ترجیع بندِ معروف سعدی با مَطلَعِ
ای سروِ بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست
سروده ای بی همتا می باشد .
شیخِ اَجَلّ در این ترجیع بند ؛ پیکره ای بغایت خوشتراش از واژگان تراشیده و فرش نفیسی با گره های ظریفِ پیچ در پیچ و رنگین واژه ها بافته است ؛ پیوند تمامی بندها به قدری محکم , استوار و اعجاب انگیز انجام گرفته است که هر خواننده ای را خیره می سازد “میآرَد و جد و میبَرد هوش"
در همان مصرعِ اوّل ؛ «ای "سروِ بلند" قامت دوست » یا «ای "سروِ بلندِ" قامت دوست» ایهام جالبی پدید می آوَرد.
واقعا مگر از این زیباتر هم می توان معشوق را توصیف کرد؟!
ای زلف تو هر خمی کمندی
چشمت به کرشمه چشم بندی
سعدی با بیان زیبای اوصاف در نهایت بلاغت ، فروتنانه ؛ معشوق را برتر از تعریفِ خود میشمارد و میگوید:
من در همه قولها فصیحم
در وصف شمایل تو اَخرَس
طُرفه و عجیب اینکه : ترجیعِ هر غزل و رشته ؛ بیتِ :
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم
با معنائی متمایز از بندهای دیگر آمده است و بیت آخرِ هر رشته با فحوای بیت تکراریِ ترجیع از نظر معنایی تناسب تمام دارد . در رشته ای در قالبِ سوالی و پرسشی ؛ در غزلی بصورت خبری ؛ در بخشی بصورت استفهامی و ... که با خواندن [نه بیان و توصیف نارَسای بنده] ملاحظه می شود.
