هو
با شکل گیری جوامع و در ادامه آن شکوفائی تدریجی تمدن بشری کشف قوانین حاکم بر زندگی انسان به گونه جدی تری دنبال شد و با توجه به این که بین اجرای آزمایش و مشاهده نتیجه آن در علوم انسانی با علوم طبیعی و ریاضی تفاوت هایی وجود دارد ،دشواری و نیاز به زمان طولانی برای مشاهده نتیجه تحقیقات در علوم انسانی، جامعه شناسان را به مطالعه در واحدهای گذشته « جوامع » که اصطلاحا به مجموع آن « تاریخ » گفته می شود سوق داد که منظور از این تحقیقات نه آشنایی با تاریخ که یافتن پاسخ برای عوامل رشد، انحطاط، دگرگونی، پایداری و ..... جوامع گذشته بود تا به وسیله آن پاسخ ها ، اصول و قوانینی برای حال و آینده تدوین شود. این نوع از نگرش پیشتر از آن که توسط کسانی مانند مونتسکیو در قرن هیجدهم صورت پذیرد توسط عبدالرحمن بن خلدون در قرن نهم انجام پذیرفته بود. وی در کتاب «مقدمه» به موضوعاتی مانند عوامل تبدیل حکومت های غیرمتمدن و غیرشهری به حکومت های شهری، زمینه بقا و زوال دولت ها و قوانین حاکم بر آنها اشاره نموده و اولین کسی است که به صراحت از سنن و قوانین حاکم بر جامعه، مفصلا بحث کرده است و در میان علمای جدید نیز ،شاید اولین فردی که در پی کشف سنن و قوانین حاکم بر جوامع برآمده "مونتسکیو "مورخ و نظریه پرداز فرانسوی در عصر روشنگری باشد .
در یک جمع بندی کلی می توان نتیجه گرفت که جوامع بشری کم و بیش قانون های ثابت و سنت های مشابهی دارند که در زمان ها و مکان های مختلف تقریبا به گونه ای یکسان پاسخ می دهد و البته این به معنی دستیابی انسان به همه این قوانین و خطاناپذیر بودن آنها نیست بلکه بعضا خطاهای فاحشی نظیر فلسفه علمی مارکسیسم و تحلیل تاریخی آن نیز مشاهده می شود. قرآن مجید نیز در عین حال که کتاب هدایت انسان می باشد از آنجا که فهم سنت های الهی و قوانین حاکم بر جامعه در هدایت انسان موثر است موارد متعددی به سنن تاریخی اشاره فرموده است. شهید سید محمد باقر صدر در این رابطه چنین می نویسد: « شایسته نیست از قرآن کریم به عنوان یک کتاب هدایت انتظار داشته باشیم که در مورد علم تاریخ و سنن آن و تفصیلات و جزئیات آن بحث کند .... برای قرآن همین عنوان کتاب هدایت بودن ،کتابی که مردم را از تاریکی به نور رهبری می کند کافی است و در این حد ،خود اهمیت بسزایی دارد و قرآن منحصرا روی آن کار می کند. سخنانی در زمینه تاریخ دارد و شرح قوانین تاریخ را در حدی که پرتوی بر کار تغییر بیفکند توضیح می دهد و تنها حدودی که پیامبر ( ص ) به کار می برد و در حدی که موج آن بتواند بشر را به این سنت ها رهبری کند و بینش راستین نسبت به اوضاع و احوال و شرایط زندگی پدید آورد بیان می کند » ( صدر، سید محمدباقر، سنت های تاریخ در قرآن، ترجمه دکتر سید جمال الدین موسوی اصفهانی قم، دفتر انشتارات اسلامی، ص 117-118 )
اشاره مکرر قرآن به سرگذشت و فرجام اقوام پیشین و عوامل اعتلا و انحطاط گذشتگان نیز از این منظر تبیین می شود. در سوره مبارکه هود خطاب به پیامبر ( ص ) می فرماید: « وَکُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءکَ فِی هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِکْرَی لِلْمُؤْمِنِینَ » ،(و تمام حکایات انبیاء را بر تو بیان می کنیم تا قلب تو را به آل قوی و استوار گردانیم و در این [شرح حال گویی ]طریق حق و راه صواب بر تو روشن شود و اهل ایمان را پند و عبرت باشد )، ( هود، 120 ).
آنچه در این آیه مورد تایید واقع شده ثبات قلب پیامبر ( ص ) و موعظه و تذکر به اهل ایمان می باشد. در بینش و حیانی فرد کرامت دارد و هم جامعه از اصالت برخوردار است. استاد مطهری در تبیین رویکرد قرآنی می نویسد: [ اسلام ] از آن جهت که وجود اجزای جامعه ( افراد ) را در وجود جامعه حل شده نمی داند و برای جامعه وجودی یگانه مانند مرکبات شیمیایی قایل نیست اصاله الفردی است اما از آن جهت که ترکیب افراد را از نظر مسایل روحی و عاطفی از نوع ترکیب شیمیایی می داند که افراد در جامعه هویت جدید می یابند که همان هویت جامعه است هر چند جامعه هویت یگانه ندارد ( اصاله الاجتماعی است ..... ) قرآن برای امت ها سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قایل است بدیهی است که امت اگر وجود مستقل عینی نداشته باشد سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنی ندارد، اینها دلیل است که قرآن به نوعی حیات قایل است که حیات جمعی و اجتماعی است، حیات جمعی صرفا یک تشبیه و تمثیل نیست یک حقیقت است همچنان که مرگ جمعی یک حقیقت است ». ( مطهری، مرتضی، جامعه و تاریخ ،ص 21-22 ).
البته پس از شهید مطهری کسانی مانند محمد تقی مصباح یزدی چنین رویکردی را قبول نداشته و حیات و مرگ جوامع را به گونه ای مجازی تبیین می کند که « معنایی جز شوکت و اقتدار یا افول و تفرقه آنها ندارد » ( مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن ص 96 ).
در قرآن از قوانین جامعه به سنت تعبیر شده است که به صورت مفرد و جمع حدود شانزده مورد به کار رفته از جمله به صورت « سنة الله »، ( فاطر 34 و .... ) «سنة الاولین»، ( انفال، 38 و .... ) «سنة من ارسلنا من قبلک »،( اسراء 77 ) « سنن الذین من قبلکم »،( نساء 26 ) و یا «سنن» بدون مضاف الیه ( آل عمران، 137 ) و همه آنها به سنت گزاری خداوند معطوف شده اند.
راغب اصفهانی، «سنة الله» را طریق حکمت الهی و طاعت وی معنی نموده است ( راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص 1251 ) با توجه به اصل و مفهوم سنن که به امور محکم و استوار گفته می شود اطلاق سنت بر قانونمندیهای ثابت و بدون تغییر نسبت تام دارد طریقه حکمت الهی نیز از این ثبات و استحکام برخوردار است. سنت های الهی انواع گوناگونی دارد که ذیلا به سنت های حاکم بر حیات اجتماعی انسان ها اشاره می شود این سنت ها نوعا از سه ویژگی مهم برخوردارند.
۱-شمول و گستردگی:
از ویژگی های سنت های الهی، فراگیری آنهاست که قرآن نیز در این رابطه می فرماید: « سُنَّه اللَهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّه اللَهِ تَبْدِيلاً» ( این سنت خدایی است که در میان پیشینیان اجرا شده و برای سنت خداوند تغییری نخواهی یافت ). ( احزاب، 62 ) از مصادیق سنت های فراگیر سنت امتحان می باشد که قرآن می فرماید: « أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء »
اینگونه پنداشته اید که به بهشت خواهید رفت [ بدون ابتلاء ] و هنوز سرگذشت پیشینیانتان را نشنیده اید ) ( بقره، 214 ) یا می فرماید: « أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ . وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَـٰذِبِينَ»،(عنکبوت،۲ـ۳)
۲- قطعیت و تبدیل ناپذیری:
از دیگر سنت های الهی عدم تبدیل و تحویل می باشد قرآن می فرماید: « فلن تجد لسنه الله تبدیلا و لن تجد لسنه الله تحویلا » ،( پس هرگز در سنت الهی تبدیل و تحویل نخواهی دید )، ( فاطر 43 ) علامه طباطبایی در ارتباط با تفاوت تبدیل و تحویل می نویسد: « تبدیل سنت آن است که سلامتی و رفاه جایگزین عذاب گردد و تحویل سنت آن است که عذاب قومی که مستحق آن هستند به دیگران مقرر شود و سنت الهی نه تبدیل پذیر است ونه تحویل پذیر، چرا که خداوند بزرگ بر مسیر مستقیم است که حکم وی نه تبعیض پذیر است و نه استثناپذیر، ( سید محمد طباطبایی، المیزان فی تفسیر ج 17، ص 58 ).
۳- عدم منافات با اراده انسان:
از ویژگی های سنت های الهی عدم تعارض مشیت خداوند با اراده انسان است. قرآن به خواست و اراده انسان نیز ارزش قائل است و در مواردی به آن اشاره نموده است از جمله می فرماید: « ان الله لایغّیر ما بقوم حتی یغییرو ما بانفسهم .... »،( خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان تغییر کنند ) ،( رعد ، 11 ) .[در ارتباط با این آیه در فصول بعدی مطالبی مطرح خواهد شد]یا مثلا می فرماید: در عین حال که عذاب اقوام گناهکار از سنن الهی می باشد ولی این سنت در صورت استغفار و توبه متوقف می شود: « و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون » ( خداوند آنها [مسلمانان] را وقتی استغفار می کنند عذاب نمی کند )، (انفال، 34 ).
از جمله این سنت های الهی عبارتند از:
اـ اتمام حجت بر همه جوامع بشری:
قرآن مجید در موارد متعددی بر این تاکید دارد از جمله می فرماید: «و لکل امه رسول »،( برای هر امتی رسولی است ) ،(یونس 47 )یا می فرماید :« ولکل قوم هاد »، ( برای هر گروهی هدایتگری است )،( رعد، 7). یا می فرماید: « و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا » ،( هیچ قومی را عذاب نمی کنیم مگر آن که بر آنها رسولی را مبعوث گردانیم ) ،(اسرا، 15)
ب ـ سنت ابتلاء و امتحان:
از دیگر سنت های الهی که در بخش ویژگی سنن الهی نیز به آن اشاره شد سنت « ابتلاء » و امتحان می باشد که در پیامبران بلند مرتبه نیز جاری می باشد قرآن می فرماید: « و اذا بتلی ابراهیم ربه بکلمات .... » ،(و ( یادآور ) زمانی را که پروردگار ابراهیم را به اموری چند آزمود ...) ،(بقره 124) در موارد دیگری نیز به ابتلاء و امتحان سایر انبیاء اشاره شده است قرآن در سوره کهف می فرماید: هر چه در زمین است برای امتحان انسان است: « انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لیبلوکم ایکم احسن عملا » ،( همانا ما هر چه بر زمین است زینت آن قرار دادیم تا شما را بیازماییم که کدام از شما بهترین عمل را انجام می دهید ) ،( کهف، 7 ). در قرآن هم نعمت و هم عذاب هر دو امتحان الهی هستند: « بلوناهم بالحسنات و السیئات » ،( اکرام انسان نیز نوعی امتحان است: « فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربی اکرمنی »،(فجر،۱۵)
در مورد قوم بنی اسرائیل و تصمیم فرعون بر کشتن نوزادان پسر می فرماید: « و فی ذلکم بلاء من ربکم عظیم » ،(و این امتحان و ابتلای بزرگی از جانب پروردگار بر شما بود)، ( ابراهیم، 6 ). در مورد قوم طالوت هم می فرماید: «ان الله مبتلیکم بنهر »،( همانا خداوند شمار را با نهر آبی آزمایش کند )، ( بقره، 249 ) نتیجه این که امتحان از سنت های فراگیر الهی می باشد و همگان را شامل می شود.
ج ـ سنت املاء :
از دیگر سنت های الهی، سنت املاء می باشد. خداوند در قرآن، با اشاره به دو گرایش متمایز انسان ها در زمینه دنیاخواهی و آخرت طلبی و اعطای مقید دنیا به آنها که در پی رسیدن به دنیا هستند و اعطای مطلق آخرت به آخرت گرایان می فرماید: « کلانمد هولاء و هولاء من عطاء ربک » ،(ما هر دو گروه ( دنیا خواهان و آخرت گرایان ) را از فضل و عطای پروردگارت مدد می رسانیم )،(اسراء 20) این سنت در ارتباط با افراد و جوامع هر دو قابل تطبیق می باشد و در مفهوم عام شامل کردار ناشایست بندگان هم می شود . در سوره فاطر می فرماید: « و لویواخذ الله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابه ولکن یوخرهم الی اجل مسمی »،( و اگر خداوند از کردار زشت انسان ها مواخذه می کرد، هیچ جنبنده ای را بر روی زمین باقی نمی گذاشت ولی کیفر خلق را به وقت معین تاخیر می اندازد) ،( فاطر، 45 ).
د ـ سنت پاداش و جزا:
از دیگر سنن الهی در زندگی انسان ها، سنت پاداش و مجازات می باشد البته پاداش و جزای واقعی انسان ها در عالم آخرت است زیرا که این دنیا شاید در مواردی ظرفیت جزا و پاداش سزاوار را نداشته باشد ولی در مواردی هم در این دنیا پاداش و جزا می بینند مثلا قرآن می فرماید: « ویزید الله الذین اهتدواهدی » ،( و خداوند بر هدایت افراد هدایت شده می افزاید ) ،(مریم، 76)
یا می فرماید: « والذین جاهدوفینا لنهدینهم سبلنا ».،(و کسانی که در راه ما جهاد نمودند هر آینه به راههایی خود راهنمایی شان خواهیم کرد) ،( عنکبوت، 69 ).
و در ارتباط با مجازات نیز می فرماید: «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیدیقهم بعضی الذی عملو لعلهم یرجعون »،( فساد در دریا و خشکی به سبب آنچه مردم انجام داده اند ظاهر شد تا خداوند [پاداش ] بعضی از آنچه را مردم انجام داده اند به آنان چشاند شاید که بازگردند ) ،(روم، 41) یا می فرماید: « و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوعن کثیرا »،( آنچه از بدبختیها به شمار می رسد به سبب اعمالی است که انجام داده اید و خداوند از بسیاری از آنها در می گذرد ) ،(شوری، 30) یا می فرماید: « و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناکم ماء غدقا » ،(و اگر آنان بر روش صحیح استقامت می ورزیدند آنان را آب گوارا می نوشانیدیم)، (جن 16.
ه ـ سنت امهال و استدراج:
از سنت های الهی مهلت دادن به انسان های طاغی و سرکش می باشد قرآن می فرماید: « و لایحسبن الذین کفروا انمانملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادو ا اثما و لهم عذاب مهین »،(کافران نپندارند مهلتی که به آنان دادیم به خیر و صلاحشان است بلکه به آنان مهلت دادیم تا بر گناه و طغیان خود بیفزایند و برای آنان عذاب خوارکننده ای است)،( آل عمران، 178 ). یا می فرماید: « فلما نسوا ما ذکرو به فتحنا علیهم ابواب کل شیئی حتی اذا فرحوا بما اوتوا اخذناهم بغته فاذا هم مبلسون » ،( پس چون آنچه از نعمت های الهی به آنان تذکر داده شد فراموش کردند ما هم ابواب هر نعمت را به آنها گشودیم تا به نعمتی که به آنها داده شده شادمان و مغرور شوند و پس ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم آن هنگام خوار و ناامید گردیدند)،( انعام، 44 ). یا می فرماید: « والذین کذبوا بایاتنا سنستدرجهم من حیث لایعلمون. و املی لهم ان کیدی متین » ،( و آنان که آیات ما را تکذیب کردند به زودی آنها را تدریجا به عذاب و هلاکت می افکنیم از جایی که فهم آن نکنند و روزی چند به آنها مهلت می دهیم که همانا کید و عقوبت ما به گونه ای شدید به آنان فرا رسد. ( اعراف، 182 ).
و ـ سنت پیروزی نهایی حق بر باطل:
از سنت های دیگر الهی فرجام مبارک حق طلبان و زوال باطل اندیشان می باشد مثلا می فرماید: « قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا » ( بگو حق آمد و باطل رخت بربست که به تحقیق باطل رفتنی بود ) ( اسراء 81 ) یا می فرماید: « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین » ( واراده کردیم که بر مستضعفان زمین منت گذارده آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم » ( قصص 5 ) یا می فرماید: « وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفهم فی الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضی لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننی لايشركون بی شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون»،(خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند)،(نور،۵۵) و آیه شریفه: «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الرض يرثها عبادي الصالحين »،( و ما بعد از تورات در زبور داود نوشتيم كه البته بندگان نيكوكار من ملك و زمين را به ارث خواهند برد ) ،(انبیا،۱۰۵)
الحمد لله رب العالمین
