.    اا

پسر فاطمه (3)

ماه محرّم فرصتی مغتنَم برای تحوّل است تا مِسِ وجود به اکسیر عشق و کیمیای محبت و معرفت دگرگون شود چنانکه حرِّ ریاحی راه صدساله را یک شبه طی کرد و به آن جایگاه رسید ! حضور با طهارت باطن و اخلاص ! شکسته دلی که «به دل شکستی اگر هست ،فتح بابی هست» در این سراپرده، تعیّنات و اعتّباریات را راهی نیست «شکسته دلی می خرند و بس» و حسین (ع) به تعبیرِ مولانا « آن پاک روح» جلوه تامّ و کامل رحمت واسعه خداوند است که دلها را به خود می کشد و جانها را بی قرار می سازد

گر شکند دل مرا ، جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کُله برد ، من زِ میان کمر برم

آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

راستی! «تو کیستی که نمودی به هر دلی وطنی» و «سوختگان غمت با غم دل خرّمند» ...

ای موسیِ بحر آشنا ، خضر است ما را ناخدا

چون بشکند کشتیّ ما، زودتر به ساحل می‌رسد!

یک نقطه دارد پیش و پس ،عاقل ز غافل فرق و بس!

با لطف حق در یک نَفَس، غافل به عاقل می‌رسد

وامانده از صوت جرس با شبهه و بانگ فرس

گام ار زند در یک نَفَس ، همراه مَحمل می‌رسد

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۲ و ساعت 13:12 |