.    اا

عيدِ فطر ؛ عيد پيروزي در جهادِ معنوي است كه روزه دار ؛ سِلاح صَلاح مي پوشد و زِرِه زهد در بر مي كند ؛ مَركب توكّل سوار مي شود؛ با نفسِ بدفرما در مي آويزد و ديو شهوت را به قُوَّتِ قوُتِ معرفت به هزيمت مي افكند و به تيغ محبت به دست دوست شهيد مي شود که "هر که شد کُشته او ؛ نيک سرانجام افتاد."

عیدِ فطر از منظری ناظر به " تولّد دوباره " و بازگشت به فطرت و سرشت اصيلِ انسانی می باشد. مداقّه در اينکه آيا تعامل ما با فطرت پاك و خدايي برقرار است يا نه ؟ آيا زنگارهايي كه در اثر ارتكاب به معاصي بر جان ما نِشسته بود در اثر خودپايي و خود پالايي زدوده شده يا نه ؟

افطار با قندِ شیرینِ مِهر اوست که به واقع افطارست وگرنه همان بِه که همچنان لب بربندم و کام برنگشايم!

تا بِنَگشایی به قندت روزه ام
تا قیامت روزه دارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغزِ من است
یک زمانی سر نَخارم روز و شب

كسي كه يك ماه تمام اَنبان شكم ؛ از طعام خالي داشته و به غذاي معنوي و "مأكولِ نور" روي آورده و نفس را در كورهْ رياضت هاي مشروع گداخته و زنگار هوا و هوس از آن زدوده است ؛ بطن را خالي و باطن را "پُر ز گوهرهاي اِجلالي" نموده و درحالت فرشته خويي "موت اَبيض" را براي خود انتخاب نموده است چنين جشن و شادماني شايسته اوست .خداوند در سوره شمس پس از يازده سوگند می فرماید: «قَد أفْلَح مَن زَکّیها . و قد خاب مَن دَسّیها»؛(شمس ؛9_10) . رمز و رازِ فوز و فلاح تزکيه نفس و بالنده ساختن جان است و کسی که مانع شکوفائی وجودی خود می شود ؛ از منظرِ وَحياني حقیقتا مغبون و زیانکارست .

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ و ساعت 15:8 |