هو
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
سالی دیگر با تمام فراز ونشیب هایش در این "دیر خراب آباد" سپری شد و برسر سفره گسترده حضرت" خالق مصور" (جلت حکمته ) نمک حوردم و نمکدان شکستم.
از آن روزی که ما را آفریدی به غیر از معصیت چیزی ندیدی
خداوندا به حق هشت و چارت زما بگذر شتر دیدی ندیدی
سالها پیش از یکی از اساتید و شارحان شاخص مثنوی پرسیدم اگر تنها یک بیت از این دریای پر گوهر و مائده آسمانی انتخاب کند کدام است گفت:این بیت:
تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست
در هر حال:
خداوندا چنان کن آخر کار اگر چیزی شکستم دل نباشد
الحمد لله رب العالمین
