.    اا

سالروزِ وفاتِ مولانادر سالروز وفات مولانا جلال الدین هستیم ؛ "جانِ شیفته" ای که در چند صباح اقامت بر این خاکدان جهانی را با توصیه به تشنگی از شراب وحدت سیراب ساخت و به سرچشمۀ زلال عشق رهنمون شد .

به فرمودۀ حکیمِ توس:

سرش سبز بادا ، منش ارجمند

منش بر گذشته ز چرخ بلند

[«من» در زبان پارسی مترادف با منش ، روان و دل و در اَوِستا به معنی اندیشیدن می باشد.]

این روزها شاهد حضور جمعی از مشتاقانِ معرفت و معنویت و شیفتگان مولانا در مزار و "تربت" جنابِ جلال الدّین هستیم

رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند

مستی ز جامت می‌کنند، مستان سلامت می‌کنند

غوغای روحانی نگر، سیلاب طوفانی نگر

خورشید ربانی نگر ،مستان سلامت می‌کنند

شهری ز تو زیر و زبر، هم بی‌خبر هم باخبر

وی از تو دل صاحب نظر، مستان سلامت می‌کنند

مولانا معلّم بی مثال معرفت و معنویت است و آموزگار یگانۀ عشق .چکیدۀ درس اش با وام گیری بیتی از فاضل نظری این توصیه است:

اُطلِبُ العِشقَ مِنَ المَهدِ الی تا به ابد !

‎باید این جمله برایِ همه دستور شود

می گویند [و افلاکی نیز در مناقب‌العارفین آورده است]: سه وا‍ژه عامّ پس از جلال الدین محمد بلخی معناي خاص يافتند : "مولانا" ؛"مثنوی" و "تربت" ! مولانا عنوانی عام است به معنیِ آقای ما، سَروَر و بزرگ ما ؛ واژه‌ای عام است که می‌توان آنرا به هر بزرگی اطلاق کرد، پس از وفات مولانا ، این واژه از معنای عام خود به معنایی خاص انتقال پیدا کرد و در جناب جلال الدین متعیَّن شد وقتی می‌گوییم مولانا چنین گفت ؛ منظوری جز جلال‌الدین بلخی یا رومی نداریم .

مثنوی نیز قالبی از شعر است که هر بیت قافیه‌ای جداگانه دارد [و به همین دلیل به آن مثنوی (دو تا دو تا) گفته می‌شود] ولی با مثنوی معنوی تعریف خاص یافت هر گاه آن را بر زبان می‌آوریم جز کتاب مولانا اراده نمی‌کنیم .

کلمۀ سوم که امروزه در میان ما کاربرد چندانی ندارد تربت است. افلاکی می‌ نویسد : در قونیه و نیز در میان افغانی‌ها،تربت، اختصاصاً به تربت مولانا اطلاق می‌شود.

در بین شیعیان و امامیه تطبیق شایع یا منحصر تربت ، خاک مزار امام حسین (ع) است . ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه از تربت امام حسین (ع) با تعبیر «تربت مسعوده» یاد کرده است.(بیرونی، آثارالباقیه،ص:329)

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۲ و ساعت 13:55 |