.    اا

دوست عزیزی در پیامی تمایز بین نظر و بصر را مطرح کرده بود ! «بَصَر» به معنى عضو بينائى [چشم] نیز به معنىِ «قوّه بينائى» به كار مى‌ رود. اين واژه، در معنىِ نيروى عقل و درك نيز استعمال مى شود و به آن «بصيرت» نیز مى گويند . بصیر ، اهل بینش [insight] است و بصیرت امری درونی و كار دل است . پیشینیان می‌گفتند : ما دو چشم داریم چشم سر که كارکردش مترادف با بَصَر بود و چشم دل معادل بصیرت.

مولانا در مواردی نظر و بصر را مترادف هم آورده نظیر:

گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را

از دل نه‌ای گسسته ، از تو کجا گریزم؟!

در مواردی بصر به معنی چشم آمده:

این عدم را چون نشاند اندر نظر

چون نهان کرد آن حقیقت از بصر

و ...

کسانی مانند آیت الله جوادی آملی بر اینند که بصر عمیق تر و عریق تر از نظر است و در بیت معروف:

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

عبارت دقیق: نه هر چشمی «بصر» دارد ، است . اصل و ارجحیّت با بصر است که کمیاب تر از نظر می باشد.

حافظ در ارتباط با نظر در ابیاتی می گوید:

اهلِ نظر دو عالم در یک نظر ببازند

عشق است و داوِ اول بر نقدِ جان توان زد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو بتأیید نظر حلّ معمّا میکرد

وصلِ خورشید به شبپَرِّهٔ اَعْمی نرسد

که در آن آینه صاحب نظران حیرانند

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی

زین میان حافظِ دلسوخته بدنام افتاد

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم

گفتا که شب رو است او از راهِ دیگر آید

وجه خدا اگر شودت منظر نظر

زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی!

می توان گفت:بصر به خیره شدن و نگاه عمیق دلالت دارد . «استبصار» نیز بر همین مفهوم قابل تطبیق هست . از آنجا که در زبان و محاوره ، حرف بر معنا تاثیرگزار است بصر حروف شدیدتری نسبت به نظر از لحاظ آوائی دارد که بر تاکید ناظر است.مانند عَین نضّاخه که به معنی چشمه جوشان است و با حروف شدیدتری ساخته شده است و اشتداد دارد..«ح» حرف حلقی است و «خ» از اشتداد بیشتری برخوردار است.

همچنین می توان گفت نظر نیروی مشاهده است ولی بصر به دید معنوی و معرفتی نیز دلالت می کند.

نکته آخر که از کتابِ عظمت خود را دریابید نوشته وین دایر نقل می شود و نکته جالب و مهمی است اینکه:انسان بصیر گذشته را تمام شده تلقی می کند و چنان در زمان حال غرق است که جائی برای پرداختن به گذشته برایش باقی نمی مانَد.

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 13:54 |