.    اا

علی (ع) در بیان اوصاف تقواپیشگان اوّلین صفتی که برشمرده، این است که: «منطقهم الصّواب» سخن آنان صائب است و این شاید تعمّداً و برخاسته از اهمیت سخن و لزوم توجّه به نحوة گفتار باشد. حضرت (ع) می‌فرماید: «فالمتقون فیها هُم اهل الفضائل، منطقهم الصواب...»، پارسایان در دنیا اهل فضیلتند، سخن آنان صواب است ... از ملاکهای ارزشداوری در ارتباط با هر انسان، چگونه سخن گفتن وی می‌باشد آنگونه که امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «المرءُ مخبوءٌ تحت لسانه»

آدمی مخفی است در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان

مثنوی معنوی

در «رسالة يعقوب» از كتاب مقدس آمده است: «اگر كسي در سخن گفتن نلغزد او مرد كامل است و مي‌تواند عنان جسد خود را بكشد» و سزاوار است که انسان در کنترل زبان و ملاحظة گفتار عنایت و حساسیت لازم را داشته باشد امام علی (ع) در خطبة دیگری از نهج‌البلاغه می‌فرماید: «ولیخزن الرجل لسانه» انسان باید زبان خود را دربند کشد و در ادامه می‌فرماید: «والله ما اَری عبداً یتّقی تقوی تنفعُه حتی یخزُن لسانه»، (به خدا سوگند بنده ای را ندیدم که پرهیزگاری برای او مفید باشد مگر اینکه زبان خود را نگه دارد»، (نهج‌البلاغه، خ176) در واقع پیش فرض نتیجه‌بخشی تقوا و خویشتن‌بانی، کنترل بیان و گفتار می‌باشد. بعضی از بزرگان اهل معرفت گفته‌اند اینکه نقل شده است: «الدّنیا سجن مؤمن» دنیا زندان انسان مومن است از این روست که انسان مومن و متقی اعضا و حواس خود را کنترل می‌کند و بلکه در مواردی به بند می‌کشد. امیرالمومنین (ع) در ادامة خطبة 176 از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که «لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه»، مقدمة استقامت در ایمان، استقامت قلب و مقدمة استقامت قلب نیز استقامت زبان می‌باشد که موجب برخورداری از قلب سلیم و ایمان ثابت و مستقر می‌گردد در مفهوم مخالف نیز در احادیث نقل شده است که: «من کثُرَ کلامُه کثُر خطاؤه و من کثُر خطاوه قلّ حیاؤه و ...» از نشانه‌هاي فقه و بصیرت و ژرفانگری در دین ورزی سکوت می‌باشد: «من علامات الفقه العلم و الحلم و الصّمت » گاه جمله‌ای سنجیده موجب تبعات پرهزینه و جبران‌ناپذیری می‌گردد مولانا در حکایت بازرگان و طوطی گوید:

ظالم آن قومی که چشمان دوختند وز سخنها عالمی را سوختند

عــالمی را یک سخن ویـران کند روبهان مُـرده را شیران کند

مثنوی معنوی، دفتر اول، ابیات: 1596-1597

مناسب است که انسان با صداقت و بدون تعارف خودش را محک زند و آنگونه که گفته‌اند: اگر ذهنش بسته است دهنش را نیز بسته نگه دارد و از بیان مطالب بی‌ارزش و نابجا اجتناب ورزد.

علی (ع) در کلام بسیار کاربستی و جامعی در توصیف یکی از یارانش می‌فرماید: «کان لی فی ما مضی اَخٌ فی الله ...» برادری خدایی و دینی داشتم... در ادامه حضرت (ع) اوصاف آن شخص را که احتمالاً ابوذر یا مقداد بوده بیان می‌فرماید که: «کان یعظّمه فی عینی صِغر الدّنیا فی عینه» آنچه موجب عظمت و بزرگی او در چشم من می‌شد این بود که دنیا درنظر وی کوچک بود ... در ادامه امام (ع) در فرازی می‌فرماید: «کان علی ان یسمع اَحرصَ منه علی ان یتکلّم» بر گوش دادن حریص‌تر بود تا اینکه برگفتن. (نهج‌البلاغه، حكمت: 289) نوعاً انسانهای عمیق و متعالی بیشتر به شنیدن علاقه دارند تا به گفتن و آنگونه که گفته‌اند: شنیدن جان پروردن است و سخن گفتن جان کندن.

کم‌گویی و گزیده گویی از فضیلت‌های ارزشمند اخلاقی می‌باشد نظامی گوید:

کم گوی و گزیده گوی چون دُر تا از کم تو جهان شود پُر

باید توجه داشت که سخنان ما اعم از درست و نادرست ثبت و ضبط می‌شوند و باید روزی پاسخگو باشیم: «انّ علیکم لحافظین. کراماً کاتبین»، (انفطار، 10-11) و باید منتهای دقت را در سخن گفتن داشته باشیم:

مزن بی‌تامّل به گفتار دم نکو گوی گر دیر گفتی چه غم؟!

در سورة مباركه «ق» نيز مي‌فرمايد: «ما يلفظ من قول الاّ لديه رقيب عتيد»، (سورة ق، آيه 18)

برای اینکه سخنی نیک و قابل قبول باشد باید نکات چندی در سخن لحاظ شود که از جملة‌ آنها عبارتند از:

1- نرمی و ملایمت در گفتار: قرآن در موارد عدیده‌ای به دقت در چگونگی سخن توصیه و تاکید فرموده از جمله در سوره بقره می‌فرماید: «و قولوا للناس حُسناً»، (با همه انسانها خوب سخن بگوئید)، (بقره، 83) نکته قابل توجه در این آیه شریفه اینکه می‌فرماید فارغ از عقیده و ظاهر با همه مردم خوب سخن بگوئید یا در سوره اسراء می‌فرماید: «فقل لهم قولاً میسوراً»، (اسراء، 28) محبت‌آمیز و خوشایند سخن بگوئید یا در سورة حج می‌فرماید: «و هُدوا الی الطیب من القول»، (حج، 24) سخن پاکیزه و آراسته بگوئید.

2- تامّل و عدم شتابزدگی: سخن وقتی بر زبان جاری می‌شود دیگر قابل برگشت و پس‌گرفتن نیست، مولانا گوید:

نکته‌ای کآن جَست ناگه از زبان همچو تیری دان که جَست از آسمان

وا نگردد از ره آن تیـر ای پسر بنــد باید کـــرد سِیلــی را ز سر

مثنوی معنوی

از این رو سخن باید با تفکر و مداقه گفته شود علی (ع) می‌فرماید: «فَکِرّ ثُمّ تکلّم»، (نهج‌البلاغه، خ 176) باید سنجیده سخن گفت و از تعجیل يا به اصطلاح، پراندن اجتناب کرد. در احادیث نقل شده: زبان مومن در پسِ قلب او و قلب منافق، پشت زبان وی می‌باشد، باید مستند و مستدل سخن گفت. قرآن می‌فرماید: «یا ایها الذین امَنوا اتقواالله و قولوا قولاً سدیداً»، (احزاب، 70) یا می‌فرماید: «طاعةٌ و قول معروف»، (محمد، 21) سخن باید «معروف» و از اتقان و انسجام برخودار باشد.

3- نظم و انسجام در گفتار: سخن عاقلانه و مقبول، گفتاری است که از چهارچوب و انتظام برخوردار باشد، اختصار به گونه‌ای که ایجاز مُخلّ نباشد رعایت شود مثلاً: «مشکل»، «علّت» و «راه حل» به گونه‌ای واضح و شفاف مطرح شود یا به ترتیب: « مقدمه»، «موضوع» و «نتیجه» بیان گردد. پس از اتمام گفتار، اگر از مستمع و مخاطب پرسیده شود گوینده چه گفت؟ جوابی داشته باشد. در موارد عدیده‌ای مستمع به سخنِ متکلّم گوش می‌دهد ولی هیچ‌گونه سنگینی در کوله‌بار علمی و معرفتی وی حاصل نمی‌شود، مناسب‌تر است که در ابتدای گفتار یک پیکره‌بندی کلّی از سخن ترسیم، و در انتهای سخن جمع‌بندی و نتیجه‌گیری شود. چکیده مطالب به صورت فشرده در چند جمله تیتروار بیان شود و کسی که دقایق یا ساعتی به آن سخنان گوش فرا داده، مطلبی در ذهنش اندوخته شود.

4- اطلاع و آگاهی کافی: سخن «صواب» آن است که گوینده با معلومات و پشت‌بند علمی کافی سخن بگوید. بدون مطالعه و علم کافی در ارتباط با موضوعی سخن گفتن یا بی‌فایده است و یا حتّی در مواردی موجب خدشه در حیثیت گوینده می‌گردد و در مواردی نیز ممکن است سخن گفتن به آگاهی و حتّی تخصص نیاز داشته باشد و کسی سخنی از روی تفنّن بگوید که تبعات پرهزینه‌ای به دنبال داشته باشد. قرآن نیز می‌فرماید: «ولا تقف ما لیس لک به علم انّ السمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤلا»، (اسراء، 36)

5- از نکات مهم در سخن، مطابقت موضوع و محتوای کلام می‌باشد، سخن هر قدر هم پرمحتوا و از چگالی محتوایی بالایی برخودار باشد اگر با موضوع صحبت انطباق لازم را نداشته باشد گفتار عاقلانه محسوب نمی‌شود. از ویژگیهای گفتار معقول لِحاظ و درنظر گرفتن 5 مولّفه می‌باشد که عبارتند از: الف- همخوانی عنوان و محتوا ب- پرهیز از اطناب مُمِلّ به گونه‌ای که موجب ملال خاطر مخاطب گردد. ج- اجتناب از ایجاز مُخلّ به گونه‌ای که خلاصه‌گویی موجب نارسایی سخن گردد. د- خودداری از ابهام و عدم وضوح در سخن. گفتار باید به گونه‌ای باشد که مخاطب و مستمع معنی واضح و روشنی از آن استنتاج کند. استفاده از تمثيل روش مناسبي براي افزودن بر وضوح گفتار مي‌باشد. ويتگنشتاين فيلسوف بزرگ آلماني گويد: «تمثيل به عقل طراوت مي‌بخشد». ه- دوری از ایهام و چندپهلو سخن گفتن. گفتار عقلانی و اخلاقی، سخنی است که ذهن مخاطب به چند جا نرود. به اصطلاح، سخن چندپهلو نباشد و با کلمات و الفاظ بازی نشود. البته ممکن است یک وقت، ایهام حالت هنری برای خود بگیرد مانند بعضی از ابیات دیوان حافظ آنگونه که خود نیز می‌گوید:

من این کلام نوشتم چنان که غیر ندانست تو هَم ز راه کرامت چنان بخوان که تو دانی

ولی اگر به گونه‌ای باشد که نظیر شگرد بعضی از سیاسی‌کاران، برای استفاده کردن از اشخاص مختلف، سخن به چند حالت تعبیر شود اخلاقی نیست.

6- پرهیز از تکرار: از عواملی که موجب دلزدگی و ملال‌خاطر مخاطب می‌گردد تکرار بیش از حدّ سخن می‌باشد البته در مواعظ اخلاقی و توصیه‌های سلوکی و معرفتی، تا حدّ متعارف تکرار مفید می‌باشد ولی نه اینکه، به جای استفاده از مطالب تازه فقط سخنان قبلی را بازگویی کنیم که موجب دلزدگی می‌گردد و حتّی تاثیر معکوس نیز برجای می‌گذارد.

چو یک بار گفتی مگو بازپس که حلوا چو یک بار خوردند بس

7- پرهیز از سخن لغو و بی‌فایده: بعضاً سخني گفته می‌شود که اگر مطرح نمی‌شد هیچ مشکل خاصی پیش نمی‌آمد و گفتنش هم هیچ فایده‌ای ندارد نه کسی را شاد و نه گرهی را باز می‌کند، نه نتیجه تعلیمی و آموزشی دارد و نه سودی از آن عاید کسی می‌شود، بسیار مناسب است عادت به پرهیز و خودداری از گفتن چنین سخنان لغو و بی‌فایده‌ای آنگونه که قرآن نیز می‌فرماید: «واجتنبوا قول الزّور»، (حج،30) حال مراد از «قول زور» می‌تواند سخن لغو و بی‌حاصل هم باشد که رهاوردی با خود ندارد.

سخن كم گوي تا در كار گيرند كه در بسيار بد بسيار گيرند

8- پرهیز از خوش داشتنِ سخن گفتن: از نکات اخلاقی مهم در ارتباط با گفتار و سخن، این که: علاقة بیش از حدّ به سخن گفتن نداشته باشیم اینکه از حرف زدن خوشم بیاید و از اینکه مثلاً زینت المجالس باشم لذت ببرم. انسانهای معنوی و اخلاقی بیشتر علاقه به شنیدن دارند تا گفتن. مولانا فرماید: «آدمی فربه شود از راه گوش» يكي از اساتيد مي‌گويد: در محضر علاّمه طباطبايي سكوت را «ياد مي‌گرفتيم». علي (ع) در توصيف يكي از يارانش [احتمالاً ابوذر] كه پيشتر هم اشاره شد مي‌فرمايد: «كان اكثر دهره صامتاً»، (بيشتر روزهايش را خاموش مي‌ماند)، (نهج‌البلاغه، حكمت: 289) ويتگنشتاين گويد: در هنر به دشواري مي‌توان چيزي يافت كه به زيبايي سكوت باشد. سقراط گوید: اگر ساکت باشید و از شما بخواهند سخن بگویید بهتر است تا اینکه سخن بگوئید و از شما بخواهند ساکت باشید.

مجال سخن تا نیابی مگوی چو میدان نیابی نگه‌دار گوی

9- صدق گفتاری و صداقت: از فضیلت‌های والای اخلاقی، صداقت و راستگویی می باشد. قرآن می‌فرماید: «هل اُنبئکم علی من تنزّل الشیاطین. تنزّل علی کلّ افاک اثيم»، (شعراء، 221-222) دروغگویی از مذموم‌ترین صفات می‌‌باشد که از ضعف نفس ناشی می‌شود و به تعبیر یکی از نویسندگان معاصر وين داير: «انفجاری است در اعتماد به نفس» در متون دینی و احادیث معصومین موارد پرشماری از دروغگویی تحذیر داده‌اند و از امام حسن عسگری (ع) نقل شده است که: «تمامی شرور در اتاقی قرار گرفته‌اند که کلید قفل آن دروغ است». در سخن گفتن‌ باید صدق گفتاری لِحاظ شود و هم صداقت رفتاری و همخوانی گفتار و عمل. اگر ارزشمندترين سخنان از زبان کسی مطرح شود که خودش عامل نیست، سخنان صحیح و صائبند ولی او شخص صادقی نمی‌باشد چرا که عملاً به گونه ای دیگر رفتار و زندگی می‌کند. قرآن در سورة صفّ می‌فرماید: «یا ایهاالذین امنوا لِم تقولونَ ما لاتفعلون» و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: چنین کاری را سهل و ساده مپندارید که نزد خداوند بزرگ و غیرقابل اغماض است. «کَبُر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون»

قول و فعل بی تناقض بایدت تا قبول اندر زمان پیش آیدت

مثنوي معنوي

۱۰- برخورداری سخن از وضوح و انسجام:

سخن مفید و معقول، کلامی است که هم واضح و شفاف باشد و هم منسجم و سامانمند. و در عین حال عمیق و پرمحتوا. ممکن است سخنی عمیق باشد و در عین حال واضح، و ممکن است سخنی سطحی و بی‌محتوا باشد و در عین حال مغلق و پیچیده، پیچیدگی سخن به غنای محتوایی آن دلالت نمی‌کند و نمي‌افزايد، از این رو باید سخن به گونه‌ای شکل گیرد که هم واضح و هم عمیق و برخوردار از درونمایه‌ای با چگالی معرفتی و علمی بالا باشد. قرآن نیز خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید: «فقل لهم فی انفسهم قولا بلیغاً»، (نساء، 63)

11- نمود استدلال و برهان در گفتار : از ويژگيهاي سخن ارزشمند و عالمانه برخوردار بودن از درونماية مستدل مي‌باشد سعدي گويد:

دلايل قوي بايد و معنوي نه رگهاي گردن به حجّت قوي

سخن بايد به گونه‌اي مطرح شود كه براي مخاطب قابل قبول باشد البته اگر كسي بنا را بر سفسطه و مغالطه بگذارد حسابش جداست ولي چهارچوب و محتواي سخن معقول نوعاً براي انسانهاي منصف و برخوردار از نفس سليم قابل قبول مي‌باشد.

در سخن دُر بيايدت سُفتن ورنه گنگي به از سخن گفتن

همچنين بايد از طرح ذوقيات نظير خواب ديدن و خوارق عادات به صورت افراطي اجتناب كرد كه صبغة استدلالي گفتار را كم رنگ مي‌سازد.

12- حُسن نيّت در گفتار: از نكات مهم اخلاقي در سخن گفتن، اجتناب از نيش و كنايه و كينه‌جويي و عقده‌گشايي و .... مي‌باشد. سخنِ آميخته با شوائب و منويات ناسالم از بيماردلي ناشي مي‌شود و به بيماردلي مضاعف منتهي مي‌گردد. بعضاً تصوّر مي‌شود كه با طرح عقده‌ها و كنايه‌ها راحت و سبك مي‌شويم ولي به واقع هيچ نتيجة آرامبخشي با خود ندارد و موجب دلمشغولي بيشتر مي‌گردد.

سخن گفتن از ارزشمندترين نعمتهاي خداوند محسوب مي‌شود به گونه‌اي كه در تعريف انسان گفته شده: حيوان ناطق است. حال منظور از ناطق، سخنگو يا برخوردار از توان تفكر هرچه باشد ذهن نيز از زبان جدا نيست و به جاست از اين نعمت ارزشمند به جا و سنجيده استفاده شود كه شُكر نعمت نيز استفادة معقول و مطلوب از نعمت مي‌باشد.ختام مقال کلام ارزنده و به غایت قابل توجه پیر هرات باشد که گوید:"سخن گفتن جنایت است،تحقیق آن را مباح می کند."و حقیقت پژوهش نیز پژوهش حقیقت می باشد

الحمدلله ربّ العالمين

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۱ و ساعت 9:7 |