هو
استعانت از«عون» به معنی یاری و پشتیبانی می باشد.قرآن می فرماید:« تعاونوا علی البرّ و التقوی »،( در نیکی و پارسایی همدستی و یاری کنید)، (مائده، 2) یا می فرماید:« و استعینوا بالصبر و الصلوة»، (و از صبر [روزه ]و نماز یاری بجوئید)،( بقره، 45). در سوره فرقان :« اعانه علیه قوم اخرون »،(و گروهی دیگر بر آن یاریش داده اند)،( فرقان،40 )و در سوره یوسف:« فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون»،( پس چاره من صبری نیکوست و خداوند در انچه می گوئید مددکار من است )،(یوسف 18). در کتاب ارزشمند« لسان العرب » ذیل این لغت[عون] آمده است که: مفرد مثنی و جمع آن یکی است و جمع مکسرش «اعوان» می باشد. استعانت طلب یاری و معونت است از باب "استفعال"و چنانچه در گفتار پیشین در این باب نیز اشاره شد با واژه های «معاونت»،« مساعدت» ،«مظاهرت »و«معاضدت» هم معنی می باشد که هر کدام در چهارچوب خاصی کاربست دارد .استعانت وقتی صورت می گیرد که شخص با تکیه برنیروی خود نمی تواند آنچه بر وی پیش آمده یا رخ داده مطابق مصلحت و آنگونه که مطلوب است بر طرف سازد و اینکه قرآن فرموده:« از صبر و نماز برای مهمات و حوادث کمک بگیرید » برای این است که در واقع یار و یاوری به غیر از خداوند سبحان نیست. در مهمات یاور انسان، مقاومت و خویشتن داری آدمی است به این صورت که استقامت به خرج داده، ارتباط خود را با خداوند متصل نماید، از صمیم دل متوجه او شود و به او روی آورد.(المیزان،ج1، ذیل آیه 45) حصر استعانت در خداوند ایجاب می کند که انسان نه از غیر خداوند مددجوید و نه خود را معین و مددکار کسی پندارد زیرا یاری رسان حقیقی فقط خداوند است:«والله المستعان»،(یوسف، 18) «بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است »امام سجاد (ع) در دعای ۲۸ صحیفه عرض می کند:«اللّهم انی اخلصتُ بانقطاعی الیک،و اقبلتُ بکلی عَلیک،و صرفت وجهی عمن یحتاج الی رفدک ،و اقبلتُ مسئلتی عَمّن لم یستغن عن فضلک و رایتُ ان طلب المحتاجِ الی المحتاج سفهٌ من رایه و ضلهٌ من عقله ،فکم قد رایتُ یا الهی من اُناس طلبوا العزّ بغیرک فذلّوا ،فراموا الثروة من سواک فافتقروا،و حاولوا الارتفاع فاتّضعوا،فصح بمعاینة امثالهم حازم وفّقه اعتباره و ارشده الی طریق صوابه اختیاره ،فانت یا مولای دون کل مسئول موضع مسئلتی ،و دون کل مطلوب الیه ولیّ حاجتی،انت المخصوص قبل کل مدعو بدعوتی ،لا یُشرکُکَ احدٌ فی رجائی و لا یتفق احدٌ معک فی دعائی ،و لا ینظمه و ایّاکَ ندائی...»،(بار خدایا!من با بریدن از همه کس خالصانه به سوی تو آمدم،و با تمام وجود به تو روی آوردم ،و از هرکس که نیازمند بخشش توست رخ برتافتم،و از هر کس که خود از بخشش تو بی نیاز نیست روی درخواست برگرداندم،و دریافتم که درخواست نیازمند از نیازمند نشان سبک رایی و نا بخردی است،زیرا ای خدای من!بسا کسا که از غیر تو عزت خواست و خوار شد و از جز تو دارائی طلبید و مستمند گشت،و بلندی جست و پست گردید،پس دیدگاه آن دوراندیش درست بود که با دیدن اینان عبرت گرفت و موفق شد و گزینش او ،وی را به راه درست رهنمون گردید. پس ای مولای من !تو در هر درخواست مرجع درخواست منی نه کس دیگر و در هر خواسته ،برآورنده نیاز منی نه مطلوب دیگر.پیش از هر کس تنها تو را می خوانم و هیچکس در امید من انباز تو نیست و در نیایشم هیچکس را با تو همراه نمی گردانم،و ندای من تو را با دیگری ردیف نمی کند...). یاری جستن از نماز و روزه نیز ناظر به استعانت از شانی از شئون الهی و فعلی از افعال خداوند و ارتباط با «وجه الله» می باشد نه بیگانه (آیت الله جوادی آملی ،تفسیر تسنیم، ج 1، ص 442) و توصیه به :« یاری نمودن همدیگر در کارهای نیک » (مائده، 2) نیز با عنایت به اینکه تمام هستی را «رب العالمین» اداره می کند و تمامی عالم در کف قدرت اوست منافاتی با حصر استعانت از خداوند ندارد. چرا که در عین همدستی و مساعدت به یکدیگر خداوند را سبب ساز حقیقی می دانند و در سامان و به فرجام رسیدن امور از او یاری می جویند.
از سبب سازیش من سودائیم وز سبب سوزیش سوفسطائیم
درسبب سازیش سرگردان شدم وز سبب سوزیش من حیران شدم
مثنوی معنوی
با توجه به اینکه انسان را دشمنی به نام شیطان است که همواره در راه سعادت او ایجاد مانع می کند و با انواع وساوس ، تسویف، تسویل و... در پی اغوای آدمی است، انسان نیازمند یاری جستن از ناصر غیبی و معین ملکوتی است و چون خداوند سبحان« کافی» است:«الیس الله بکافّ عبده»(زمر، 36) از این رو ، استعانت به ذات اقدس خداوند مایه کفایت از هر مهم و پایه نجات از اهریمن درون و بیرون می گردد. (آیت الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ص 455) از مصادیق و عرصه های استعانت دفع و رفع اظهارات دیگران می باشد، در سوره یوسف از زبان یعقوب خطاب به فرزندان می فرماید :«والله المستعان علی ما تصفون»،(یوسف، 18) یعنی در آنچه شما در ارتباط با یوسف اظهار می دارید از خداوند استعانت جسته و کمک می خواهم تا یاریم فرماید کاری که با رضا و تسلیم منافات دارد از من صادر نشود. تاثیر پذیری از گفتار دیگران و تطبیق دادن خود مطابق نظر دیگران از دامگاه های مهلک شیطان و نفس می باشد که آدمی را اسیر خود می سازد.اینکه چه بگویند یا نگویند و اینکه چه می گویند از دغدغه هایمهم انسان می شود و دنباله رو نظرات دیگران می شود."شهریار" گوید:
میانت با خدا گر صلح افتد نا مرادی نیست خدا اصلاح خواهد کرد با مردم میانت را
«عبادت» غایت خشوع و تذلل است که با استعانت از خداوند به نتیجه می رسد:«ایاک نعبد و ایاک نستعین»،(فاتحه، 5) توفیق عبادت و بندگی نیز مسبوق به عنایت خداوند است:
ما زخود سوی تو گردانیم سر چون تویی از ما به ما نزدیکتر
این دعا هم بخشش و اکرام توست ور نه در گلخن گلستان از چه رُست
مثنوی معنوی، دفتردوم، ابیات 2448-2449
اجمالاً نتیجه می گیریم : استعانت و یاری جستن از خداوند برای هر کاری کفایت می کند همانگونه که پیشتر اشاره شد:«الیس الله بکاف عبده»،(آیا خداوند بنده اش را بسنده نیست)، (زمر، 36) و یاری جستن از نماز و عبادت نیز چون شانی از شئون الهی است با توحید در عبادت منافات و مغایرت ندارد و کسی که امید به لقای پروردگارش بسته ،می بایست توحید در عبادت را سرلوحه زندگی قرار دهد قرآن در آیه ای قابل تامل و راهبردی می فرماید: «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لایشرک بعباده ربه احداً»، (هر آن کس که امید در لقای پروردگارش بسته است، باید کار نیکو پیشه کند و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نیاورد)، (کهف،110) علی(ع) نیز در نامه ای خطاب به یکی از کارگزاران مرقوم می فرماید: «و اکثرالاستعانةبالله یکفک ما اهمک و یعینک علی ما ینزل بک»، (از خداوند زیاد یاری بخواه تا تو را در آنچه برایت مهم است کفایت،و بر آنچه به تو فرود می آید یاری فرماید )،(نهج البلاغه، نامه 34) و واضح است که این به معنی نفی کار و کوشش نیست بلکه به نوعی با اهتمام و جدیت در زندگی ملازمت هم دارد و در واقع استفاده بهینه از «فرصت سبز حیات» و به فعلیت رساندن قوا و قابلیت های موهوب، با تلاش و تکاپو به فرجام مطلوب و سزامند منتهی می شود.
الحمدلله رب العالمین
