.    اا

داستایفسکی، گناه در حق کودکان را گناهی نابخشودنی می داند و گریۀ یک کودک را خارج از توان و تاب تحمل . کودک استعاره‌ای است از معصومیت و بی‌غل‌وغش بودن . کاش جهان نیز کودک باقی می‌ماند. زمین بهشت است، اما انسان‌ها با گنهکاری‌شان آن را آلوده می‌کنند و به تعبیر داستایفسکی: «انسان‌ها جوانه‌هایی را که از بذر بهشتی می‌رویند به شوکران تلخ تبدیل می‌کنند».

داستایفسکی بر این است که باید جان جهان را از غل و زنجیر طلسم شر رهایی بخشید، باید زیبای خفته را بیدار کرد، زیبایی باید بر زمین بخرامد تا جهان را نجات دهد. زیبایی و معصومیت است که جهان رستگاری به ارمغان می‌آورد؛ «کودکان باید در باغ‌ها بزرگ شوند.» اما زیبایی که مانند عشتاروت گنوستیک‌ها زندانی ماده و جسم بشود تقدسش را از دست می‌دهد. زیبایی مادینۀ ابدی جهان است.

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ و ساعت 15:11 |