.    اا

1. آنچه "بَر" ما می گذرد ، انعکاس یا خروجیِ آنی است که "دَر" ما می گذرد .

2. سالها پیش یکی از دوستانِ وارسته و صاحبدل می گفت: بد می بینیم که بد می بینیم و کم می آوریم که کم می آوریم!

3. عبارت معروفِ «اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن» در عینِ کژتابی و ایهامی که دارد می تواند از جهتی ناظر به مطلب فوق باشد .

4.سهروردی می گوید:«مَنْ لا یَنفَعُکَ لَحظُهُ لا یَنفَعُکَ لَفظُه» ، عالمی که دیدن او مخاطب را عوض نکند و به حال اش نافع نباشد، لفظ و سخن او هم اثرگذار نیست !

5. آنچه تعالی بخش و تحوّل آفرین است واقعاً صالح شدن است نه سخن از اصلاح گفتن و بازی با الفاظ بدون تجربۀ انضمامی

6. مولانا می گوید:

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرونِ خویش

خون انگوری نخورده باده شان هم خونِ خویش

ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این

بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش!

چنین شخصی همواره از ابتهاج درونی برخوردار است:

خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال

هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش

باده گلگونه‌ست بر رخسار بیماران غم

ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۳ و ساعت 0:2 |