شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت استاد بدیع الزّمان فروزانفر شارح بی همتای مثنوی و به تعبیرِ استاد اسلامی ندوشن : "لایق ترین راوی مولانا" می باشد که علاوه بر پژوهش و تحقیق در کلاس داری و تدریس نیز توانمند بود و شاگردان ممتاز و شاخصی تربیت کرده است .
با اینکه «شرح مثنوی شریف» در سه جلد تنها تفسیرِ یکدهم ابیات مثنوی را دربرمیگیرد ولی چنانکه خود گفته بود " لبّ مطلب راجع به مولوی و مثنوی را در این سه جلد گفته "
کتابهایِ مَآخذ قصص و تمثیلات مثنوی و احادیث مثنوی ؛ عمق و گستره تسلّط و حضور ذهن او را در متون ادبی و احادیث نشان می دهد .
حافظه ای شگرف داشته و در کنار آن ؛ سرعت انتقال ؛ رندی ؛ شوخ طبعی و صفات دیگر؛ شخصیتی جذّاب و جالب برای وی فراهم آورده بودند .
سی و هفت عنوان کتاب (تألیف، تصحیح و ترجمه) و صد و شش عنوان مقاله و اشارات باقی مانده است که مقالهها در کتابِ مقالههای فروزانفر و کتاب از خاطر و خط استاد گردآوری و چاپ شده است .
معروف است روزی بهترین دانشجویش را پرسیده بودند و دکتر منوچهر مرتضوی را نام برده بود . دکتر مرتضوی نیز می گفت : با این وضعیّت تحصیل و تدریس تقریبا محال است آسمان دانشگاه تهران بار دیگر چنین استادی ببیند
بیش از چهار دهه از عُمرِ پُر برگ و بارَش را صرف مولانا و تتبّع در آثارش داشته بود . استاد مرتضوی می گفت : روزی چند تن از استادان اَلاَزهر مصر به دانشگاه تهران آمده بودند و یکی از مدرسین الازهر از استاد پرسید: این روزها مشغولِ چه کاری هستید؟ استاد در پاسخ گفت: غرق شدن در مثنوی ؛ مجال و رغبت کارهای دیگر را از من گرفته است و شب و روز فکر و ذکرم مولانا و مثنوی است .
معروف است قرآن را نیز ترجمه کرده که با دریغ و افسوس ظاهرا ترجمه اش مفقود یا سرقت شده و به گفته استاد شفیعی کدکنی اگر یافته و چاپ شود ؛ دقیق ترین ترجمه فارسی قرآن به شمار می آمد. امید که پیدا و منتشر شود.
در آخرین جلسه کلاس درسش ؛ ابیاتی از حکایتِ " از علی آموز اخلاص عمل" مثنوی [حکایت آخرِ دفتر اوّل ] را خوانده و پس از اتمام کلاس و رفتن به منزل از دنیا رفته بود .
