.    اا

فصل اول
مقدمه و کلیات
بیان مسأله
تأمین سلامت و حفظ و ارتقاء آن یک مقدمه لازم برای حفظ حیات، شکوفایی عمر و بهره‏گیری شایسته از زندگی است. سلامتی در ساحتهای مختلف فردی (جسمی، روانی، اخلاقی، معنوی) و اجتماعی همواره دل‏مشغولی آحاد جوامع بشری بوده و در هر فرهنگ و جهان‏بینی متناسب با دریافت مفهوم سلامتی، در وجوه پیشگیری از ابتلاء به بیماریها و در مباحث مداوای بیماریها دستورالعملهایی ارائه شده است. در این راستا در متون دینی نیز نسبت به مفهوم سلامتی هماره توجه و عنایت ویژه ای وجود داشته؛ که این مهم در متون دینی دوره اسلامی به طریق اولی مصداق دارد و در بین متون سده‏های آغازین، نهج البلاغه نیز آموزه های ارزشمندی مرتبط با موضوع سلامتی در کنار سایر مباحث دارد.
نهج البلاغه عصاره اندیشه و احساس والای علی بن ابی‌طالب(ع) است؛ به‌رغم اینکه در قرن چهارم هجری این اثر با اهدافی عمدتا ادبی گردآوری و تدوین شد، اما به‌دلیل جامع و چند وجهی بودن کلام و اندیشه آن حضرت (ع)، به عنوانی اثری زندگی ساز نیز مدّ نظر قرار می گیرد. در واقع این قابلیت و ورزگی را می‌توان برای نهج‌البلاغه قائل شد که اندیشمندان هر عصر و مصری با مراجعه به متن آن می توانند در خصوص مسائل پیش روی جامعه بشری رهنمودهای متناسب و کاربردی را از آن دریافت دارند. به‌طور قطع این ویژگی برجسته نهج‌البلاغه به این دلیل است که اندیشه امام علی(ع)، متأثر از وحی و قرآن، آموزه‌های دین اسلام و تربیت پیامبر اسلام(ص) بوده که نه‌تنها اصیل و چند بعدی است بلکه راه و طریق صحیح اندیشه‌ورزی (اندیشه به مثابه روش) در خصوص مسائل مختلف جامعه بشری اعم از دینی‌ـ‌مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی‌ـ‌تمدنی و نیز معنوی را به مخاطبان خود می‌آموزد.
نهج البلاغه رقیقه روح انسان کامل و جامع الاطرافی است که باارزشترین و مبارکترین حیات را برای خود در ارتباطش با خدا و خلق رقم زده است. چنین انسانی که صورت مجسم و مجسد قرآن و نزدیکترین دست پرورده اولین مخاطب وحی خاتم الانبیاء(ص) می باشد به حق در تبیین مفاهیم مرتبط با سلامت از تجارب زیستی و انضمامی بی همتا و منحصر به فردی برخوردار است. انسانی که پای بر این خاکدان دارد و سر بر آسمان و آستان جانان می‏ساید. چنانکه خود فرموده:«وَ صَحِبوُا الدّنیا بأَبدانٍ أرواحُها معلَّقةٌ بِالمَحَلِّ الأَعلی».
(اندیشمندی امیرالمؤمنین علیه السلام)
از آنجا که در مکاتب الهی بر بعد روحانی انسان توجه زیادی شده است و تعادل جسم و روح را به صورت توأمان در برقراری سلامت مؤثر می دانند؛ اندیشه‌های اصیل علی(ع) به‌ویژه در نهج‌البلاغه در این زمینه نیز رهنمودهای مؤثری را در رابطه سلامت روانی و معنوی فرد و جامعه عرضه می دارد که البته مستلزم مطالعه و بررسی متن آن از این نقطه‌نظر است. نکتۀ قابل توجه اینکه بسیاری از مشکلاتی که سلامت روانی انسانها و به طور کلی جوامع انسانی را تهدید می‌کند مسائلی هستند که به تعبیر متون دینی برخاسته از هوای نفس و مسائل اخلاقی هستند و از آن جمله می‌توان به حسد، گناه، كينه‏توزى و بدخواهى، غفلت، غیبت، تجمل‌پرستی و امثال آن اشاره کرد که در گفتمان درمانی (پزشکی‌ـ‌روانشناسی) از آنها به عنوان بيمارى یا ناهنجاری یاد می‌کنند. واضح است که بخش قابل توجهی از این مسائل نیز در اندیشه امام علی(ع) مد نظر قرار گرفته و شیوه‌های مواجهه با آنها نیز بیان شده‌اند.
طب یا پزشکی یکی از جنبه‌های علم در دوران طلایی اسلام از قرن هشتم تا قرن میلادی بوده‌است. منظور از طب اسلامی در تاریخ پزشکی، دانش پزشکی توسعه یافته در دوران طلایی اسلام می‌باشد، که عمدتاً به زبان عربی، که زبان واسطه تمدن اسلامی بوده‌است، ضبط شده‌است. طب اسلامی، دانش پزشکی موجود در دوران باستان کلاسیک، از جمله سنت‌های اصلی بقراط، جالینوس و دیوسکوریدس را حفظ، نظام مند و توسعه داد. در قرون وسطی که علم و دانش پزشکی در دنیای غرب در رکود چشم گیری قرار داشته، مسلمانان و ایرانیان شروع به ترجمه آثار پزشکی یونان باستان از جمله آثار بقراط و گالن (جالینوس) به عربی کردند. از طرفی با بهره گیری از میراث علمی پزشکی ایرانیان در جندی شاپور، پزشکی در دنیای اسلام شکوفا شد. از مهم ترین مشاهیر پزشکی این دوران می توان حارث بن کلده (نخستین پزشک اسلام)، فارابی، علی ابن عباس مجوسی، زهراوی، ابن سینا، رازی، ابن نفیس و ابن رشد را نام برد که در حوزه های مختلف طب آثار بسیار ارزشمندی را از خود به یادگار گذاشته اند. مکتب طب سنتی ایران در طول هزاره‏ها، انسان را فقط از بعد مادی نمی‌نگرد، بلکه به ابعاد دیگر وجود او نیز توجه دارد. در این دیدگاه حفظِ سلامت مقدم بر درمان است، و توجه به روش زندگی و تامین هوای سالم، تغذیه درست، فعالیت کافی، استراحت به‌اندازه و تعادل حالات روحی‌ـ ‌روانی شعار طب سنتی ایران است. (آرام, 1366)
در ادوار گذشته طبیب را با حکیم مترادف می دانستند و اطبا با عنوان «حکیم» موسوم بودند. در کتاب خلاصة الحكمة از منابع معتبر پزشکی اسلامی آمده است از جمله علومی که طبیب باید بداند علم حكمت است؛ براى تأييد و تشييد و تحقيق معانى و نكات و لطايف كلام و حُسن بياناتِ صاحبان شريعت- صلوات اللّه عليهم-، كه از آن شرافت و علوّ درجه و رفعت شأن آن‏ها معلوم مى‏گردد. و عامل به علم حكمت باشد؛ يعنى حكيمِ راست گفتار و درست كردار و «واضعِ شى‏ء در موضع لايق آن» و تابع حقّ و أمر حقّ باشد، نه تابع هوا و هوس. (شيرازى, 1385 ه.ش.)
امیرالمؤمنین(ع) قدوه حکما است و در بخش سوم کتاب نهج البلاغه، 480 حکمت از آن امام همام مندرج گردیده است. از طرفی با رویکرد وجودی (اگزیستنسیال) به این کتاب شریف مفیدترین و قابل تأمل‏ترین نکات برای نیل به یک زندگی اصیل و معنادار تضمین کننده سلامت روح و روان مکتوب است. سلامتی دارای ابعاد متعددی است، که به نظر می رسد واکاوی مفاهیم مرتبط با آن از طریق آموزه های مندرج در نهج البلاغه و مداقه در متون پزشکی اسلامی می تواند کمک شایانی در بالندگی و تبیین آن ابعاد داشته باشد. این تحقیق با در پی گرفتنِ رویکرد تلفیقی بین‌رشته ای در حوزه‌های معارف نهج البلاغه وتاریخ طب دوران اسلامی بر آن است وجوه و رهنمونهای مرتبط با سلامت را شناسایی و تبیین کند تا بتواند تعریفی جامع و کاربستی از سلامت ارائه نموده و ساحتی دیگر از جامعیت بی‎مثال و وجوه پرشمار قابلیتهای وجود ذی جود امیرالمؤمنین(ع) و توانشهای مکتب طب ایرانی را نمود بخشد.
مفهوم سلامتی در متون
مکاتب طبی با توجه دیدگاه علمی زمان خودشان، به جنبه های خاصی از سلامت در تعریف خود تأکید کرده اند. سازمان جهانی بهداشت (WHO) در ماده 2 اساسنامه خود مصوب 1948 سلامت را اینگونه تعریف می کند: سلامت عبارت است از آسایش کامل جسمی، روانی، اجتماعی و نه فقط نبودن بیماری و ناتوانی. امروزه دانشمندان انسان را موجودی به اصطلاح جسمی-روانی-اجتماعی-معنوی (BioPsychoSocioSpritual) معرفی می‏کنند. (Katerndahl & Oyiriaru, 2007)
تنها زمانی سلامت انسان تأمین می شود که ارتباط و تعامل ابعاد مختلف وجودی وی با یکدیگر مد نظر باشند. در زبان انگلیسی سلامت به معنای “Health” و سلامتی به معنای "Wellness" در نظر گرفته می شود. اصطلاحات سلامت و تندرستی به جای یکدیگر به کار می روند، ولی سلامتی هدف است و تندرستی فرآیند فعال دستیابی به آن می باشد. در سلامت، بدن فیزیکی عاری از بیماری بوده ولی در تندرستی تعادل کلی سلامت جسمی، اجتماعی، معنوی، عاطفی، فکری، محیطی و شغلی فرد مطرح است. در زبان عربی واژه «سلامت» مصدر و معنای آن سالم بودن می باشد. دو واژه «صحت» و «عافیت» مترادف واژه «سلامت» می باشند. کاربرد سلامت و عافیت برای روح و جسم است ولی صحت فقط ناظر بر سلامت جسمانی است؛ در نتیجه اهمیت سلامت نسبت به صحت بیشتر می باشد.(شجاعی، 1389)
سلامت روانی: مفهوم سلامت روانی از نظر WHO چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی و شامل 1 –خوب بودن ذهنی 2- ادراک خودکارآمدی، 3- استقلال و خود مختاری،4- کفایت و شایستگی، 5- وابستگی میان نسلی و 6- خودشکوفایی توانمندیهای بالقوه فکری و هیجانی است. (نوربالا, 1390)
سلامت معنوی: سلامت معنوی شامل حفظ و شکوفایی فطرت توحیدی از طریق برقراری روابط مستحکم با خدا، ایجاد نظام ارزشی شخصی قدرتمند، داشتن زندگی هدفمند و روابط سالم و سازنده با خود و دیگران است. (مصباح, 1392)
معناشناسی سلامت
واژه سلامت به معنای اعم آن، دوری از هر آفتی است)راغب اصفهانی،1412، ص421) درباره واژه سلامت می گوید : « سلم و سلامت دوری از آفات ظاهری و باطنی است؛ چنانکه در قرآن آمده » إ ذْ جاءَ رَبَّهُ بِّقَلْبٍ سَليمٍ» (صافات, 84) که مراد دور بودن از فساد درونی است هم چنین در آیه مُسَلَمَةٌ لا شِيَةَ فيه(بقره، 71) دوری از عیوب ظاهری است. سلم هم چنین به معنای صلح آمده است، مانند وَ إ نْ جَنَحُوإ لِلسَلْمِ فَاجْنَحْ لَها(انفال، 62) برخی دیگر از لغت شناسان نیز این معنا را آورده اند. (طریحی، 1375، ص 84، 6) (ابن منظور، 1414، ص 289، 12)تو نیز تمایل خویش را به صلح نشان بده معنا را آورده ند. صاحب کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم پس از بررسی نظرات واژه شناسان بزرگی چون خلیل بن احمد، زهری، ابن فارس، ابن درید، فیومی، زمخشری، ابن منظور و راغب چنین می گوید: « معنای اصلی این ماده آن است که در مقابل خصومت قرار گرفته و مبنای موافقت و هماهنگی شدید میان ظاهر و باطن است، به طوری که مخالفتی در بین نباشد و از لوازم این معنا گردن نهادن، تسلیم شدن، صلح و رضاست. اگر این کلمه به صورت لازم اخذ شود، مفهوم آن حصول وفاق، هماهنگی و رفع خصومت در خود موضوع سلامت است، چه نسبت به خود آن پدیده ملاحظه شود و چه به غیر آن و هنگامی که در خصوص خودش ملاحظه شود به معنای اعتدال و نظم و محفوظ بودن از نقص و عیب و درد و آفت است و به جهت نبودن تضاد و تخالف بین اجزا و اعضای آن و حاصل بودن توافق و هماهنگی کامل و نظم و اعتدال در آن به معنای سلامت و صحت در خود پدیده و اجزای آن است. بنابراین، صحت یکی از مصادیق اصلی این واژه است )مصطفوی، 1411 ، صص 5، 189) بر اساس آن چه از بررسی واژه سلامت به دست می آید نشانه های سلامت عبارتند از: موافقت بین اجزاء موضوع سلامت، رفع خصومت و عدم تضاد بین اجزاء، هدف محوری عملکرد اجزاء، اعتدال، نظم، تسلیم، صحت، عاری از عیب بودن؛ لذا، هر عاملی که یکی از این علامت ها را داشته باشد عامل سلامت شمرده شده و ضد آن عامل بیماری و نبود سلامت خواهد بود.
تطبیق مفهوم سلامت از نظر پیشوایان مذاهب
در قرآن کریم برای سلامت ویژگی هایی ذکر شده که بررسی آن ها به فهم جامع تری از مفهوم سلامت در قرآن کمک می کند.
ساحتهای سلامت (فردی، اجتماعی، معنوی، اخلاقی و ...)

دانش پزشکی روز با استناد بر واقعیتهای علمی‏ و تجربی جایگاه ارزشمندی دارد ولی به دلیل ابعاد گسترده وجود انسان و ضرورت آگاهی و توجه بر سطوح مختلف سلامتی مانند روان و معنویت لازم است که از آموزه‌ها و متون دینی نیز همراه با علم روز استفاده شود تا به‌رفع بهتر و مؤثرتر معضلات معنوی و روانی جوامع انسانی یاری رسانند به ویژه اینکه مکاتب الهی پرداختن به ابعاد روحی انسان را در ارزیابی اختلالات روانی مؤثر می‏دانند. در عین حال به نظر می رسد که دید کل‏نگر متون طب سنتی ایران و ارائه راهکارهای پیشگیرانه و درمانی متعدد برای حفظ و ارتقاء سلامت، منبع غنی دیگری است که مفاهیم مرتبط با سلامتی را می توان در آنها مورد مداقه قرار داد. ضرورت مطالعات بین رشته ای در فضای آکادمیک نیز عاملِ دیگری برای ترغیب به اهتمام در این امر می باشد و نهایتاً اینکه : فضای عمومی جامعۀ ما مجموعاً رنگ و رایحه ای دینی دارد و می توان در موالید، وفیات و مناسبتها این را یافت. در دهۀ محرم و شبهای قدر ،حال و هوای شهرها عوض می شود و این حس و حال را می توان در قالبی معرفت اندیشانه به آموزه ها نیز سمت و سو و تعمیم داد.
از آنجا که ارتقاء سطح سلامت آحاد جامعه نیازمند مداخله صاحب نظران در علوم مختلف مانند طب، روان شناسی، اخلاق، جامعه شناسی و .... می باشد و تبیینهای غیر علمی فراوانی با رویکردهای فردمحور و سلیقه ای در ارائه خدامات سلامت به چشم می خورد، این تحقیق با در پی گرفتنِ رویکرد بین‌رشته ای در حوزه‌های معارف نهج البلاغه و طب دوران تمدن اسلامی بر آن است که مفهوم سلامت را با بهره گیری از وجوه و رهنمونهای علی(ع) و متون پزشکی اسلامی تبیین نموده و با رویکرد تطبیقی به وجوه اشتراکی و اختلافی آنها بپردازد.
توضیح روش
این مطالعه یک تحقیق کیفی(qualitative research) می‏باشد. جامعه پژوهش در این تحقیق کتاب شریف نهج البلاغه، کتب لغت شناسی، دانشنامه های روانشناسی و متون پزشکی اسلامی می باشند.
الف- استخراج عبارات مرتبط با سلامت از نهج البلاغه
ب- استخراج عبارات مرتبط با سلامت از متون پزشکی اسلامی
ج- تطبیق وجوه و فصول مشترک
د- تبیین وجوه افتراق و تعلیل واگرایی
سوالات تحقیق:
1. مفهوم سلامت در کتاب نهج البلاغه با چه ویژگی ها و در کدامین وجوه مطرح شده است؟
2. سلامت از منظر پزشکان مسلمان در متون اسلامی چگونه واکاوی و تبیین گردیده است؟
3. مفهوم سلامت و ابعاد آن در نهج البلاغه و متون پزشکی چه وجوه اشتراک و افتراقی دارند؟
فرضیه های تحقیق:
فرضیۀ متناظر با سوال اوّل: از نظر امام علی (ع) در کتاب نهج البلاغه، سلامت هر دو قِسمِ جسمانی و روحانی (روانی و معنوی) را در بر می گیرد؛ هرچند سلامت معنوی و برخوردار بودن از "قلبِ سلیم" نمودِ پررنگ تری دارد.
فرضیۀ متناظر با سوال دوّم: بنابر آنچه از منابع پزشکی استنباط می شود هرچند در این متون سلامت جسم و "طبّ الاَبدان" از محوریت برخوردار است امّا سلامت روحانی و توازن آن با سلامت جسمی، ضامن سلامت کامل انسان بوده و زمینۀ زندگی مطلوب را فراهم می آورد.
فرضیۀ متناظر با سوال سوّم: با تامّل در نهج البلاغه و مداقّه در متون طبی این نتیجه احراز می شود که هرچند در نهج البلاغه [و نوعاً در متون دینی] سلامت معنوی مَطمحِ نظر می باشد و در متون پزشکی سلامت جسم، پیشگیری و مداوای بیماری ها رجحان دارد ولی با این وجود اشتراکات قابل توجه و کاربستی بوده و صِرفاً اولویت ها با هم مغایر می باشند.

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۱ و ساعت 10:31 |