست داشته باشد، حتماً خدا را دوست داشته است).
امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای کمیل عرض می کند:
«فَهَبْنِی یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَی فِرَاقِکَ» ،(پس گیرم ای خدا و آقا و مولا و پروردگارم بر عذابت صبر نمایم پس چگونه بر جدائیت صبر کنم؟).
در ادامه زیارت اربعین به مصائب حضرت اشاره می شود که اسیر ناملا یمات و ابتلائات دشوار گردید و کشتۀ اشکها شد ظلم و ستمی که بر حسین (ع ) و خاندان گرامیش واقع شد حقیقتاً جانسوز و طاقت فرسا می باشد آنگونه که گفته شده است: « فعلوا بالحسین ما اقشعرت به الجلود » در زیارت مطلقه آن حضرت نیز از امام صادق (ع ) نقل شده است : « واقشعرت له اظلَّه العرش» علامه سید محمد مهدی بحر العلوم از کبار و اعاظم علمای اسلامی که کاشف الغطاء در وصفش گفته : « لسانی من احصاء فضلک حاسر » در وصف شدت مصائب وارده بر سید الشهدا علیه السلام گفته است : ممکن است روزی من همه علوم مضبوط در ذهن خودم را فراموش کنم ولی می دانم مصائبی که بر حسین (ع) رفته است هیچگاه از ذهنم زدوده نخواهد شد و ازیاد نخواهم برد . در ادامه به« قتیل العبرات»بودن حضرت اشاره دارد که امام (ع) کشته اشکها می باشد در موارد متعددی معصومین علیه السلام به گریه بر مصائب امام حسین (ع ) توصیه نموده اند از آن جمله از امام صادق (ع) نقل شده است «مَن بکی علی الحسین فقد ادی حقنا»، ( هر کس بر حسین (ع) گریه کند حق ما را ادا کرده است )
گریه بر امام حسین (ع ) اگر با با معرفت و تهذیب نفس همراه باشد آثار و برکات عظیمی به همراه دارد آدمی را از عالم خاکی جدا و از تعلقات سبک بار و سبک بال می سازد امامان علیهم السلام نسبت به گریه بر امام حسین علیه السلام توجه و عنایت ویژه ای داشتند و شعرا و مادحین را به ذکر مصائب حسین (ع) توصیه می کردند از خود حضرت(ع) نیز نقل شده آنگونه که دخترش سکینه (س) در یازده محرم از گلوی بریده حضرت شنید:
شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی
او سمعتم بشهید او غریب فاندبونی
هر وقت شهید و غریبی دیدید با یاد مصائب آنها بر من گریه کنید ، ظلم روا شده بر آنها را وسیله ای برای گریه کردن به من قرار دهید نه اینکه مرا وسیله گریه بر سایرین قرار دهید .
گریه کردن به مصائب امام حسین (ع) غیر از سایر گریه ها می باشد اگر با معرفت و بصیرت توأم باشد می تواند آدمی را از عالم خاکی کنده و به عالم ملکوت متصل کند .
نقل شده است که شخصی به امام صادق ( ع ) عرض کرد : مصیبت جدّت امام حسین ( ع ) مرا خیلی متأثر می کند به گونه ای که بعضاً از غذا خوردن و آشامیدن منصرف می شوم ، حضرت فرمود : اگر اینگونه باشد، بدان که گریه بر مصائب حسین ( ع ) در شب اول قبر ، عالم برزخ و حسابرسی قیامت به دادت می رسد
روزی که دیده ها همه گریان شود ز خوف
جز چشم گریه کرده به سوگ و عزای تو
از بعضی از عالمان و اهل معرفت نقل شده که وصیت کرده بودند [ و حالا هم وصیت می کنند ] دستمالی که اشک چشم خود را در مجالس عزاداری سید الشهدا ( ع ) با آن پاک کرده بودند همراه با خودشان دفن کنند . مولانا گوید :
زاری و گریه قوی سرمایه ایست رحمت کلّی قویتر دایه ایست
مثنوی معنوی ، دفتر دوم ، بیت 1950
آفتاب عقل را در سوزدار
چشم را چون ابر اشک افروز دار
مثنوی معنوی ، دفتر پنجم ، بیت : 142
ز ابر گریان ، شاخ ، سبز و تر شود
ز آنکه شمع از گریه روشن تر شود
مثنوی معنوی ، دفتر دوم ، بیت : 480
در ادعیه رسول اکرم ( ص ) آمده است که به خداوند عرض می کند :
« الهم ارزقنی عینین هطالتین تشفیان القلب بذروف الدّمع من خشیتک قبل ان یکون الدّموع دماً و الاضراس جمرا » ، ( خدایا ! چشمان اشکبار به من عطا فرما تا با اشکی که از خوف تو می ریزند فلبم را آرام گردانند ، بیش از آنکه اشک به خون دگر گردد و دندانها به اخگر)
البته واضح است گریه وقتی تعالی بخش است که با معرفت و تبعیت توأم باشد
چون نباشد طفل ، دانش را دثار
گریه و خنده اش ندارد اعتبار
مثنوی معنوی ، دفتر سوم ، بیت : 2638
قرآن می فرماید : «وَإِذَا سَمِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَى ٱلرَّسُولِ تَرَىٰٓ أَعۡيُنَهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ ٱلۡحَقِّۖ يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّـٰهِدِينَ » ، ( و[ اینان ] چون آنچه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است بشنوند می بینی که چشمانشان از اشک لبریز می شود از آنکه حق را می شناسند ، [ و ] می گویند پروردگارا [ ما ] ایمان آورده ایم ، پس ما را در زمره گواهان بنویس )، ( مانده ، 83 )
از غنی ترین و دل انگیزترین منابع در توصیف اشک ، دیوان لسان الغیب، حافظ می باشد که ابیات بسیار لطیفی در این باره دارد :
دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم
نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم
و:
نقشی بر آب می زدم از گریه حالیا
تا کی شود قرین حقیقت مجاز من
یا می گوید :
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان تحریر خیال خط او نقش بر آب است
و در شیوا ترین بیان می سراید :
اشک احرام طواف حرمت می بندد
گر چه از خون دل خویش دمی طاهر نیست
عارف و حافظ شناس برجسته دکتر سید منوچهر مرتضوی در شرح این بیت می نویسند : در این بیت حافظ با رندی شگرف خود می گوید : اشک چشمانم با خلوص نیت ، عزم طواف کوی تو و حرم تو را می کند هر چند که از طهارت که شرط احرام و طواف است به علت خونین بودن برخوردار نیست .ولی نکته عمیق بیت ، در این است که حرم و منزل دوست کجاست که می توان دور آن طواف کرد و اگر این طواف کننده اشک باشد در مصرع اول معنی « طواف حرم دوست » چه خواهد شد ؟ جواب این است که اولاً : اشک دور چشم می گردد و در چشم گریان حلقه می زند ، ثانیاً چشم عاشق قدمگاه و آستانه کوی دوست است آنگونه که در بیت دیگری می گوید :
بسا که گفته ام از شوق با دو دیده خویش ایا منازل سلمی فاین سلماک
و این خونین بودن در مذهب سر حلقه رندان حافظ که معتقد است وضو را نیز باید با خون دل گرفت به هیچ وجه ایرادی ندارد .
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
نَماز در خم آن ابروان محراب کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
فراز دوم زیارت به شهادت و گواهی دادن اختصاص دارد که زائر به ولایت ، کرامت ، سعادت و طهارت حضرت (ع)گواهی می دهد : « اللّٰهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَیٰ خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ »،
( شهادت می دهم که حسین علیه السلام ولی تو و فرزند ولی توست ، برگزیده تو و فرزند برگزیده توست که به اکرام تو رستگار شد .شهادت می دهم او را به وسیله شهادت گرامی داشتی و به او سعادت عطا فرمودی و او را از اصل و نسب پاکی ولادت بخشیدی و او را بزرگی از بزرگان و رهبری از رهبران و مدافعی از مدافعان قرار دادی و میراث تمامی انبیا را به او عطا فرمودی و او را حجت بر خلق خود از اوصیا قرار دادی ) در ادامه زیارت می فرماید : امام حسین (ع) نیز «فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ » ،( در دعوت جای عذری باقی نگذاشت و خیر خواهی نمود ) در این فراز شهادت امام حسین (ع ) سعادت و کامیابی آن حضرت شمرده می شود که خداوند آن حضرت را مشمول عنایات خاصه خود قرار داد .
پیش شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
هر که شد کشته او نیک سرانجام افتاد
دیوان حافظ،غزل:111
حسین (ع) نفس مطمئنه ای بود که رضا به قضای خداوند داد و رضایت خداوند را به دست آورد و نهایتاً در جنه لقاء آرام گرفت و در مقام قرب الهی سکنی گزید و این مقام نتیجۀ تحمل سختی هایی است که امام (ع) با معرفت و سلوک فوق تصور معمولی به آن دست یافت . در ادامۀ زیارت به فراز بسیار مهمی اشاره می شود که در واقع «واسطةُ العقد»و بیت الغزل زیارت می باشد و می فرماید :«وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وحَيرَةِ الضَّلالَةِ»، ( حسین علیه السلام جانش را برای تو قربانی کرد و تمام هستی اش را بخشید تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی در بیراهه های گمراهی نجات دهد ) این فراز همان گونه که اشاره شد راهبردی ترین بخش از زیارت می باشد که هدف قیام امام (ع) را بیان می فرماید که برای نجات بندگان خدا از جهالت و گمراهی بود و برخوردار ساختن شان از نعمت های بزرگ عقلانیت و هدایت . عقلانیت و خردورزی عظیم ترین سرمایه ای است که یک انسان می تواند از آن برخوردار باشد امام علی (ع) می فرماید « الانسان بعقله »،( انسانیت به عقل اوست ) و می فرماید : « لاثروة کالعقل » و متقابلاً هیچ فقر و فاقه ای مانند جهل و بی عقلی نیست : « لا فقر کالجهل » از اهداف ارسال رسل نیز آنگونه که علی (ع) می فرماید : اثاره دفینه های عقلانی می باشد : «وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول »،(نهج البلاغه،خطبه:اوّل) بدترین ظلم و جفایی که می توان در حق یک انسان نمود تعطیل کردن عقل و خرد ورزی در وی می باشد که باز امیرالمؤمنین (ع) می فرماید :« نعوذ بالله من سبات العقل » ، « به خدا پناه می برم از تعطیلی و رکود عقل » سید جمال الدین اسد آبادی می گوید : بدتر از دزدیدن مال و منال کسی دزدیدن عقل وی می باشد . علامه طباطبایی در شرح آیه : « فاستخف قومه فا طاعوه »،(زخرف ،54) استخفاف را خرد دزدی معنی می کند که فرعون قوۀ تعقل بنی اسرائیل را از آنها می گرفت نهایتاً آنها با چشم و گوش بسته از وی اطاعت می کردند . حضرت علی (ع) در خطبۀ 166 نهج البلاغه می فرماید : « و لا تکونوا کجفاه الجاهلیه لا فی الدین یتفقهون و لا عن الله یعقلون کقیض بیض فی اداح یکون کسرها وزراً و یخرج حضانها شرّ اً » و در خطبۀ 93 نهج البلاغه نیز می فرماید : « ترد علیکم فتنتهم شوهاءُ مخشیه و قطعاً جاهلیه لیس فیها منار هدیً و لا علمٌ یُری » خطر بازگشت به جاهلیت در قرآن نیز آمده است وقتی که شایعۀ وفات پیامبر (ص) را پخش می کنند ، می فرماید : « افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم » که بازگشت به اعقاب همان بازگشت به جاهلیت است ( آل عمران ، 144 ) و در سورۀ احزاب نیز به « جاهلیت اولی » اشاره شده است ،حضرت فاطمه (س) نیز در خطبۀ فدکیه خطر بازگشت به جاهلیت را خاطرنشان می سازد و نهایتاً امام حسین (ع) برای دفع و رفع این خطرجانش را قربانی می سازد ، می توان گفت : جهل زدایی ، غفلت روبی و هدایت گری و اصلاح از مهمترین اهداف امام حسین (ع) بودند گروهی که با امام (ع) مقابله کردند و آن حضرت را به شهادت رساندند کسانی بودند که : « توازر علیه من غرّته الدنیا و باع حظّه بالا رذل الادنی و شری آخرته بالثمن الاوکس و تغطرس و تردّی فی هواه »،( کسانی علیه حسین (ع) همدست و متحد شدند که دنیا آنان را فریب داد و بهره هستی خود را به بهای ناچیز و پستی فروختند و آخرت خود را به بهای اندکی واگذاشتند و گردن فرازی کرده و خود را در پرتگاه هوس انداختند ) . از مؤثرترین عواملی که موجب فساد عقل می شود دوستی دنیا می باشد : « حبّ الدنیا یفسد العقل و یصم القلب عن سماع الحکمه »، ( مستدرک الوسائل ، ج 12 ، ص 41 ) سپاه اموی دل به دنیا باختند و بر روی حجّت خدا شمشیر کشیدند و احتجاجات حضرت تأثیری در دل آنها نکرد همان گونه که منکران انبیا می گفتند : « قلوبنا فی اکنّه مما تدعونا علیه » ( دلهای ما نسبت به سخنان شما در پوشش قرار گرفته است ) ، ( فصلت ، 5 ) و گوشهایشان از شنیدن دعوت به حق عاجز و قاصر بود : « فی اذاننا وقر»، ( فصلت 5 ) و نتیجۀ این دنیا طلبی ، خشم و نارضایتی خداوند و رسولش گردید که در زیارت اربعین می فرماید : « و اسخطک و اسخط نبیّک » . دنیا طلبی در واقعۀ عاشورا نقش مؤثری داشت و در زندگی انسانها در تمامی اعصار و امصار نیز نقش تأثیر گذاری به همراه دارد و در رأس تمامی خطایا قرار دارد : « حبّ الدنیا رأس کل خطیئه » . امام حسین (ع) می فرماید : « الناس عبید الدنیا والدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درّت معایشهم فاذا محّصو بالبلا قل الدیانون » ،( مردم بندگان دنیا هستند و دینداری لقلقه ای بر سر زبان آنها ست آن را تا وقتی می خواهند که وسیله ای برای تأمین دنیایشان باشد اما وقتی که به گرفتاری و بلا مورد آزمایش قرار می گیرند دینداران حقیقی بسیار اندک می باشند »،( کشف الغمّه ، ج 2 ، ص 308 ) . در ادامۀ زیارت می فرماید : « وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فى طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ »،( و آن دنیا پرستان پیروان بندگانت شدند که خلاف انگیزه و نفاق افکن بودند و بار گناه به دوش کشیده سزاوار آتش شدند پس امام (ع) در حالی که صابر و شکیبا بود با آنان جهاد کرد تا اینکه در راه اطاعت از اوامر تو خونش ریخته شد و هتک حرمت نسبت به حرم آن حضرت مباح و مجاز شد). « اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً». در ادامۀ زیارت باز فرازی دیگر از سلام و گواهی می باشد که می فرماید : « اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ»که مخاطب امام (ع) می باشد هم در سلام و هم در شهادت : « اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ » ، ( و شهادت می دهم که تو امانتدار خدا و پسر امانتدار خدا هستی ، سعادتمند زندگی کردی و ستوده در گذشتی و به شهادت رسیدی در حالی که دور از وطن مورد ستم واقع شدی ، خداوند وفا کند بدان چه تو را وعده داد و هلاک کند هر کس را که تو را رها کرد و عذاب کند کسی را که تو را کشت و شهادت می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راه خدا جهاد کردی تا وقتی که مرگ و شهادت فرا رسید .) در فراز فوق از زیارت به وفای حضرت به عهد الهی اشاره میکند ،وفاداری و تعهد نسبت به عهد در واقعۀ عاشورا نمود ویژه ای دارد خصوصاً در شب عاشورا از طرف اهل بیت و اصحاب حضرت و نیزدر روز عاشورا و فراتر از تمامی آنها وفاداری اباعبدالله (ع) نسبت به عهد و پیمان الهی . وفاداری از والاترین صفات یک انسان می باشد .
سنایی می گوید :
منگر تو بدان که ذوفنون آید مرد
در عهد و وفا نگر که چون آید مرد
از عهده عهد اگر برون آید مرد
از هر چه گمان بری فزون آید مرد
دیوان اشعار،رباعی:135
و مولانا نیز شرط عشق ورزی واقعی را وفاداری می داند و می گوید :
تو به یک خواری گریزانی ز عشق
تو به جز نامی چه می دانی از عشق
عشق را صد ناز و استکبار هست
عشق با صد ناز می آید به دست
عشق چون وافی است وافی می خرد
درحریف بی وفا می ننگرد
چون در خت است آدمی و بیخ عهد بیخ را تیمار می باید به جهد
عهد فاسد بیخ پوسیده بود وز شمار و لطف ببر یده بود
مثنوی معنوی ، دفتر پنجم، ابیات : 1163-1167
حضرت ابا عبدالله (ع) نیز هر چه داشت به تمام عرضه کرد :
در یک طبق به جلوه جانان نثار کرد هر درّ شاهوار که اندر خزانه بود
از هرچه غیر عشق گذشتی به راه دوست خلق اندر این معامله چون از تو بگذرند ؟!
در ادامه هم برای قاتلان و ظالمان در حق امام حسین (ع) و کسانی که شنیدند و نسبت به این امر راضی شدند لعنت الهی خواسته می شود : « فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ،وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ ».
در یک جمع بندی کلی می توان عوامل منجر به شهادت حضرت را جهل ، طمع ،فقدان بصیرت ، جاه طلبی و پروا نداشتن از ستم و ظلم دانست که شهادت آن حضرت را صورت بخشیدند و آن فاجعۀ بزرگ را به وجود آوردند . در ادامۀ زیارت به تولی و تبری نسبت به دوستان و دشمنان امام گواهی داده می شود که زیارت عاشورا نیز بر این اصل تأکید دارد و اصولاً زندگی ما که حکایت انتخاب و گزینش می باشد به نوعی در این قرار گرفتن در چه صفی معنی و مفهوم می یابد :
از جهان دو بانگ می آید به ضد
تا کدامین را تو باشی مستعد
آن یکی بانگش نشور اتقیا
و آن دگر بانگش فریب اشقیا
مثنوی معنوی ، دفتر چهارم ابیات : 1622-1623
زائر امام حسین(ع) خداوند را گواه می گیرد و می گوید : «اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ »، ( خدایا تو را شاهد می گیرم بر اینکه هر کس حسین (ع) را دوست بدارد من هم او را دوست می دارم و هر کس او را دشمن بدارد من با او دشمنم ) به وضوح معلوم است که ارادت و دوستی وقتی واقعی باشد و از عمق جان نشان بگیرد نسبت به دوستان آن شخص نیز محبت پیدا می کند و متقابلاً نسبت به دشمنان و بدخواهان محبوب نیز بغض و گلایه در دل پیدا می شود . در ادامه ، اصالت دودمانی حضرت مطرح می شود که : « اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ،لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها،وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ،وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ، » ، گواهی می دهم که تو نوری بودی در ارحام پدران بزرگوار و ارحام مادران پاک (که) دوران جاهلیت تو را به پلیدی خود نیالود و جامه های درهم خود را بر تنت نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و ارکان مسلمین و دژ محکم مؤمنین هستی و شهادت می دهم که تو پیشوای نیکو رفتار ، پرهیزکار ، پسندیده ، تزکیه یافته ، هدایت گر و هدایت شده هستی) که این فراز به فضایل و مکارم اخلاقی آن امام بزرگوار اشاره دارد ، در ادامه زیارت به فرزندان امام(ع) اشاره دارد که امامان معصوم علیهم السلام از نسل سیدالشهدا می باشند و آنگونه که در احادیث نقل شده است خداوند در قبال شهادت حسین (ع) تفضلاتی به آن حضرت نموده است ؛ نظیر : اجابت دعا تحت قبّه حضرت(ع) ، شفا در تربت حضرت (ع) و از جملۀ آنها قرار گرفتن امامان در نسل و ذرّیۀ حضرت سیدالشهدا (ع) می باشد که در زیارت می فرماید : «وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا »، ( شهادت می دهم امامانی که از اولاد و ذرّیۀ تو می باشند کلمۀ تقوی و نشانه های هدایت و حلقۀ محکم ارتباط و تمسک و حجّت بر اهل دنیا می باشند ) در احادیث دیگری مانند حدیث لوح و حدیث جابر بن عبدالله نیز به اینکه توالی امامان از نسل امام حسین (ع) می باشد اشاره شده است .
زائر در ادامه اعتقاد و انقیاد قلبی خود را اظهار می دارد که : «وَ اَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِاِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ،وَ اَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ،فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ » (شهادت می دهم که من به شما و رجعت تان یقین دارم و در امور زندگی مطابق با دستورات دین عمل می کنم و قلبم نسبت به شما تسلیم و پیرو دستورات شما هستم و آماده یاری شما هستم وقتی که خداوند به شما اجازه ظهور بدهد ) در فراز فوق زائر به ظهور و تحقق اهداف ارسال رسل و سعی و تلاش امامان اشاره دارد که خون خواه « ثار الله » خواسته های انبیا و ائمه را به فرجام می رساند و آنگونه که در عقاید شیعه مندرج می باشد رجعت ائمه روی می دهد .
فراز فرجامین زیارت نیز با صلوات بر اهل بیت عصمت و طهارت به انتها می رسد که زائر می گوید : « صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ،وَ اَجْسادِكُمْ وَ شاهِدِكُمْ وَ غاَّئِبِكُمْ وَ ظاهِرِكُمْ وَ باطِنِكُمْ. »، ( صلوات خدا بر شما ، بر ارواح مقدس و اجسام پاک شما ، بر حاضر و غایب و آشکار و نهان شما )
الحمد لله رب العالمین
