.    اا

مولانا روزه را مانندِ مَرکب بل بُراقی راهوار برای معراجِ انسان می داند و می گوید:

گر تو را سودای معراجِ است بر چرخ حیات

دان که اسب تازی تو هست در میدان صیام

و اینکه : روزه موجب نورانیت حیات و زدودن زنگارها و کدورت ها از دل و جان می شود 

چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود

پس مهیا کرد بهر مطبخ ایشان صیام

انسان را معراج باید چنانکه رسول گرامی معراجها داشت ! مولانا می گوید:

ملولان همه رفتند درِ خانه ببنديد 

بر آن عقل ملولانه ، همه جمع بخنديد

 به معراج برآئید چو از آل رسول ايد 

رُخ ماه ببوسيد چو بر بام بلند ايد

می گوید: پیامبر (ص) به معراج رفت شما هم بروید

شیر را بچه همی‏ مانَد بدو 

 تو به پیغمبر به چه مانی بگو؟!

باز می گوید:شما بر زمین مستقر هستید ولی زمینی نیستید  "وَ لَکُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلي‏ حينٍ"(بقره، 36)

ما به فلک بوده‌ایم یارِ مَلَک بوده‌ایم

باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

شما از فلک و مَلَک فراتر هستید! چنانکه حافظ می گوید:

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی

 بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

در ادامۀ غزلِ مولانا :

خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم

زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

بختِ جوان یارِ ما دادنِ جان کارِ ما

قافله سالارِ ما فخر جهان مصطفاست

و روزه گرفتن با لِحاظ و رعایتِ شرایط راهی مطمئن و نتیجه بخش برای فرارَوی و اوجگیری!

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۱ و ساعت 22:32 |