.    اا

هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک

گَرَم تو دوستی ، از دشمنان ندارم باک

مرا امیدِ وِصالِ تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک

اگر تو زخم زَنی بِهْ که دیگری مَرهم

و گر تو زَهر دهی بِهْ که دیگری تریاک

بِضَربِ سَیْفِکَ قَتْلی حَیاتُنا اَبدا

لِأنَّ روحیَ قَدْ طابَ اَن یَکونَ فِداک

تو را چُنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قَدرِ دانشِ خود هر کسی کند اِدراک

به چَشمِ خَلق، عزیزِ جهان شود حافظ

که بر درِ تو نَهَد رویِ مَسکَنَت بر خاک

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 15:38 |