.    اا

از مهمترین موضوعاتی که می ­بایست برای ترسیم آینده مطلوب در نظر گرفت، مدارا و رواداری نسبت به دیگران می­ باشد. مدارا از ریشه « دری » یا « درا » برگرفته شده است. « دری » در یک مفهوم به معنی آگاهی و شناختی است که از راه مقدماتی نامتعارف به دست می­ آید. ( راغب اصفهانی ،مفردات فی غریب القر آن ، دارالمعرفة ، ص 168) مثلاً به شکار آهو از راه حیله و مقدمات غیرمعمول : « دریت الظبی » گفته می­ شود. « درا » نیز به معنی دفع کردن می­ باشد. ( ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، بیروت ، دارالجمیل ، ج 2 ، ص271 ) براین اساس مدارا به معنی ملاطفت و برخورد نرم می­ باشد. اگر از ریشه « دری » باشد گویی آدم با تحمل مخالف و برخورد ملایم و مؤدّبانه او را در کمند خود گرفتار می­ سازد و اگر از ریشه « درا » باشد، به معنی این است که بدی را با برخورد ملایم و توأم با مدارا دفع می­ کند و بیشتر در ارتباط با مخالفان و دشمنان مفهوم پیدا می کند. برخلاف « رفق » که در مواجهه با دوستان موضوعیت دارد. مثلاً در احادیث نقل شده است : « لایحملوا علی شیعتنا و ارفقوا بهم » ، (کلینی ، کافی ، ج18 ، ص334 ) و در مورد مخالفان توصیه شده است : « وامّا المخالفون فیکلمهم بالمُداری » ، (مجلسی ، بحارالانوار ، ج 75 ، ص401 ) و در مواردی نیز به صورت تعمیم یافته برای هردو گروه موافق و مخالف به کار رفته مانند حدیث معروف : « امرنی ربّی بمداری الناس » ، ( کلینی ، کافی ، ج3 ، ص179 ). رفق نیز به معنی نرمی و لطافت می­ باشد و تمایل شدت و خشونت مطرح شده است. همچنین به معنی میانه­ روی ، حسن انجام عمل ، اِحکام و اتقان عمل نیز به کار رفته است.

از مهمترین سوالات در ارتباط با مدارا ، مرزبندی و حوزه­ شناسی آن و ایضاح محدوده و دامنه آن می ­باشد و تفاوتی که بین صلابت و خشونت یا سازگاری و سازشکاری وجود دارد واجتناب از خلط و یکسان پنداشتن آنها می­ باشد. مدارا و عفو از ارزشمندترین فضیلتها می­ باشند. با جمع­ بندی آنچه در سیره معصومین علیهم السّلام مشخص می­ شود آنان در امور شخصی و مادیّات تا جایی که به خودشان مربوط می ­شد گذشت و اغماض را سرلوحه زندگی خود قرار داده بودند.

شهریار در سروده­ای از زبان امام حسین (ع) می­گوید :

شمر گوید گوش دادم تا چه خواهد از خدا جای نفرین زیر لب دیدم دعا دارد حسین.

دو تن از مراجع معاصر از عالمی بنام دربندی (ره) نقل می­کنند که در حرم امام حسن (ع) خطاب به حضرت (ع) گفته بود : بعید نیست از شمر هم شفاعت کنی ولی این کار را انجام مده که او دل ما را سوزانده ولی همین اشخاص در اوصل به غایت جدّی بودند و عدول نمی­کردند.

مدارا روشی برای ارائه واضح­تر حق می­ باشد نه توجیهی برای زیرپا نهادن آن، چرا که در صورت عدول از ارزشها دیگر فضیلت محسوب نمی ­شود بلکه تدریجاً در صورت تداوم به مداهنه و تظاهر تبدیل می­ شود. در شأن نزول سوره کافرون نقل شده که : جمعی از مشرکان به حضور پیامبر (ص) می­ آیند و از حضرت (ص) می­ خواهند یک سال او خدایان آنها را عبادت کند و یک سال نیز آنها خدای یگانه را بپرستد و آیات سوره کافرون نازل می­ شود که : « قل یا ایها الکافرون، لا اعبد ما تعبدون . و لا انتم عابدون ما اعبد . و لا انا عابد ما عبدتم . لکم دینکم ولیَ دین » باز در آیاتی دیگر به پیامبر (ص) می­ فرماید : « فلا تطع المکذّبین. ودّوا لو تُدهن فیدهنون » ، در در ارتباط با کافرانی که سر جنگ دارند می­فرماید : « محمد رسول الله و الذین معه اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم »، پیروان واقعی پیامبر (ص) با کافرانی که لجاجت در پیش می ­گیرند مواجهه قاطعانه­ ای دارند. در بین خود ، بنا را بر رأفت و مهربانی می­ گذارند. قرآن به مسلمانان توصیه می­ کند که در لغزشگاهها، ثابت قدم و استوار باشند و می­فرماید : « فان زللتم من بعد ما جاءتکم البینات فاعلموا انّ الله عزیزٌ حکیم. » ، ( و اگر بعد از این همه نشانه­ های روشن دچار لغزش شدید ؛ بدانید که خداوند توانا و حکیم می­باشد ) ، (بقره، 209). علی (ع) نیز در ارتباط با خوارج تا وقتی که به وضوح بر علیه مسلمانان توطئه ­ای نمی­ کردند آنان را تحمل می­ کرد. اهانتهایی که به خودش می­ شد با سعه صدر و بزرگواری چشم­ پوشی می­ کرد، گاه به مسجد می­ آمدند و موقع نمازخواندن حضرت (ع) آیات قرآن را می­ خواندند که حضرت به احترام قرآن سکوت می ­کرد. در مواردی مثلاً آیه آخر سوره زمر را می­ خواندند که : « لئن اشرکت لیحبطن عملک ولتکونن من الخاسرین » و حضرت، این آیه شریفه را خواند که : « فاصبر انّ و عدالله حق و لایستخفنّک الذین لایوقنون.» همچنین از آفتهای مهم زیست اخلاقی در گستره­ ای فرایر از منظر مکانی و زمانی تعصب می ­باشد که شخص دلبستی عاطفی یا احساسی به دور از معیارهای اخلاقی و عقلانی داشته باشد و او را حمایت و تأیید بی­ چون و چرا از خانواده ، قبیله [ در نظام قبیله ­ای ] عقیده و ... سوق دهد و نوعاً در اکثر موارد با خرد ورزی در تعارض می­ باشد. در قرآن جاهلیت به چهار کلمه اضافه شده که عبارتند از : « ظنّ » ، « حکم » ، « تبرج » و « حمیّت ». « حمیة» از ماده حمی به معنی شدت حرارت و علاقه و تعصب در دفاع از کسی می­ باشد. قرآن می­فرماید : « اذ جعل الذّین کفروا فی قلوبهم الحمیة حمیّة الجاهلیه ». (فتح ، 26 ) حمیّت به گونه­ ای راسخ در جانشان ریشه گرفته و به جانبداری کورکورانه تبدیل شده است.از منظر وحیانی در سطح متعالی باید نسبت به بدی دیگران نیز عکس العمل مثبت داشت و با خوبی رفتار نمود . "بدی"را دشمن ؛ ولی "بد "را هم دوست داشت که به تعبیر غزلی:"بد را بد او بس باشد"

گر عدو باشد ورا احسان نکوست که ز احسان بس عدو گردید دوست

دیو اگر عاشق شود هم گوی برد جـبرئیلی گـشـت و آن دیـوی بـمـرد

مثنوی معنوی

پیامبر اکرم(ص) می فرماید:«اِنّا اُمِرْنا مَعاشِرَ الاَنْبیاءِ بِمُداراةِ النّاسِ، کَما اُمِرْنا بِاِقامَةِ الفَرائِضِ»،(ما پیامبران، همان‏گونه که به برپا داشتن واجبات مأمور شده‏ایم، به مدارا کردن با مردم نیز مأمور شده‏ایم)،(شیخ طوسی،امای،ص۵۲۱)و در حدیثی دیگر فرماید: «أمرني ربي بمداراة الناس كما امرني بأداء الفرائض» ،( پروردگارم مرا به مردم دارى امر فرمود، همان گونه كه به اداى فرايض فرمان داد)،(کافی،ج۲،ص۱۱۷) و در حدیثی مشابه بو هم مضمون فرماید:« بعثتُ بمداراة الناس »، (نهج الفصاحة، حديث 1093 ) همچنین فرماید: عاقل ترين مردم كسي است كه با مردم بيشتر مدارا كند و هر كس فكرش به جايي نرسيد و راه تدبير بر او بسته شد، كليدش مداراست.

بارها خوانده و شنیده ایم که علی(ع) نسبت به قاتل خود هم توجه داشت و به بستگان خود توصیه می کرد که:موجب ترس و اضطراب او نشوند.شهریار در مثنوی "شب و علی"گوید:

می زنـد پس لب او کاسـه شـیـر می کند چشـم اشـارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست تو خدائی مگر ای دشمن دوست

حضرت(ع)به بنی هاشم و فرزندانش می فرماید :«إن ابق فأنا ولي دمي»،( همان، نامه 23)

امام (ع)در پيروي از منش خويش و تلاش فراوان براي استيفاي حق حيات در پايان وصيتش می فرماید:« بني عبدالمطلب لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضاً تقولون: قتل اميرالمؤمنين(ع)، قتل اميرالمؤمنين(ع). الا لا يقتلن بي إلا قاتلي انظروا إذا أنا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربهً بضربة، و لا يمثل بالرجل فإني سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول: اياکم و المثلة و لو بالکلب العقور»(نهج البلاغه، نامه 47).حضرت می فرماید:اگر پس از این ضربه زنده ماندم که خود صاحب خون خویش هستم جرج جرداق نویسنده معروف لبنانی که کتاب "صوت العداله الانسانیه"را در مورد علی (ع)تالیف کرده می نویسد:اگر حضرت (ع) زنده می ماند قطعا از گناه ضارب خود در می گذشت .حضرت(ع) در فرازی دیگر از وصیت می فرماید:اگر از دنیا رفتم او بهمن یک ضربه زده شما هم فقط یک ضربه بزنید.یک ضربه را بزنید تا آنارشی و حرج و مرج بر جامعه حاکم نشود و بیش از یک ضربه نزنید چرا که او فط یک ضربه زده و از هرگونه اهانت و هتک حرمت نسبت به جنازه اش خودداری ورزید.

سالها پیش که پاپ ژان پل دوم مورد سوقصد واقع شد و ضارب خود را عفو کرد مسیحیت به صورت گسترده از این اقدام پاپ که به واقع از نظر اخلاقی کار رزشمندی بود ،تجلیل کرد و نوعا مشاهده می شود که اینگونه رفتارها که فضیلتهای اخلاقی را به صورت چشمگیر نمایان می سازند اثر وضعی مثبت ماندگاری در اذهان بر جای می گذارند.حافظ در دیوانش گوید:

ده روز مهر گردون ،افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمـار یارا

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوسـتـان مـروت با دشـمنـان مدارا

شهید مطهری گوید:اسلام بالاتر از این را توصیه می کند و به ما می گوید:با دوستان و دشمنان اصل مروت است و رفتار امام علی و امام حسین و معصومین علیهم السلام را یادآور می شود.سید احرار امام حسین (ع) سپاه دشمن را سیراب می سازد و نهایت ملاطفت را با آنان اِعمال می کند

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کـنـد عــزت و آزادگـی بـیـن تـا کـجـا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

شهریار

همچنین توجه به فضیلتهای اخلاقی جهانی و پرهیز از حساسیت مفرط و بیش از حد روی آداب و سنن منطقه ای راهی مناسب و نتیجه بخض در تعامل با سایر ادیان و ملیتها می باشد و در آینده پژوهی نیز جایگاه معتنا بهی می تواند داشته باشد هرچند همانگونه که اشاره شد در اصول و مبانی مماشات و مداهنه جائی ندارد مخصوصا وقتیکه مبانی اعتقادی متقن و استوار باشند دیگر از محاجه و محاسبه هم واهمه ای نخواهد بود و با "جدال احسن"می توان نظرات خود را ابراز داشت.

نتیجه اینکه :اینکه مدارا غیر از انظلام و ذلت پذیری می باشد و بلکه اصلا مباین با هم می باشند.مدارا قوت است و ستم پذیری ضعف . آنچه مهم است اینکه انسانها را محصول فرایندی بدانیم که اگر خودمان هم در آن شرایط قرار می گرفتیم شاید اکنون تفاوت چندانی با آنها نداشتیم.غالبا رفتار و عملکرد همنوعان بیشتر از آنکه غرض ورزانه باشد برخاسته از شاکله شخصیتی شان می باشد که در شکل گیریش والدین ،محیط،فقر و غنا،فهم و کج فهمی از عقاید و باورها و...نقش داشته اند ، ما می توانیم دیگران را آنگونه که هستند قبول کنیم و انتظاراتمان را از سایرین به حداقل برسانیمهر چند معاشرت مطلوب و اخلاقی با کسی ممکن است که حداقلها را رعایت کند و در غیر این صورت دشوار است و متاسفانه در مواردی مواجهه با کسانی که به اصطلاح جنبه ندارند راهی غیر از رفتار متناسب با خودشان باقی نمی ماند.

اظهار عجز نزد ستم پیشه ابلهی است اشک کباب موجب طغیان آتش است

صائب

اگر مراعات موجب جری تر شدن طرف مقابل گردد در این صورت چاره ای جز قاطعیت [در مقابل مدارا و گرنه قاطعیت و جدیت همه جا خوب است و مدارا هم غیر از شل و ول بودن و ضعف نفس است] باقی نمی ماند به شرطی که به قصد عقده گشائی و تشفی خاطر نباشد بلکه به نیت تنبه و اصلاح طرف مقابل صورت گیرد و البته صلابت و قاطعیت در جای خود غیر از زورگوئی می باشد در فقه امامیه آمده که حاکم شرع می تواند مشروبهای یک شراب فروشی را به زمین بریزد ولی حق ندارد ظرفها را بشکند یعی حتی حق تصرف در ظرف شراب را هم به حاکم شرع نمی دهد و موارد دیگر...

الحمد لله رب العالمین

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ و ساعت 14:49 |