از مهمترین و کلیدیترین مفاهیم مندرج در قرآن " تقوی" و ماه رمضان نیز زمینه ساز تخلّق به تقواست لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ،(بقره،183)
تقوا را غالباً معادل با پرهیز و ترس معنا کرده اند ، پارسایی نیزترجمه کرده اند که مترادف با طهارت و نزاهت می باشد. پارسا کسی است که ازسیّئات و پلشتی ها دوری میکند.
شاید معنیِ نسبتاً دقیق تقوا "شرم" و حیا باشد و این نکتۀ کاربردی مهمّی است! باتقوا کسی است که از خدا شرم دارد . شرم غیر از ترس است .ممکن است از کسی نترسیم اما از وی شرمگین باشیم. شرمندگی حسّی متعالی است که در آدمی پیدا میشود. بندۀ متّقی از خداوند شرم میکند نه این که از عذاب و عقوبت می ترسد بلکه میگوید : چرا باید در محضر خدا کار بد بکنم؟ خدا میبیند ! "أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ"،(علق،14) . همین کافی است و این شرمندگی بازدارنده است . ترس مال مراتب و معرفتهای نازلتر است. وقتی انسان رشد پیدا میکند، لازم نیست حتماً بترسد تا ملاحظه کند بلکه همان شرم کافیست که در وجود ، کنترلی پدید آوَرد ، آنقدر ثبات شخصیت ببخشد که انسان بتواند از معصیت اجتناب و مقابل وَساوِس مقاومت کند بدون این که مرعوب موجود مهیب و سهمگینی بشود که قرار است او را تنبیه و عقوبت کند . قرآن می فرماید: "وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى..." ،(نازعات ،40) کسی که از ایستادن در مقابل خداوند شرمگین است،نه این که میترسد، بلکه شرمگین میشود که در مقابل چنین خدایی، چرا من چنان کردم. این برای کسی که رشد شخصیت پیدا کرده از جهنم سوزنده تر است
در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر
آتش به گرمی عرق انفعال نیست
صائب به بزم وصل سراپا نگاه باش
در صحبتی که حال بود، جای قال نیست
عالم جلیل القدر آقای شبیری زنجانی تقوا را مترادف با پروا معنا می کند که این معادل نیز نسبت به ترس و پرهیز دقیق تر است.
