يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَات،(مجادله،11)
هر آن کو ز دانش بَرَد توشهای
جهانی است بنشسته در گوشهای
پاسداشت مقامِ علمی و معنویِ پژوهشگرِ نزیه و دانشوَرِ نیک خصلت استاد دکتر محمد مهدی جعفری مناسبتی مبارک است که با آن مقارن هستیم.
عالم و معلّمی واقعی که آموزه ها ،آمیختۀ جانش شده ، نه فقط با گفتار که با سلوک و نحوۀ زیستنِ خود نیز تعلیم می دهد و حتّی دیدارش تاثیری تعالی بخش و تحول آفرین بر شاگردان و مخاطبان دارد و پاسخی است بر پرسشهایشان ، چنانکه جناب مولانا گوید:
ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بیقیل و قال
بل فراتر از این حتّی یادکردش نیز رهاورد خود را دارد!
یاد بعضی نفرات/ روشنم می دارد.../قوّتم می بخشد!
استاد دکتر جعفری که جامِ جان از سرچشمۀ زلال معارفِ وَحیانی سیراب ساخته ، روشنی بخش جانها ،مربّی تشنگانِ دانش و بقیةُالسّلف استادانی است که با دانش و دیده وری «مبدأمیلِ» مشتاقان معرفت را متحول می کردند و به فرارَوی و اوج اندیشی ترغیب می کردند .
وی به اسم و رسم جعفری مسلک است و در این مسیر و مصیر از تذبذب و تزلزل رهيده و به ثبات و استقامت رسیده است ، سالها در ترویج آموزه های عِلوی و عَلوی به جان و دل تکاپو داشته و این خدمتِ صادقانه و خالصانه ،او را به مراتبِ والای کمال نائل ساخته است !
دامن رندان سبک سِیر گیر
تا همه دم رطل گرانت دهند
اخلاص ، اُنس مستمرّ با قرآن و نهج البلاغه و فراگیری فنونِ ادب ،ترجمۀ آثار ذی قیمت ، التزام عملی به آنچه بر زبان جاری می سازد ، تسلّط به متون مرجع ، بینش مندی ، لینَت و لطافت طبع ،حُسن خُلق ، بیان دلنشین و توانشهای عدیده ای که در وی جمع آمده ،محضرش را مبارک و برخوردار از خیر کثیر نموده است چنانکه مراد و مقتدایش امام علی (ع) فرماید: «قد أحيا عَقلَهُ و أماتَ نَفسَهُ ، حتّى دَقَّ جليلُهُ و لَطُفَ غليظُه و برَقَ لَه لامعٌ كثيرُ البَرقِ، فأبانَ لَه الطَّريقَ ، و سلكَ بهِ السَّبيلَ ، و تَدافَعَتهُ الأَبوابَ إلى بابِ السَّلامَةِ وَ دارِ الإِقامَةِ ، و ثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنينَةِ بَدَنِهِ في قَرارِ الأمنِ و الرّاحَةِ بِمَا استَعمَلَ قَلبَهُ و أَرضَى رَبَّهُ» ،(نهج البلاغه،خطبۀ220).
جانِ روشن اش در «مِشکات» جسم، «مِصباح» پرفروغی است که از «شَجَرَۀ مُّبَارَكَۀ زَيْتُونَة» مایه می گیرد و پرتوافشانی می کند که «کار مردان روشنی و گرمی است».
صفت چراغ داری چو به خانه شب درآیی
همه خانه نور گیرد ز فروغ روشنایی
ستايش وی ارج نهادن به فضیلتها، مدح تقوا و قدحِ طَغوا ست، تمجيد فلاح است و تقبيح طغيان و طلاح. پاسداشت استضائه از قرآن و نهج البلاغه است و نكو داشت ولايتمداري وامامت محوري.
امام کاظم (ع) می فرماید:"طُوبی لِشیعَتِنَا المُتَمَسِکینَ بِحَبلِنا فی غَیبَهِ قائِمِنا الثابِتینَ عَلی مُوالاتِنا وَ البَراءَهِ مِن اَعدائِنا. اُولیکَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهٌم قُدرَضُوا بِنا اَئِمَهً و رَضینا بِهِم شیعَهً فَطُوبی لَهُم ثُمَّ وَاللهِ مَعَنا فی دَرَجاتینا یَومَ القیامَهِ" ؛(خوش به حال شيعيان ما كه در زمان غيبت قائم ما به دوستى ما چنگ مى زنند و در دوستى ما و برائت از دشمنان ما استوارند آنها از ما و ما از آنها هستيم، آنها به پيشوائى ما راضى شدند و ما هم به شيعه بودن آنها راضى وخشنوديم و خوشا به حال آنها، به خدا قسـم آنها در روز قيامت با ما و مرتبه ما هستند.)؛(مجلسی ؛بحارالانوار ؛ جلد؛ 51)
به حکمِ حدیثِ نبویِ «مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْدا»،(عَوالی اللئالی، ج 1، ص 292) گلهای سپاس مان به سان «برگ سبزی» پیشکشِ محضر گرامی اش
و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين
