.    اا

از نشانه های سلامت معنوی ، "رأفت" به معنای شفقت و مهربانی می باشد که از فضایل نفسانی و صفات پسندیده است  . رأفت صفتی است که هم خدا و هم بندگان به آن مُتّصف شده اند .رأفت خدا به معنیِ احسان به بندگان و گذشت از آنان مى باشد امّا رأفت در بندگان خدا و آدمیان به معناى نرمخوئی و مهربانی است که در محبت و نیکى به دیگران و گذشت از آنان نمود و تجلّى مى یابد. 

خداوند در آیات متعدد قرآن، خود را با صفتِ «رَءُوفٌ» توصیف فرموده است از جمله: "وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ"،(و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [اين‌] بندگان مهربان است.)،( بقره، آیۀ: ۲۰۷)

حکیم سنائی رأفت را در شمار و از مصادیق سیرت حق بیان داشته و می گوید:

رأفت یاران نباشی آفت ایشان مشو
سیرت حق چون نباشی صورت باطل مباش

                                    سنائی،غزل:194 

در قرآن مجيد از يازده مورد كه اين وصف الهى به كار رفته، نُه مورد با صفت «رحيم» همراه است 

رحمت و رأفت، صفت فعل حقّ اند و هر صفت فعل را از مقام فعل موصوف، انتزاع می كنند نه از مقام ذات وی، جایگاهی كه محلّ انتزاع رأفت و رحمت است، جایگاهی امكانی است و همان می شود رئوف و رحیم .  بارزترین مصداق و مظهر آن ، رسول اکرم (ص) است که به این صفت توصیف شده است: "لَقَدْ جَاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ"،(قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‌] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.)،(توبه،128)

طبرسى ذيل آيۀ فوق مى نويسد: "کسانی معتقدند كه «رئوف» و «رحيم» يك معنی دارند، منتهی رأفت مرحله اى قوى تر از رحمت ست، در حالى كه بعضى گفته اند: «رئوف» نسبت به مطيعان به كار مى رود و «رحيم» نسبت به گناهكاران... سپس از علمای پیشین نقل مى كند كه خداوند درباره هيچ يك از پيامبران، ميان دو صفت از اوصاف خود جمع نكرده، ولى در مورد پيامبر اسلام(ص)چنين كرده است. در همين آيه مى فرمايد:  «بِالْمُؤْمِنينَ رَئُوفٌ رَحيمٌ»؛ (و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است) و درباره خودش نيز فرموده: «إِنَّ اللهَ بِالنّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ»،(بقره،143)؛ (خداوند، نسبت به مردم، رئوف و مهربان است)».(طبرسی ،مجمع البیان ،ج:5،ص:130)
نکتۀ تربيتى و پيام کاربستی آیه اینکه:از آنجا كه خداوند و پيامبرش «رئوف» و «رحيم» هستند، بندگان واقعی خدا و پيروان صادق پیامبر(ص) نيز می بایست پرتوى از رحمت الهى و نبوی که[" رَحمَةٌ لِلعَالَمین" ،( انبیاء:107) بود]در  وجودشان جلوه گر باشد.

در آیه ای دیگر  نسبت به پیروان [واقعیِ] مسیح (ع) نیز مى فرماید: "وَ جَعَلْنا فِى قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمة" ،ما در دلهاى کسانى که از مسیح پیروى کردند، رأفت و رحمت قرار دادیم. (سوره حدید، ۲۷)

جمعى از مفسّرین و لغت پژوهان ، رأفت و رحمت را به يك معنی دانسته اند و معتقدند آمدن آنها کنار يكديگر جنبه تأكيد بر رحمت بى پايان خداوند دارد در حالى كه کسانی مانند «ابن اثير» در «نهايه» در ميان اين دو، چنين فرق گذاشته اند كه «رأفت» مرحله اى دقيق تر و بالاتر از «رحمت» است و هرگز در مسائل ناخوشايند به كار نمى رود؛ ولى رحمت در امور ناخوشايندى كه به خاطر مصلحتى انجام مى گردد، استعمال مى شود.[مثلا ممكن است گفته شود به خاطر رحمتى كه او داشت انگشت  او را قطع كرد تا بيمارى به ساير اعضای بدنش سرايت نكند؛ ولى رأفت در اينجا به كار نمى رود] ،(ابن الاثیر ، النهاية في غريب الحديث والأثر ،ج:2،ص:176) 

طُریحی در مَجمعُ البحرین می گوید: تفاوت رأفت با رحمت که آن نیز به معناى نازک دلى آمده در این است که رِقّت قلب در رأفت بیشتر از رِقّت قلب در رحمت است.(طریحی ، مَجمعُ البحرین، ج:۲، ص:۱۱۳، ذیلِ واژه «رؤف»)  علامه طباطبائی نیز فرق رأفت با رحمت را در این می داند که رأفت مختص به اشخاص مبتلا و بیچاره است؛ ولی رحمت در اعمِّ از آن [بیچاره و غیر بیچاره] به کار می رود.(طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌:۱، ص: ۳۲۵)

در حدیثى از امام صادق (ع) فضیلت «رأفت» از جنودِ عقل شمرده شده است.(کلینی ، کافی ج:۱، ص:۲۱)

در متون ادبی نیز رأفت به کار رفته از جمله سعدی می گوید:

ای سرو خرامان گذری از سر رحمت
وی ماه درخشان نظری از سر رأفت 

                                     غزل:136

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۰ و ساعت 19:24 |