1. قبول و رضا به احساس رهائی از قید و بند و مضیقه ها منجر می شود و این نه تنها سعادت و خوشی شما را افزایش می دهد بلکه خودش رمز سعادت است . (فلاسفه بزرگ،برایان مگی،ترجمه عزّت الله فولادوند ، ص:170)
2. ملا هادی سبزواری در منظومه حکمت می نویسد:
و بهجة بما قضی الله رضا
و ذو الرّضا بما قضی، ما اعترضا
اعظم باب الله في الرضا وُعی
و خازن الجنة رضواناً دُعی
کسی که به مقام رضا و خشنودی رسید، نسبت به قضا و قدر الهی مسرور است و صاحبمقام رضا اعتراضی به تقدیرات الهی و مشیّت پروردگار ندارد و باب الله الاعظم در مقام و مرتبه رضا نهفته است و خزینهدار بهشت نامش رضوان است [قرآن میفرماید: "وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ" ،(توبه،72) ].
فقراً على الغِنی صبور ارتضى
و ذان سيّان لِصاحب الرّضا
صاحبمقام صبر و شکیبایی ، فقر را بر غنا ترجیح میدهد و به آن راضی میشود و برای صاحبمقام رضا،داشتن و نداشتن مساوی است.
3. اقبال لاهوری می گوید:
از رضا مسلم مثال کوکب است
در ره هستی تبسم بر لب است
گر خدا داری ز غم آزاد شو
از خیال بیش و کم آزاد شو
قوَّت ایمان حیات افزایدت
ورد «لا خوف علیهم» بایدت
