.    اا

15. گشت و گذار در طبيعت و كاشتن درخت و ...

انس گرفتن با طبیعت و گردش در باغ و صحرا و مشاهده مناظر زیبای آن که با صدهزار جلوه، آفرینش چشم نواز صانع ازلی را به همه می نماید از مؤثرترین عوامل برای شادی و سرور می باشد و کدورت باطن را بر طرف می کند.

به صحرا رو كه از دامن غبار غم بيفشاني به گلزار آي كز بلبل غزل گفتن بياموزی

حافظ

امروزه فرهنگ شهرنشینی و پاره ای از الزامات آن موجب شده که ما از خاک و طبیعت و گیاهان و حیوانات فاصله بگیریم که این موضوع با علائق معنوی انسان‌ها در تعارض است در بعضی از شهرها مدارسی با محوریت طبیعت و انس با گیاهان و حیوانات تاسیس شده که اقدام مبارکی است و امید که به صورت نظام مند و کارشناسانه توسعه یابد.

خداوند در قرآن می فرماید: زمین را خشک و افسرده می بینی. در هنگامی که بر آن فرو می فرستیم، حرکت می کند و بالا می آید و انواع گیاهان بهجت آور [و شادی آفرین] می رویاند.

در متون ادبی ما تصویرگریهای بدیع و دل انگیزی از طبیعت آمده که خواندنی و موجب انگیزه بخشی جهت تعامل بدون تخریب با طبیعت می باشد از جمله تشبیه هایی كه فردوسی ز فصل های سال به ویژه بهار و اعتدال دارد و توجه به رنگ و حركت كه نشان از ذهن زنده و پویای شاعر حکیم و خردورز دارد:

كه مازندران شهر ما یاد باد همیشه بر و بومش آباد باد

كه در بوستانش همیشه گل است به كوه اندرون لاله وسنبل است

هوا خوشگوار و زمین پرنگار نه سرد و نه گرم همیشه بهار

نوازنده بلبل به باغ اندرون گرازنده آهو به راغ اندرون

یا سروده های منوچهری که به حق وی را شاعر طبیعت خوانده اند و سراسر دیوانش گواه این سخن می باشد. كودكی او در دامغان با بیابان های فراخ كه پیرامون آن را گرفته است سپری شده و ظاهرا بخشی از جوانیش نیز در كناره های دریای خزر و دامنه های البرز به سر آمده و تاثیر محیط ، عشق به طبیعت را به او القا كرده است.

عشق به زندگی در توصیف هایی كه شاعر از گل ، مرغ ؛میوه و... می كند نمایان است.زندگی برایش از طراوت آكنده و ارزشمند است. زیبایی آن در خزان نیز مانند بهار دریافتنی و ستودنی است. پاییز به ظاهر غم انگیز نیز با رنگهای چشم نواز دیدنی و زیباست. تجربه های حسی او در زمینه های گوناگون طبیعت، متنوع ترین تجربه های شعری در ادب فارسی است مثلا در قطعه معروف با مطلع :

شبی گیسو فروهشته به دامن پلاسین معجر و قیرینه گرزن

در توصیف باران گوید :

فرو بارید بارانی ز گردون چنان چون برگ گل بارد به گلشن

و یا اندر تموزی مه ببارد جراد منتشر بر بان و برزن

ز صحرا سیلها برخاست هر سو دراز آهنگ و پیچان و زمین کن

چو هنگام عزایم زی معزم به تک خیزند ثعبانان ریمن

سهراب سپهری نیز گوید : چترها را باید بست / زیر باران باید رفت / فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد / با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت / دوست را زیر باران باید دید/عشق را، زیر باران باید جست / زیر باران باید بازی کرد/زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت / زندگی تر شدن پی در پی، / زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» است / رخت‌ها را بکَنیم / آب در یک قدمی است / روشنی را بچشیم / شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را / گرمی لانه ی لک لک را ادراک کنیم / روی قانون چمن پا نگذاریم / در موستان گره ذائقه را باز کنیم / و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد/ و نگوییم که شب چیز بدی است / و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ / و بیاریم سبد/ ببریم این همه سرخ، این همه سبز / صبح‌ها نان و پنیرک بخوریم/و ...

16. درك صحيح و عاري از تنگ‌نظري از دين

بعضاً درک ناصواب از دین و دین ورزی موجب این تصوّر می شود که انسان معتقد باید غمگین و افسرده باشد یا این به غصه دار بودن توصیه می‌کند در صورتی که کاملاً نادرست و عکس چنین تصوّری صادق است. امام باقر(ع) می فرماید: خوارج در تنگ نظری خیلی افراط کردند «انّ دین الله اوسع من ذلک» دین و شریعت به تعبیر پیامبراکرم(ص) «سمحه» و «سهله» است و غمی مورد سفارش است که «غم دلدار» و همدردی با همنوعان باشد. موضوع مذکور در مقالات دیگر با تفصیل بیشتری آمده که جای مداقه دارد و سزاوار تامل است.

17. مصاحبت با افراد شاد و سرزنده

شادی و خوشحالی مسُری است و همچنین غم و غصّه نیز قابل انتقال به غیر می باشد که هر دو حالت موجب تشدید و ازدیاد در خود نیز می شود آنگونه که شاعر گوید:

در مجلس خود راه مـده همچــو مني را افســرده دل افســرده كنــد انجمنــي را

مخلص هندوستاني

و مولانا نیز گوید:

دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد به زير آن درختی رو كه او گلهاي تر دارد

در اين بازار عطاران، مرو هر سو چو بيكاران به دكان كسي بنشين كه در دكان شكر دارد

دیوان شمس

البته منظور از مصاحبت با افراد شاد اين نيست كه از افراد غمگين و افسرده به گونه‌اي فاصله بگيريم كه غمشان افزون شود بلكه منظور اين است كه قبض و گرفتگي در هر حال مُسري و قابل انتقال مي‌باشد.

18. اشتغال به كاري متناسب با علائق و استعدادهاي خود

از دیگر عوامل شادی مشغول شدن به کاری مورد علاقه است به گونه ای که کار گِل کار دل آدمی شود.

«آبراهام مزلو» گوید آرامش در اين است كه آهنگ‌ساز دنبال ساختن آهنگ برود و نقاش تصويرگري‌ کند. و دنبال کاری که با علاقه و خواست انسان همخوانی ندارد رفتن و اشتغال از روی ناچاری نیز موجب افسردگی و ناراحتی می گردد.

19. به حدّاقل رساندن انتظار خود از دیگران:

از دیگر عواملی که موجب شادی می شود کم کردن توقعات و انتظارات خود از دیگران می باشد. در موارد زیادی برآورده نشدن انتظار از دیگران موجب ناراحتی می گردد و وقتی که ما توقع خودمان را پائین بیاوریم در آن صورت، بی تفاوتی دیگران یا عدم رضایت بخشی روابط با آنان دیگر موجب ناراحتی نمی گردد.

عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت خود ندانست که در ترک تمناست بهشت

و

خواهی که رسی به کام بردار دو گام یک گام زدنیا و دگر گام زکام

نیــکو سخنــی شنو زپیــر بسطام از دانه طمع ببُر برستی از دام

و نیز قبول کنیم که انسان [خودمان یا دیگری] در معرض خطا و اشتباه است.

20- شکرگزار بودن:

از دیگر عوامل تثبیت شادی، به یادآوردن و شکرگزاری نعمت های خداوند می باشد که موجب می شود انسان با تمرکز روی داشته ها از نداشتن هایش ناراحت نباشد. در ارتباط با قدرشناسي به مفهوم عام در بندهاي پيشين مطالبي به اجمال مطرح شد.

علامه طباطبائي (ره) در تفسير عبارت قرآني: «و سيجزي الله الشاكرين» مي‌فرمايد: حقيقت شكر اظهار نعمت است... پس شكر خدا به اين است كه انسان نعمت را در محل خودش به كار برده و موقع استفاده از آن نيز متذكّر خداوند باشد. (الميزان، ج7، ص ۶۵)

استاد جعفري (ره) در ارتباط با شكر ؛ سخني ارزشمند و قابل توجّه دارد و گوید: شكر و سپاس، يكي از عالي‌ترين عوامل سازنده روح انساني است، آغاز چنين معرفت و عمل، آغاز تكامل انساني و برقراري يك ارتباط معقول ميان او و جهان هستي و همنوعان خويش مي‌باشد، در راه وصول به چنين مقام والا نخستين معرفتي كه نصيب انسان مي‌گردد اين است كه اوّلاً مي‌فهمد كه به هيچ وجه از خلاق هستي و فيض‌بخش كاينات طلبكار نيست... تنها چنين معرفت است كه فيض بودن هستي را براي انسان قابل درك مي‌سازد. يك نتيجه بسيار با اهميت كه از اين درك حاصل مي‌شود طراوت و انبساط و سرور دروني است كه با غوطه‌ور شدن در مصائب و ناگواري‌هاي حيات طبيعي هرگز مختل نمي‌شود ... (ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه،‌ ج12، ص 10) تمنّاي علي (ع) در دعاي كميل ختم مقال باشد كه از خداوند مي‌خواهد: «اسئلك بجودك ان‌ تدنيني من قربك و اَن توزعني شكرك»، (از تو مي‌خواهم به بخشش وجودت كه مرا به مقام قرب نزديك كني و سپاسگزاري و شكر به درگاهت را نصيبم گرداني).

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۸ و ساعت 10:11 |