فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمي كه جز ولاي توام هيچ نيست دستاويز
در گريز از قيل و قال عالم ملك و اشتغالات فرساينده زندگي با اينكه اگر در مسير بندگي باشند سعي و تلاش براي گذران معشيت نيز عبادت است ولي در طريق انس بيشتر با معبودي كه به تعبير سيد اوصيا اميرالمؤمنين (ع) ، « آنس الانسين » مي باشد آدمي نيازمند خلوتي است كه در انزواي وجود خود سوز دل به اشك ديده فرونشاند و باطن از زنگار گناهان و اعمال خود فرو شويد و خانه دل را به حضور و جلوه دلدار حقيقي مشرف سازد كه غير او هر كه سراي وجود را جاي خود سازد جز زحمت واستدراج فرجامي به همراه نخواهد داشت
گـرگــريزی بر اميــد راحتي زآن طــرف هم پيشت آيـد آفتي
هيچ كُنجي بي دد و بي دام نيست جز به «خلوتگاه حق » آرام نيست
كنــج زنــدان جهان نــاگــزير نيست بـي پا مزد و بـي دق الصير
مثنوي معنوي ، دفتر دوم ، ابيات : 590 – 592
اعتكاف امكان چنين خلوتي را فراهم مي سازد تا انسان فارغ از وابستگيهاي روزمره خودش باشد و خدايش. امام صادق (ع) مي فرمايد : « في التوراة مكتوب يا ابن آدم تفرّغ لعبادتي اَملاءُ قبلك غنيً » در تورات نوشته شده است : اي فرزند آدم براي عبادت من فراغتي فراهم آور تا دلت را از بي نيازي سرشار سازم ، ( بحار الانوار ، ج 70 ، ص 252 )
و نيز از رسول اكرم (ص) نقل شده است كه : « افضل الناس من عشق العباده فعانقها و احبّها بجسده و تفرغ لها » ، ( با فضيلت ترين مردم كسي است كه عاشق عبارت باشد و با اشتياق تمام عبادت را در آغوش كشد و با جسمش آن را دوست بدارد و براي آن فراغتي فراهم آورد . ) ، ( اصول كافي . ج 2 . ص 83 ) .
اعتكاف گلگشتي است در دنياي درون و شناخت خود و مجاهدت با نفس ، بريدن از غير و پيوستن به حضرت دوست و تجديد قوا براي باز گشت دوباره پيش خلق .
اعتكاف تمريني است براي كنترل قواي نفساني و تحديد مقدورات در حيطه اي تنگ تر از مقدورات . اعتكاف عملي عظيم است كه پيش شرط آن روزه مي باشد كه : « الصوم لي » در وصفش آمده و از فروع دين و مباني اسلام مي باشد كه معصوم (ع) مي فرمايد : « بني الاسلام علي الخمس ، الصوم و .... » اعتكاف ، عيد حضور است و روزنه اي به سوي چشمه سار نور ،تركيبي از مهم ترين و راهبردي ترين فرايض و نوافل مي باشد . معجوني است شفا بخش از نماز كه عمود دين و معراج مؤمن است « اقم الصلوة لذكري » و روزه كه : « سرٌّ بينه و بين العبد » ( امام رضا (ع) ) بحار الانوار ، ج 69 ، ص 381 ) مي باشد و همچنين تعدادي از شرايط محرم شدن نظير ترك نگاه به آينه ، عطر زدن ، مجادله و ... همچنين دعا و نيايش كه از بزرگترين نعمت هاي حق به بنده توفيق رازگويي و نياز خواهي مي باشد و مغز و در و نمايه عبادت به شمار مي رود «الدعامخ العباده» (سفينه البحار، ج 1، ص446)
اذكـرونــي اگر نفر مودي زهــره ياد او كــه را بــودي
فرصتي مغتنم براي تأمّل در اينكه چه بخواهم ؟ و توجّه به اينكه ارزش واقعي آدمي نه در داشته ها بلكه در كمبودهايي است كه در خود احساس مي كند . اعتكاف نردباني است مطمئن براي انسان از آنجا كه هست به آنجا كه بايد باشد و نيز زماني براي ترميم گذشته و ترسيم آينده ، در روايات آمده است : « من اعتكف ايماناً و احتساباً غفرله ما تقدم من ذنبه » ، ( هر كس از روي ايمان و حسابگري معتكف شود گناهان گذشته او بخشيده مي شود . ) ، ( كنز العمال ، ج 8 ، ح 7 2400 ) سيد بن طاوس در اقبال مي گويد بدان كه اوج و كمال اعتكاف آن است كه انسان ، عقل و دل و ديگر اعضاي بدن خود را تنها بر اعمال صالح وقف كند و آنها را بر درگاه خداوند و اراده مقدس او حبس نمايد . معتكف بايد فكر و جان و اعضاي خود را با افسارهاي مراقبت به خوي مهار كند آنچه روزه دار بايد از آن بپرهيزد خودداري نمايد بلكه دقت و مراقبه معتكف بايد به مراتب بيشتر از روزه دار باشد چرا كه او هم روزه دار است و هم معتكف و هر معتكفي خود را ملزم نموده است كه با تمام وجود به خداوند متعال روي آورد و غفلت از حق را يكسره كنارنهد . بنابراين هرگاه معتكف نور عقل و جانش را به غير خدا مشغول كند يا عضوي از اعضاي بدنش را به غير خدا مشغول كند يا عضوي از اعضاس بدنش را در كاري كه طاعت پروردگا نيست به كار گيرد به همان ميزاني كه كوتاهي كرده از حقيقت اعتكاف خود كاسته است . » ( اقبال الاعمال ، سيدبن طاوس ، ص 195 )
خـدايا چنان كن سـرانجام كار تو خـوشنود باشي و مـا رستگار
الحمدلله رب العالمين
