حضرت امیر(ع) درکلمه 89 نهج البلاغه می فرماید: «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ». (هر کس [رابطه] میان خود را با خدا اصلاح کند، خدا [رابطه] میان او و مردم را اصلاح فرماید و هرکس کار آن جهان خود را به صلاح آورد، خدا کار این جهان او را اصلاح کند و هر (که واعظی درونی داشته باشد، او را از جانب خداوند نگهبانی است). این سه جمله از بیانات حضرت است . اول این است که رابطه ای بین ما و خدا هست، سپس رابطه بین ما و جامعه و مردم است، سوم رابطه بین دنیا و آخرت ماست. فرمود اگر شما یکی را اصلاح کردید بقیه را خدا اصلاح می کند، اگر ارتباط خود را با خدا صاف کردید، ارتباط شما با جامعه را خدا صاف می کند؛ اگر اختلافی است برطرف می کند، نگرانی هست برطرف می کند، دشمنی هست برطرف می کند، همه را تبدیل به دوستی می کند. اگر کسی رابطه خود را با خدا خوب کند، با خدا دروغ نگوید؛ اگر گفت (إیاک نعبد و إیاک نستعین) (حمد،5) اگر حادثه ای پیش آمد هم بگوید (إیاک نستعین).
حکیم سبزواری گوید:
یکذب مستعین حق إذ قری
ثم إذا جاء المهم غیرا یری
آن کس که نماز می خواند می گوید (إیاک نعبد و إیاک نستعین) خدایا تو را می پرستیم و از تو کمک می خواهیم؛ اما وقتی حادثه ای پیش آمد به فکر تکریم دیگری، کمک خواستن از دیگری و مانند آن است و از غیر خدا کمک می خواهد. پس اگر کسی بین خود و بین خدا را اصلاح کند، ذات اقدس اله بین او و بین جامعه را اصلاح خواهد کرد.
دوم: «من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه»، اگر کسی وضع آخرتش را درست کند که آنجا جوابگو نباشد. در آنجا یک عده را می گویند نگه دارید اینها بازخواست شوند (و قفوهم) «واو» جزء کلمه نیست (قفوهم)؛ اینها را متوقف کنید بازداشت کنید،زیرا: (إنهم مسولون) اینها زیر سوالند (و قفوهم إنهم مسولون) اگر کسی همه کارهایش روی حساب باشد نه بیراهه رفته باشد نه راه کسی را بسته باشد، امر آخرتش را درست کرده باشد، امر دنیای او هرگز لنگ نخواهد بود
سوم فرمود: «و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ»؛ این در بیانات نورانی ائمه دیگر (علیهم السلام) هم هست، اصل آن از وجود مبارک حضرت امیر است که ائمه دیگر(ع) هم همین فرمایش را دارند. می فرماید آدم باید یک واعظ درونی داشته باشد، قبل از اینکه حرف را از بیرون گوش بدهیم باید حرف خودمان را گوش بدهیم. اگر در درون ما واعظی بود و ما را موعظه کرد؛ وعظ یعنی «جذب الخلق الی الحق»؛ واعظ یعنی چه؟ یعنی حرف او، سیره او، قول او و عمل او مستمع را جذب می کند، از نشئه خلق به حریم خالق؛ «الوعظ هو جذب الخلق من الدنیا الی الله، جذب الخلق الی الخالق» این وعظ است. اگر در بیرون کسی روی منبر می رود، این حرف ها را می زند این واعظ بیرونی است که ما گوش می دهیم، این یک درصد ضعیفی اثر دارد، فرمود خدا یک منبری کنار دل گذاشت، آن عقل ما ، ما را موعظه کند که ما نه راه کسی را ببندیم، نه بیراهه برویم، جذب الهی بشویم، آن وقت حرف های بیرونی موید ماست و کمک ماست و یقینا خدا حافظ ماست. فرمود: اگر کسی یک واعظ درونی داشته باشد یقینا ذات اقدس اله حافظ اوست
