.    اا

شب و شب زنده داری یا تهجد در دین و سیر و سلوک مورد تاکیدِ بسیار قرار گرفته است ؛ شب قابلیتهائی دارد که روز از آن بی بهره می باشد.یکی از سوره های قرآن کریم به  لیل [شب] نام گزاری شده است.شب در چهل و دو آیه از آیات قرآن بر روز مقدم شده است:«وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى* وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى »؛(قسم به شب زمانی که همه جا را بپوشاند قسم به روز زمانی که جلوه گری کند )؛(سوره لیل ایات 1 و 2 )

معراجِ حضرت ختمی مرتبت  محمد مصطفی (ص) هم، در شب بوده است:  «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ...؛ (پاک و منزه است خدایی که در شب ، بنده ی خود [محمد ] را از مسجد الحرام به مسجد الأقصی سیر داد مسجدی که پیرامونش را با برکت قرار داده ایم ...)؛( اِسراء ؛ 1)

طلیعه نزول قرآن کریم نیز در شب واقع گشته است :«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ...»؛(ما قرآن را در شب مبارکی نازل کردیم...)؛(دخان؛ 3)

 نیز می فرماید:«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» ؛ (ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم)

حضرت موسی کلیم علیه السلام  هم چهل شب به ضیافت خدا دعوت می شود

«وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»؛(و ما به موسی  سی شب وعده کردیم و در پایان، ده شبِ دیگر بر آن افزودیم تا آن که زمان وعده به چهل شب تکمیل شد)؛(اعراف ؛ ۱۴۲)

 اکثر افاضات ربانی در شب واقع می شوند ؛ واضح است خداوند محصور زمان نیست ؛ زمان از ویژگی های عالم ماده و مُلک می باشد و افاضات ربانی دائمی و عَلَی الدّوام هستند اما ما که محصور زمانیم در شب بیشتر می توانیم به این افاضات نائل شویم ؛ مناسب ترین زمان برای سالکان الی الله و اهل الله زمانی است که دیگران خوابیده اند ؛اینان در دل شب بر می خیزند و اظهار نیاز به درگاه بی نیاز می کنند

دعا و عبادت ارتباط فقیرِ مطلق با غنیّ مطلق می باشد  و نوعی اتصال است ؛ شخص سالک در حال عبادت و دعا در دل شب  و در حال خواندن نماز شب به محضر معشوق ازلی و ابدی اتصال پیدا می کند و این همان وجه الله است که قرآن کریم می فرماید : «کل شی هالک الا وجهه» ؛ (همه چیز نابود شدنی است الا وجه الله)

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند      گرد در و بام دوست پرواز کنند

هر جا که دری بود به شب بر بندند           الّا در دوست را که شب باز کنند

حکیم نظامی در ارتباط با اهمیت شب گوید:

یکی پرسید از آن مجنون غمناک               که ای خالص عیار و از هوس پاک

چرا شب ها تو را آه و فغان است؟           که شب آسایش پیر و جوان است

جوابش گفت آن مجنون بی دل                که ای از فیض شب گردیده غافل

به شب ها عاشقان را راز باشد               به شب کوی وفا، در، باز باشد

به شب بردند عیسی را به افلاک             به چرخ چارمین از عالم خاک

به شب قرآن فرود آمد ز معبود                به شب حقّ، جرم آدم را ببخشود

پیمبر را به شب معراج دادند                    دلش نور و سرش را تاج دادند

مرا انسی از آن باشد به شب ها              که آمد لیلی ام در شب به دنیا

به عشق او به شب ها می زنم گام         که شب لیل است و با لیلی است همنام

خداوند سبحان به پیامبر می فرماید:«و مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا»؛ (و پاسی از شب را بیدار و متهجّد باش و نماز شب به جای آور، باشد که خدایت به

 تو مقام محمود عطا کند)؛(اِسرا؛ 79)

امام حسن عسکری (ع) می فرماید:«انَّ الوُصُولَ إلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یُدرَکُ إلّا بِامتِطاءِ اللَّیلِ»؛ 

(به تحقیق وصال حضرت حق و رسیدن به مقام قرب خداوند عزّوجل سفری است که جز با شب پیمایی به نتیجه نمی رسد) ؛(بحار الانوار ؛ ج 75 ؛ ص: 380)

پیامبر اکرم (ص) فرماید:«ما زالَ جَبرَئیلُ یُوصینی بِقِیامِ اللَّیلِ حَتّی ظَنَنتُ أنَّ خِیارَ أمَّتِی لَن یناموا مِنَ اللَّیل إلّا قَلیلاً»؛(جبرئیل چنان مرا به عبادت در شب سفارش می کرد که به این باور رسیدم که

خوبان امّتم هرگز نخواهند خوابید مگر کمی از شب را) ؛ (من لا یحضره الفقیه؛ ج 4 ؛ ص: 13)

شب هنگام سالک متهجّد از کثرت به وحدت سفر و از مصنوع به صانع هجرت می کند و خویشتن حقیقی خویش را که علی الدوام در حال دریافت افاضات ربانیست در می یابد. عمل در شب بدون ریا می باشد و زمینه ای برای ریا و سُمعه وجود ندارد؛ چرا که دیگران

در خواب و دور از بنده متهجد هستند.

چو شب چشم بیگانه افتد به خواب        ز چشم الهی فرو ریزد آب

همچنین در شب انوار قدسیه تجلّیِ روشن تری دارند ؛بیگانه ای نیست تا سبب کدورت

فضا و کاهش تجلّی انوار گردد ؛از طرف دیگر نور طبیعت و مظاهر آن در شب رخت بربسته، زمینه تجلّی نور هستی که مافوق طبیعت و معنویت است پیدا می گردد و انوار قدسیه و فیوضات

اشراقیه تأثیرگزارتر خواهند شد. در روز مشغله های گوناگونی وجود دارند که شب رخت برمی بندند.  خداوند فرماید:«إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلا . وَ إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلا» (مزمل ؛ آیات: 6 و 7)

حافظ  گوید:

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ              از يمن دعاى شب و ورد سحرى بود

 قرآن کریم، در توصيف كسانى كه نيايشگران شب و اهل نماز شب‏ اند ، مي‌‏فرمايد:«و المستغفرين بالاسحار»؛ ( استغفار كنندگان در سحرها. )؛ (ال عمران 17) 

نیز : «و الذين يبيتون لربهم سجدا و قياما »؛( آنانكه در حال سجود و قيام، براى خدا شب زنده‏دارى مي‌‏كنند)؛(فرقان ۶۴)

پیامبر (ص) فرماید:«اشراف امتی حملة القرآن و اصحاب الیل»؛ (شریف ترین افراد امت من حاملان قرآن و مانوسان با شب هستند.)؛(بحارالانوار؛ ج 110 ؛ ص: 230)

امیرالمومنین علی علیه اسلام در نهج البلاغه در وصف متقین و پرهیزگاران می فرماید:«أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا....»؛( آنان كساني هستند كه شب به پا مي خيزند و تلاوت قرآن كرده و با آيات رحمت خدا شاد و با آيات غضب خدا غم بر آنها فرو مي آيد و در دل شب دلشان را به خدا مي سپارند)

شهریار  در توصیف علی (ع) گوید:

علی آن شیر خدا شاه عرب      الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است     دل شب محرم سرّ الله است

شب علی دید و به نزدیکی دید    گرچه او نیز به تاریکی دید

شب شنیدست مناجات علی      جوشش چشمه عشق ازلی

فجر تا سینه آفاق شکافت          چشم بیدار علی خفته نیافت

باز حافظ در غزلی دلنشین گوید:

زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست         پيرهن چاك و غزل خوان و صراحي در دست

 نرگسش عربده جوي و لبش افسوس كنان           نيمه شب دوش به بالين من آمد بنشست

 سر فرا گوش من آورد به آواز حزين                       گفت اي عاشق ديرينه من خوابت هست؟

 مولانا نیز در مورد اِحیای شب چنین گوید:

چند شب ها خواب را گشتي اسير                            يك شبي را بيدار شو دولت بگير

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۸ و ساعت 14:12 |