خودشناسی و شناختِ استعدادها ،توانشها و قابلیت ها برای شکوفائی به فعلیت رساندن و شکوفا ساختن مورد توجه و تاکید در آیاتِ وحیانی و روایات معصومین علیهم السلام بوده و بارها بر آن اشاره شده است از جمله در قرآن کریم ،آیاتِ:
"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ"،اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به خودتان بپردازيد. هر گاه شما هدايت يافتيد، آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمىرساند. بازگشت همه شما به سوى خداست. پس شما را از آنچه انجام مىداديد، آگاه خواهد كرد.(مائده،105)
"سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ"،به زودى نشانههاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود، تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است. آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است؟(فصلت،53)
"وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ"،و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ آنان همان نافرمانانند.(حشر،19)
"وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ.وَفِي أَنْفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ"،و روى زمين براى اهل يقين نشانههايى [متقاعدكننده] است.و در خود شما؛ پس مگر نمىبينيد؟(ذاریات،20_21)
"وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها.فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا.قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا . وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا" ،سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد؛سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد.كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد . و هر كه آلوده اش ساخت قطعا درباخت.(شمس،7_10)
و در روایات:
رسول اکرم(ص) :"نورُ الحِكمَةِ الجُوعُ ، و التَّباعُدُ مِنَ اللّه ِ الشِّبَعُ ، و القُربَةُ إلَى اللّه ِ حُبُّ المَساكينِ و الدُّنُوُّ مِنهُم ، لا تَشبَعوا فَيُطفَأَ نورُ المَعرِفةِ مِن قُلوبِكُم" ،گرسنگى، نور حكمت است، و سيرى، مايه دور شدن از خدا . و دوستى با بينوايان و نزديك شدن به آنها موجب نزديك شدن به خداست . شكمهايتان را سير نكنيد، كه نور شناخت در دلهاى شما مى فسرد.( مجلسی ،بحار الأنوار ،ج: ۷۰/۷۱،۲۰ )
امام على (ع) :"المَعرِفَةُ بِالنَّفسِ أنفَعُ المَعرِفَتَينِ"،خود شناسى، سودمندترينِ دو شناخت است.(آمُدی ، غُرر الحِكم ، ۱۶۷۵ )
امام على (ع): "أفضَلُ المَعرِفَةِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ"،برترين شناخت، خود شناسى انسان است.(آمُدی ،غُرر الحِكم ، ۲۹۳۵ )
امام على (ع) :"أفضَلُ الحِكمَةِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ و وُقوفُهُ عِندَ قَدرِهِ" .برترين حكمت اين است كه انسان خود را بشناسد و اندازه خويش را نگه دارد.( آمُدی ،غُرر الحِكم ، ۳۱۰۵ )
امام على (ع) :"غايَةُ المَعرِفَةِ أن يَعرِفَ المَرءُ نَفسَهُ" ،نهايت معرفت اين است كه آدمى خود را بشناسد.( آمُدی ،غُرر الحِكم ، ۶۳۶۵ )
امام على (ع) :"مَعرِفَةُ النَّفسِ أنفَعُ المَعارِفِ" ،خود شناسى، سودمندترين شناختهاست.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۹۸۶۵ )
امام على (ع) : "أفضَلُ العَقْل مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ ، فمَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ ، و مَن جَهِلَها ضَلَّ" ،برترين خرد ورزى، خود شناسى انسان است. پس، هركه خود را شناخت خردمند شد و هركه خود را نشناخت گمراه گشت.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۳۲۲۰ )
امام على (ع) :"نالَ الفَوزَ الأكبَرَ مَن ظَفِرَ بِمَعرِفَةِ النَّفسِ" ، كسى كه موفق به خود شناسى شود، به بزرگترين پيروزى دست يافته است.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۹۹۶۵)
امام على (ع) :"كَفى بِالمَرءِ مَعرِفَةً أن يَعرِفَ نَفسَهُ" ،انسان را همين شناخت بس كه خود را بشناسد.( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۷۰۳۶)
امام على (ع):"مَن جَهِلَ نَفسَهُ كانَ بِغَيرِ نَفسِهِ أجهَلَ" ،كسى كه خود را نشناسد، ديگرى را كمتر مى شناسد ( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۸۶۲۴)
امام على (ع):"مَن عَرَفَ نَفسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ" ،هر كه خود را شناخت، پروردگارش را شناخت.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۷۹۴۶ )
امام على (ع): "أكثَرُ النّاسِ مَعرِفَةً لِنَفسِهِ أخوَفُهُم لِرَبِّهِ" ،خود شناس ترين مردم، خدا ترس ترين آنهاست.( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۳۱۲۶ )
امام على (ع) :"عَجِبتُ لِمَن يَجهَلُ نَفسَهُ كَيفَ يَعرِفُ رَبَّهُ" ،در شگفتم از كسى كه خود را نمى شناسد، چگونه پروردگارش را مى شناسد؟!( آمُدی ،غُرر الحِكم،۶۲۷۰)
امام على(ع):"يَنبَغي لِمَن عَلِمَ شَرَفَ نَفسِهِ أن يُنَزِّهَها عَن دَناءَةِ الدّنيا" ،كسى كه به شرافت نفس خود پى برده باشد، سزاوار است كه آن را از پستى دنيا منزّه دارد.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۱۰۹۳۰ )
امام على (ع) :"كَيفَ يَعرِفُ غَيرَهُ مَن يَجهَلُ نَفسَهُ" ؟ !كسى كه خود را نمى شناسد، چگونه ديگرى را بشناسد؟
( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۶۹۹۸)
امام على (ع) :"لا تَجهَلْ نَفسَكَ ؛ فإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِكُلِّ شَيء" ، به خويشتن ناآگاه مباش؛ زيرا كسى كه خود را نشناسد، هيچ چيز را نمى شناسد.( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۱۰۳۳۷)
امام على (ع) :"عَجِبتُ لِمَن يَنشُدُ ضالَّتَهُ و قَد أضَلَّ نَفسَهُ فلا يَطلُبُها" ،در شگفتم از كسى كه گمشده خود را مى جويد، امّا خويشتن را گم كرده و آن را نمى جويد!(آمُدی ،غُرر الحِكم، ۶۲۶۶)
امام على (ع) :"كَفى بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ نَفسَهُ" ،انسان را همين نادانى بس كه خودش را نشناسد.(آمُدی ،غُرر الحِكم، ۷۰۳۷)
امام على (ع):"مَن لَم يَعرِفْ نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبيلِ النَّجاةِ ، و خَبَطَ في الضَّلالِ و الجَهالاتِ" ،هركه خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادى گمراهى و نادانيها قدم نهاد.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۹۰۳۴)
امام على (ع) :"اَعظَمُ الجَهلِ جَهلُ الإنسانِ أمرَ نَفسِه" ،بزرگترين نادانى، نادانى انسان نسبت به كارِ خويشتن است.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۲۹۳۶)
امام على (ع):"مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَيرِ نَفسِهِ تَحَيَّرَ في الظُّلُماتِ ، و ارتَبَكَ في الهَلَكاتِ" ،هر كه نفْس خود را به غير نفْس خود مشغول دارد، در تاريكيها سرگردان شود و در ورطه هلاكتها گرفتار آيد.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۹۰۳)
امام على (ع):"مَن عَرَفَ نَفسَهُ فهُوَ لِغَيرِهِ أعرَفُ" ،كسى كه خود را بشناسد، ديگرى را بيشتر بشناسد.( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۸۷۵۸ )
امام على (ع) :"مَن عَرَفَ قَدرَ نَفسِهِ لَم يُهِنْها بِالفانِياتِ" ،كسى كه ارزش خود را بشناسد، خويشتن را با امور فناپذير خوار نگرداند.( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۸۶۲۸ )
امام على (ع) : "مَن عَرَفَ نَفسَهُ جَلَّ أمرُهُ" ،هركه خود را شناخت، منزلتش والا گشت.( آمُدی ،غُرر الحِكم، ۸۰۰۷ )
امام على (ع):"مَن عَرَفَ نَفسَهُ جاهَدَها ، مَن جَهِلَ نَفسَهُ أهمَلَها" ،هركه نفس خود را شناخت، به جهاد با آن برخاست و هر كه آن را نشناخت، به حال خود رهايش ساخت.( آمُدی ،غُرر الحِكم،۷۸۵۵ ـ ۷۸۵۶ )
امام على (ع) :مَن عَرَفَ نَفسَهُ فقَدِ انتَهى إلى غايَةِ كُلِّ مَعرِفَةٍ و عِلمٍ "، هر كه خود را شناخت، به نهايت هر شناخت و دانايى رسيد. آمُدی ،(آمُدی ، غُرر الحِكم، ۸۹۴۹ )
امام على(ع) :"مَن عَرَفَ اللّه َ تَوَحَّدَ ، مَن عَرَفَ نَفسَهُ تَجَرَّدَ ، مَن عَرَفَ الدّنيا تَزَهَّدَ ، مَن عَرَفَ النّاسَ تَفَرَّدَ" ،
هر كه خدا را شناسد، تنها شود. هر كه خود را شناسد، [از علايق و دلبستگيهاى دنيوى ]رها شود. هر كه دنيا را شناسد، از آن دل بر كند. هركه مردم را شناسد، تنهايى گزيند.(آمُدی ،غُرر الحِكم، ۷۸۲۹ ـ ۷۸۳۲ )
امام زين العابدين (ع) در دعا عرض می کند : "و اجعَلنا مِنَ الّذين عَرَفوا أنفُسَهُم ، و أيقَنوا بِمُستَقَرِّهِم ، فكانَت أعمارُهُم في طاعَتِكَ تَفنى" ،ما را از كسانى قرار ده كه خود را شناختند و به قرارگاه خويش يقين يافتند و از اين رو عمرشان در راه طاعت تو مى گذشت.( مجلسی ،بحار الأنوار ،ج: ۹۴/۱۲۸/۱۹)
امام باقر (ع) در سفارش خود به جابر جعفى می فرماید :"لا مَعرِفةَ كَمَعرِفَتِكَ بِنَفسِكَ"،هيچ شناختى چون شناخت تو از نفست نيست.(حرّانی ، تُحف العقول ، ۲۸۶ )
امام صادق (ع) :"عِرفانُ المَرءِ نَفسَهُ أن يَعرِفَها بِأربَعِ طَبائعَ ، و أربَعِ دَعائمَ ، و أربَعَةِ أركانٍ : فطَبائعُهُ : الدَّمُ و المِرَّةُ و الرِّيحُ و البَلغَمُ ، و دَعائمُهُ : العَقلُ ، و مِنَ العَقلِ الفَهمُ و الحِفظُ ، و أركانُهُ : النُّورُ و النّارُ و الرُّوحُ و الماءُ "،خود شناسى انسان به اين است كه خويشتن را به چهار طبع و چهار ستون و چهار ركن بشناسد. چهار طبعش خون و صفرا و باد و بلغم است؛ و ستونهايش خرد است كه از خرد فهم و حافظه مايه مى گيرد؛ و اركانش نور و آتش و روح و آب است . ( حرّانی ،تُحف العقول ،۳۵۴ )
امام رضا(ع) :" أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ" ،برترين [مرحله] خرد، خود شناسى انسان است.( مجلسی ،بحار الأنوار ،ج: ۷۸/۳۵۲،۹ )
