379. ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند ماه مه روی مرا نیز به من باز رسان
غزل:385
اشاره به آیۀ: «وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ »؛(و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند) ؛ (قیامت ؛ 9)
380. خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام این تطاول بین که با عشّاق مسکین کرده اند
غزل:200
قابل تطبیق با آیۀ: «وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا» ؛ (و در آنجا به آنان جامى بنوشانند كه آميزه آن زنجبيل است .)؛(انسان ؛ 17)
381. تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
غزل:276
اشاره لفظی به آیۀ: «...وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » ؛ (...و مؤمنان باید فقط بر خداوند توکل کنند.) ؛ (مجادله ؛ 10 و ابراهیم؛11)
382. نگارا در غم سودای عشقت توکلنا علی ربّ العباد
غزل:438
اقتباس از آیۀ: «...رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» ؛ (... پروردگارا بر تو توكل كرده ايم و به تو روى آورده ايم و سير و سرانجام [همه] به سوى توست)؛ (ممتحنه ؛ 4)
383. نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است
غزل:45
اشاره به آیۀ: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ . کبُرَ مَقتاً عِندَاللهِ اَن تَقُولوا مَالَا تَفْعَلُونَ» ؛ (اى مؤمنان چرا چیزى مى گویید که انجام نمى دهید ؟ نزد خداوند بس منفور است که چیزى را بگویید که انجام نمى دهید)؛ (صف ؛ 3)
384. آمرزش نقدست کسی را که در اینجا یاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی
غزل:436
قابل تطبیق با آیۀ: «یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ یُدْخِلْكُمْ جَنّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الانْهارُ وَ مَساكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنّاتِعَدْنٍ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ صف» ؛( تا بر شما گناهانتان را بيامرزد و شما را به بوستانهايى كه جويباران از فرودست آن جارى است، و خانه هاى پاك و پسنديده در بهشتهاى عدن درآورد، اين رستگارى بزرگ است) ؛(صف ؛ 12)
نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش که من این مسئله بی چون چرا می بینم
غزل:357
قابل تطبیق با آیۀ: «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ...»؛ (و [همان] كسى كه هرچيز را كه آفريد نيكو آفريد...) ؛(سجده؛7)
385. گر رنج پیشت آید و گر راحت ای حکیم نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
غزل:186
قبل تطبیق با آیۀ: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَيْ ءٍ عَليمٌ» ؛ (هيچ مصيبتى [به كسى] نرسد مگر به اذن الهى، و هر كس به خداوند ايمان آورد [او] دلش را هدايت كند، و خداوند به هر چيزى داناست.)؛ (تغابن ؛ 11)
386. گر رنج پیشت آید و گر راحت ای حکیم نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
غزل:186
قابل تطبیق با آیۀ: « قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »؛(بگو هرگز چيزى جز آنچه خداوند براى ما مقرر داشته است، به ما نمىرسد، [و] او مولاى ماست و مؤمنان بايد بر خداوند توكل كنند.)؛ (توبه ؛51 )
387. تکیه بر تقاو و دانش در طریقت کافری است راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
غزل:276
اشاره به آیۀ: « اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»؛ (خداوند است كه خدايى جز او نيست، و مؤمنان فقط بر خداوند بايد توكل كنند.)؛ (تغابن ؛ 13)
388. و من یتق الله یجعل له و یرزقه من حیث لایحتسب
از قطعات دیوان حافظ
برگرفته از آیاتِ: «...وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً . وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً » ؛(... و هر كس كه از خداوند پروا [و پارسايى پيشه] كند، [خداوند] براى او بيرونشدى بگذارد. و او را از جايى كه گمان نمى برد، روزى رساند، و هر كس بر خداوند توكل كند، همو وى را كافى است، بى گمان خداوند سررشته دار كار خويش است، به راستى كه خداوند براى هر چيز اندازه اى نهاده است)؛ (طلاق ؛ 2و3)
از نظر بعضی از محققان انتساب بیت فوق به حافظ مخدوش است
389. به جدّ و جهد چو کاری نمی رود از پیش به کردگار رها کرده به مصالح خویش
غزل:منسوب به حافظ
قابل تطبیق با آیۀ : «...وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً . وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً » ؛(... و هر كس كه از خداوند پروا [و پارسايى پيشه] كند، [خداوند] براى او بيرونشدى بگذارد . و او را از جايى كه گمان نمى برد، روزى رساند، و هر كس بر خداوند توكل كند، همو وى را كافى است، بى گمان خداوند سررشته دار كار خويش است، به راستى كه خداوند براى هر چيز اندازه اى نهاده است. )؛ (طلاق ؛ 2-3)
390. شرابی بی خمارم بخش ساقی که با آن هیچ دردسر نباشد
غزل:162
اقتباس از آیۀ: «يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ. بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ . لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ» ، (جاودانه جوانان بر گرد آنان مى گردند . همراه با کوزهها و ابریقها و جامهایى از شراب جارى . كه [بهشتيان] از آن سردرد نگيرند و بد مست نشوند.) ؛ (واقعه ،17_19)
391. از این سموم که برطرف بوستان بگذشت عجب که رنگ گلی ماند و بوی نسترنی
غزل:477
اشاره لفظی به آیۀ: «فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ .» ؛( در ميان آتشباد و آب جوشند)؛ (واقعه ؛ 42)
392. زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار چیست طاوس که در باغ نعیم افتاده ست
غزل:36
اشاره لفظی به آیۀ: «فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ» ؛ (رهايش و گشايش است و بهشت پرناز و نعمت)؛ (واقعه ؛ 89)
393. جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است
غزل:33
اشاره به آیۀ: «...وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ » ؛(...و او به راز دلها داناست)؛ (حدید ؛ 6)
394. عرض حاجت در حریم حرمتت محتاج نیست راز کس مخفی نماند بر فروغ رای تو
غزل:410
اشاره به آیۀ:«...وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ » ؛ (...و او به راز دلها داناست) ؛(حدید ؛ 6)
395. عرض حاجت در حریم حرمتت محتاج نیست راز کس مخفی نماند بر فروغ رای تو
غزل:410
اشاره به آیۀ:« وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفي » ؛ (و اگر سخنت را آشكار كنى [يا پوشيده بدارى] بدان كه او هر راز و هر نهفته اى را مى داند)؛ (طه ؛ 7 )
396. چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنّات تجری تحتهاالانهار داشت
غزل:77
برگرفته از :آیۀ «...بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» ؛ (... امروز بشارت شما باغهايى است كه از فرودست آن جويباران جارى است و جاودانه در آن هستيد، اين همانا رستگارى بزرگ است.)؛ (حدید ؛ 12)
397. به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش
که نیستی است سرانجام هر کمال که هست
غزل:25
اشاره به آیۀ: «...لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» ؛(...تا آنكه بر آنچه از دست شما رود اندوه مخوريد و بر آنچه به شما بخشد شادمانى مكنيد، و خداوند هيچ متكبر فخر فروشى را دوست ندارد.) ؛ (حدید ؛ 23)
398. حافظا چون غم و شادی جهان درگذرست بهتر آن است که ما خاطر خود خوش سازیم
غزل:326
قابل تطبیق با آیۀ: « إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ...» ؛ (اگر آسيبى به شما رسيده باشد، به آن قوم [حريفان شما] نيز آسيبى همانند آن رسيده است، و اين روزگار را [براى عبرت] در ميان مردم مى گردانيم...)؛ (آل عمران؛140)
399. سالک از نور هدایت طلبد راه به دوست که به جایی نرسد گر به ضلالت برود
غزل:222
اشاره به آیۀ: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » ؛(اى مؤمنان از خداوند پروا كنيد و به پيامبر او ايمان آوريد، تا بهره دوچندان از رحمت خويش به شما ارزانى دارد ، و براى شما نورى قرار دهد كه با آن [به درستى] راه رويد و شما را بيامرزد، و خداوند آمرزگار مهربان است.)؛ (حدید ؛ 28)
400. مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق گرت مدام میسر شود زهی توفیق
غزل:298
برگرفته از آیۀ:«نَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ»؛( بى گمان پرهيزگاران در مقامى امن هستند)؛ (دخان؛51)
401. ای ملک العرش مرادش بده وز خطر چشم بدش دار گوش
غزل:284
برگرفته از آیۀ: « ... فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» ؛ (... بگو خداوند مرا كافى است، خدايى جز او نيست، بر او توكل كردم و او صاحب عرش عظيم است.)؛ (توبه؛129)
402.چو گفتمش دل حافظ نگاه دار بگفت ز دست بنده چه خیزد؟ خدا نگهدارد
غزل:122
اشاره به آیۀ:«قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا»؛(بگو كسانى را كه در برابر او قائل هستيد به دعا بخوانيد، [خواهيد ديد كه] قادر به بلاگردانى از شما و هيچ تغيير و تحولى نيستند)؛(إسراء؛56)
تَمَّت بِعَونِ المَلکِ الوَهّاب
اَلحَمدُ لِلّهِ ربِ العالَمین
