نماز به عنوان اعظم مظاهر عبودیت و یکی از مصادیق «امانت» در قرآن کریم (احزاب، 72) از جایگاه والا و منحصر به فردی در ارتباط با خالق و نیز به لحاظ وجودی و حتّی اجتماعی برخوردار است و آنگونه که در احادیث نقل شده است: «الصلوۀ خیرُ موضوع» در اذان نیز از نماز با عنوان «خیرالعمل» نام برده شده است. نماز گفتگو با خداوند می باشد. در احادیث نقل شده است که هر کس می خواهد با خداوند حرف بزند نماز بخواند و هر کس می خواهد خداوند با او حرف بزند قرآن بخواند. خداوند در آیۀ آخر سورۀ مبارکه «فرقان» می فرماید: «قل ما یعبؤا بکم ربّی لولا دعاؤکم» (بگو: اگر دعای شما نبود پروردگارم به شما اعتنائی نمی کرد)، (فرقان، 77) مرحوم علامه طباطبائی آیۀ فوق را اینگونه تفسیر می کند که نشانۀ اعتنای خداوند به بنده موفّق نمودن وی به دعا می باشد. نماز از منظری منتهای بنده نوازی خداوند می باشد که اجازۀ صحبت و درد دل به بندگانش می دهد. حضرت ابراهیم (ع) در دعاهایش از خداوند می خواهد خودش و ذرّیه اش را از نمازگزاران قرار دهد: «ربّ اجعلنی مقیمَ الصّلوۀ و مِن ذرّیتی ربّنا و تقبّل دعا»، (خدایا! من و زاد و رودم را نمازگزار بگردان، و پروردگارا دعای مرا بپذیر)، (ابراهیم، 40) یا حضرت موسی (ع) وقتی به رسالت مبعوث می شود به وی وحی می شود که: «و انا اخترتُک فاستمع لِما یوحی. انّنی اَنا الله لا اِله الا انا فاعبُدنی و اَقِم الصّلوۀ لذکری»، (و من تو را برگزیده ام، پس به آنچه وحی می شود گوش دل بسپار. همانا من خداوندم که جز من خدائی نیست، پس مرا بپرست و نماز را به یاد من برپادار)، (طه، 13-14). حضرت عیسی (ع) نیز وقتی به دنیا می آید می فرماید: «انّی عبدالله اتانیَ الکتابَ و جَعَلنی نبیاً. وجَعلنی مبارکاً اَینَ ما کنتُ و اَوصانی بالصلوۀ و الزَکوۀ ما دُمتُ حیّا»، (من بندۀ خداوندم که به من کتاب آسمانی داده است و مرا پیامبر گردانیده است. و مرا، هر جا که باشم، مبارک گردانیده و مرا مدام که زنده باشم به نماز و زکات سفارش فرموده است)، (مریم، 30-31) پیامبر اکرم (ص) نیز به اقامۀ نماز مأمور می شود: «اَقِم الصلوۀ لدلوک الشمس الی غسق الّیل و قرآن الفجر انّ قرآن الفجر کان مشهوداً»، (نماز را هنگام زوال خورشید در نیمروز تا تاریکنای شب و نیز قرآن خوانی را در هنگام سپیده برای نماز صبح برپادار که در قرآن خوانی سپیده [نماز صبح] فرشتگان حضور دارند)، (اسرا، 77-78) و خانواده اش نیز: «وأمُر اهلکَ بالصلوۀ و اصطِبر علیها لانسئَلُک رزقاً نحنُ نرزُقُک و العاقبۀُ للتقوی»، (و خانواده ات را به نماز فرمان ده و در آن صبورانه بکوش، ما از تو روزی نخواسته ایم بلکه ما خود تو را روزی می دهیم، و سرانجام نیک، با پروا و پرهیز است)، (طه، 132) لقمان حکیم در مواعظش خطاب به فرزند خود می گوید: «یا بُنَیّ اَقِم الصلوۀ و أمُر بالمعروف و انهُ عن المنکر و اصبر علی ما اصابک انّ ذلک من عزم الامور»، (لقمان، 17) نکتۀ جالب توجه در آیه مذکور اینکه: نوعاً در قرآن پس از توصیه به اقامۀ نماز به پرداخت زکات اشاره شده است ولی در این آیه، مخاطب لقمان پسر وی می باشد و شاید به اقتضای سنّ و سال از لحاظ معیشتی امکان پرداخت زکات نداشته، به زکات دادن اشاره نشده است.
در سورۀ مبارکه انعام، نماز به گونه ای مجزا و جدای از سایر نیایش ها ذکر شده است هر چند جزئی از اذکار و نیایشها می باشد: «قل انّ صلوتی و نُسُکی و محیای و مماتی لله ربّ العالمین»، (بگو نماز و نیایش من و زندگانی و مرگ من در راه خدا، پروردگار جهانیان است)، (انعام، 162)، در قرآن 99 بار به «صلوۀ» اشاره شده است که برابر با تعداد اسماء الله طبق بعضی از روایات می باشد. در 17 آیه قرآن، «الله» و «صلوۀ» در یک آیه آمده اند که برابر با تعداد رکعات نمازهای یومیّه می باشد. حضرت علی (ع) در نامه هایی که به والیان خود مرقوم می فرماید آنها را به اهتمام در نماز توصیه می کند و امام صادق (ع) نیز در آخرین ساعات زندگی خود می فرماید: «لاتنال شفاعتنا مستخفّا بالصلوۀ»، (شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک شمارند نمی رسد). خداوند در سورۀ ماعون از نماز ریائی و توأم با تظاهر که بدون اهتمام و توجّه به زکات باشد به شدّت باز می دارد و می فرماید: «فَوَیل للمصلّین. الذین هم فی صلوتهم ساهون. و الّذین هُم یُراؤن و یمنعون الماعون»، (پس وای بر آن نمازگزاران، همان کسانی که از نماز خویش غافلند. کسانی که آنان [در نماز هم] ریاکاری می کنند. و زکات را باز می دارند.)، (ماعون، 4-7)، از ویژگی های منافقان در قرآن یکی این است که وقتی به نماز بر می خیزند کسِل و بی حال هستند: «اذا اقاموا الی الصلوۀ قاموا کُسالی یُراؤن النّاس و لایذکرون الله الا قلیلاً»، (وقتی به نماز برخیزند کسِل وار برخیزند و با مردم ریاکاری کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی کنند)، (نساء، 142). در آخرت وقتی از گناهکاران پرسیده می شود چه چیزی موجب دوزخی شدن شما شد می گویند: «لم نکُ من المصلّین. و لم نکُ نُطعم المسکین...»، (از نمازگزاران نبودیم، و بینوا را هم اطعام نمی کردیم ...)، (مدثر، 43-44).از مهم ترین ویژگی های اهل ایمان، خشوع در نماز می باشد: «قد افلح المؤمنون. الذین هُم فی صلواتهم خاشعون» (مؤمنون، 1-2) نماز عمود خیمۀ دین ورزی می باشد، «الصلوۀ عمود الدین»، (امالی، ص 529) و صورت و نمای دین ورزی، «وجهُ دینکم الصلاۀ»، (کافی، ج 3، ص 270). در احادیث نقل شده: نوعاً شیعیان با نماز و انفاق از مال و ثروت خود و نیز رازداری شناخته می شوند. نماز موجب دوری از فحشا و منکر می گردد: «انّ الصلاۀ تنهی عن الفحشاء و المنکر»، (نماز از ناشایستی و زشتکاری باز می دارد)، (عنکبوت، 45) اگردر عملکرد تأثیر نداشته باشد، بی روح و فاقد درونمایۀ لازم می باشد و اگر در این دنیا به کار نیاید در آخرت هم نخواهد آمد. مراقبت بر نمازها و توجّه به اقامۀ نماز در اوّل وقت توصیۀ خداوند می باشد که می فرماید: «حافظوا علی الصّلوات»، (بر نمازها و اوقات آنها دقّت و مراقبت داشته باشید)، (بقره، 239) نماز سنجه و معیار ارزشیابی انسان و عملکردش می باشد که در روایات نقل شده است: «الصلوۀ میزان»، (وسایل الشیعه، ج1، ص 4) و «اوّل مایحاسّب به العبد الصلوۀ»، (نهج الفصاحه، جمله 979) همچنین از آخرین سفارشهای پیامبرن و ائمه اطهار نماز می باشد: «و هی اخر وصایا الانبیاء» امیرالمؤمنین علی علیه السلام ضمن سفارشهای گهربار و ارزشمند آخرین ساعات عمر با برکتش به نماز توصیه می کند و می فرماید: «الله الله فی الصلاۀ»، (نهج البلاغه، نامه 47) پیامبر اکرم (ص) در تشبیهی [که پیشتر نیز اشاره شد] می فرماید: نماز مانند ستون خیمه می باشد که هرگاه ستون پابرجا و ثابت باشد، طنابها و میخها و پرده خیمه نیز پابرجا و استوار خواهند ماند و هرگاه ستون بشکند میخ و طناب و پردۀ خیمه فایده ای ندارد)، (من لایحضره الفقیه، باب فضل الصلوۀ). خداوند در قرآن توصیه می کند که از نماز یاری بجوئید: «استعینوا بالصبر و الصلوۀ» و در ادامۀ آیه بر عظمت و اهمیت این امر اشاره می کند: «و انّها لکبیرۀٌ الّا علی الخاشعین» (و این کاری بزرگ است مگر برای خاشعان و فروتنان)، (بقره، 43) آدمی در نماز هر روز چندین بار متعالی ترین خواسته ها را از درگاه خداوند مسئلت می کند مثلاً هر روز لااقل ده بار به محضر ربوبی عرض می کند که: «ایاک نعبد و ایاک نستعین»، (حمد، 5) و این به نوعی تلقین به خود می تواند باشد که خدابینی و خدانگری را تمرین و در خود تقویت کند یا در سلامهای نماز، خود را در کنار بندگان صالح خداوند به شمار می آورد و می تواند زمینه ای برای قرار گرفتن در شمار آنان باشد. و اگر مراد، سلام به ملائک و فرشتگان است، تمرینی برای فرشته خویی و مَلک سیرتی باشد نحوۀ اهتمام و مواجهۀ بندگان برگزیده خداوند با نماز جالب و درس آموز است: مثلاً پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «قُرّۀ عینی فی الصلوۀ»، (بحار الانوارِ، ج 77، ص 77) علی (ع) در جنگ صفین مراقب وقت نماز بود. (دیلمی، ارشاد القلوب) امام حسین (ع) در ظهر عاشورا وقتی دشمن از هر طرف عرصه را به ظاهر تنگ کرده بود یکی از یارانش "قیس بن مسهر صیداوی" می گوید: وقت نماز است و حضرت (ع) می فرماید: خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد و در مقابل تیرهای دشمن نماز را اقامه می کند. مولانا جلال الدین در مثنوی و دیوان شمس عالیترین تعابیر را در ارتباط با نماز دارد و می گوید : تکبیر به معنی قربانی شدن در محضر خداوند است چنانکه در احادیث نیز نقل شده است: «الصلوۀ قربان کلّ تقی»، (فروع کافی، ج 1، ص 265)
معنی تکبیر این است ای امیم که خدا ما پیش تو قربان شدیم
مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت: 719
در سورۀ مبارکۀ کوثر نیز آیۀ دوّم که می فرماید: «فصّل لربّک وانحر» بعضی از مفسّرین «وانحر» را به دستها را تا بناگوش بالا بردن و در محضر معبود از همۀ هستی فاصله گرفتن تطبیق داده شده است. همچنین از زبان پیامبر (ص) رکوع و سجود را حلقۀ وجود بر درگاه حق کوفتن می داند:
گفت پیغمبر رکوع است و سجود
بـر درِ حق کوفتن حلقۀ وجود
حلقۀ آن در هـر آن کـو مـی زند
بهرِ او دولـت سری بیرون کند
مثنوی معنوی، دفتر پنجم، ابیات: 2048-2049
و باز از زبان آن حضرت (ص) نماز بدون حضور قلب را ناقص و ناتمام می داند
لـاصلوۀ تـمّ الـّا بـالحـضـور اینچنین فرمود آن صدر صدور
در کتاب «کشف الغُمّۀ» نقل شده است که یکی از فرزندان امام سجاد (ع) موقعی که آن حضرت (ع) در نماز بود به چاه می افتد خانواده و اطرافیان جمع می شوند و او را از چاه بیرون می آورند و امام سجاد (ع) چنان مستغرق نماز بود که متوجّه این موضوع نمی شود.
باز مولانا نماز را باز گفتن حدیث درد فراق می داند
از این نماز غرض آن بود که من با تو
حـدیث درد فـراق تـو بـاز بگـذارم
وگرنه این چه نمازی بوَد که من بی تو نشسته روی به محراب و دل به بازارم
حافظ نیز در بیت معروفی می گوید:
در نمـازم خم ابـروی تـو در یـاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
و در نکته یابی عمیق و قابل تأمّلی، سلامهای آخر نماز را دلیل بازگشتن از معراج می داند چنانکه نقل شده است: «الصلوۀ معراج المؤمن» که در عبارت مذکور «معراج» را چه به معنی مصدر و در واقع به معراج رفتن و چه به معنی اسم ابزار در نظر بگیریم در هر حال نماز اگر با معرفت و معنویت توأم باشد باید نمازگزار را از این عالم جدا سازد و لحظه اتمام که نمازگزار به عالم ملک دوباره برمی گردد، سلام می کند.
جان سفر رفت و بدن اندر قیام
وقت رجعت ز آن سبب گوید سلام
مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت: 226
بزرگان اهل معرفت از معاصران نیز بر نماز تأکید خاصّی داشتند، توجّهی که عارف کامل آیت الله آقا سیّد علی قاضی به نماز اوّل وقت داشتند و عنایت به آن را شرط نیل به کمال می دانستند نمازهای پرسوز و گداز آیت الله ملکی تبریزی که آنگونه که نقل شده است گاه موقع اذان صبح، نماز را شروع می کرد و دقایقی مانده به طلوع آفتاب نمازش تمام می شد و نیز اشعار عارفانه ای که در قنوتهای نماز شب و نماز وتر می خواند؛ نمازهای حکیم «الهی قمشه ای» که یکی از نویسندگان در تشبیه زیبائی به جزر و مدّ دریا تشبیه نموده، حالات معنوی آیت ا... بهجت (ره) در نماز و گریه های عارفانه اش، همه و همه اهمیت و رهاوردهای ارزشمند این عبادت را که در واقع گلبانگ معنویت و سرود خداپرستی و در مراتب متعالی زیباترین جلوه «عبادت عاشقانه» می باشد یادآور است.
آنچه بسیار مهم است این که: نماز با همۀ محوریت و جایگاه ممتازش به گونه ای لابشرط مقبول نمی باشد مثلاً کسی که در کسب و کار خود بی مبالات باشد نمازش نتیجه ای نخواهد داشت. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «الصلوۀ مع اکل الحرام کالبناء علی الرّمل»، (نماز با کسب و کار نامشروع مانند ساختمان بر روی ریگ می باشد)، (بحارالانوار، ج 84، ص 258). همچنین بدون تطهیر باطن از پلشتی و آلودگیها نماز نتیجۀ مطلوب و سزامند خود را نخواهد داد باید اوّل باطن و سریره پاک شود و پس از آن نماز، معراج و گفتگوی با پروردگار گردد مولانا گوید: اگر مقدار بسیار کمی آلودگی در خواب یا بیداری به عمد یا بی اختیار از شما ترشح شود خود را تطهیر و لباستان را پاک می سازید حال چگونه است که به آلودگی باطن که مهمتر و مؤثرتر است بی اعتنایید. "شکسپیر " نیز گوید:"Before you pray forgive"قبل از اینکه نماز بخوانی(و نیایش کنی) بدیهای دیگران را ببخش و در گذر.
الحمدلله رب العالمین
