شکل گیری شخصیت آدمی منوط به عوامل و شرایط گوناگونی نظير محيط زيست ، خانواده ، وراثت ، مصاحبتها و ... مي باشد که از هنگام انعقاد نطفه تا زمان بلوغ او را احاطه می کنند و نهايتاً سيرت و شخصيت وي را ترسيم مي سازند. نیت هرکس نیز برخاسته از شخصیت یا شاکله او می باشد همانگونه که در قرآن نیز آمده است : « قل کلّ يعمل علی شاکلته » ، ( بگو که هر کس براساس نیّت خود ( که بیانگر شخصیت اوست ) عمل می کند ) ، ( اسري ،84) . که در روایات شاکله از جمله به نیت تفسیر شده است و تاثیر عمیقی نيز در ماهیت عمل دارد يا به منزله روحی است که در کالبد و پیکر عمل دمیده می شود . فقها در صّحت عبادات علاوه بر حسن فعلی در یک فعل و عبادت ، اخلاص در نیت را نيز که مقوّم حسن فاعلی می باشد شرط لازم می دانند و در نگاه آنان صحت عبادت منوط به حسن فعلی و فاعلی می باشد. آیه اله گلپایگاني در این باره چنین می نویسد : « و العباده لابد فیها من جهتین لا تتم الا بها ، احدیها الحسن الفعلی و الثانیه الحسن الفاعلی ( افاضه العواد ،ج1 ،ص278 ناشر: دارالقرآن الکریم، قم) . شهید مطهری در ارتباط با حسن فاعلی می نویسد : « در حساب حسن فاعلی نظر به اثر اجتماعی و خارجی فعل نیست . در این حساب ، نظر به نوع ارتباط ، عمل با فاعل است ؛ در این حساب مفید بودن عمل کافی نیست برای اینکه عمل ، عمل خیر محسوب گردد در اینجا حساب است که فاعل با چه نیت و چه منظور و هدفی و برای وصول به چه مقصدی اقدام کرده ست . اگر فاعل دارای نیت و هدف خیر باشد و کار خیر را با انگیزه خیر انجام داده باشد کارش خیر است ، ولی اگر آن را با انگیزه و یا جلب منفعت کاری انجام داده باشد عملش به عالم بالا صعود نکرده است .)،( عدل الهی ، شهید مطهری ، ص 273) در واقع هرچه حسن فاعلی را تباه کند از آفات اخلاص محسوب می شود که علمای اخلاق، خطرناک ترین آفت اخلاص را « ریا و سمعه» دانسته اند ریا از ریشه « روی » به معنی نشان دادن عمل به دیگران به منظور جلب نظر آنان است تا به وی گمان نیک برند . ( مصباح المیزان ، فیومی) و همچنین به معنی انجام کارهای نیک و فراهم نمودن آثار آن ، به قصد منزلت یافتن در نزد مردم است . ( علم اخلاق اسلامی، ملا مهدی نراقی ، ص288) . امام خمینی نیز در اربعین حدیث نوشته است : « بدان که ربا عبارت است از نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حَقه به مردم ، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها به خوبی و صحت و امانت و دیانت بدون قصد الهی »( اربعین حدیث ، امام خمینی ،ص35)
«سمعه » نیز انجام عمل نیک به منظور شنیدن دیگران و به نیکی یاد کردن از فاعل آن است .
با توجه به آیات قرآن می توان گفت : از مهم ترین عوامل ریا کاری : « عدم ایمان به خداوند و قیامت » ، ( نساء ،38) و (بقره ،264) همچنین نفاق ( نساء،142) می باشد . همچنين ضعف نفس در معرفت و شناخت و توحید از مهم ترين موانع اخلاص و عوامل ريا مي باشد كه رياكار ، ديدن خداوند را براي عملش كافي و وافي نمي داند و در پي ارائه به ديگران مي باشد .
نشانه های ریا
برای ریا سه علامت در روایات ذکر شده است که اجمالا اینگونه اند : شخص ریاکار :
- در نزد مردم شاداب و با نشاط می باشد
- در حالت تنها کسالت و تنبلی به او عار ض می شود .
- دوست دارد در تمام کارهایش مورد ستایش قرار گیرد. ( من لایحضره الفقیه ،ج4، ص254)
امام (ره) نیز از نشانه های ریا عدم تمایل به عبادت توام با نشاط و حضور قلب در خلوت و تنهایی و انتظار مدح و ستاش از دیگران بیان می کند . ( چهل حدیث ، ص55-45)
انگیزه های ریا :
علمای اخلاق ، انگیزه های زیادی را برای ریا بیان نموده اند که تعدادی از آنها عبارتند از : جاه طلبی، ریاست طلبی ، جلب اعتماد مردم، کسب مال و حتی انگیزه های تصدی مقام معنوی مانند احراز مقام وعظ ، امامت جماعت و جمعه ، تدریس و ...( علم اخلاق اسلامی ، ملامهدی نراقی ، ج2،ص300-299) / امام خمینی نیز در کتاب اربعین حدیث : مناشی و خاستگا ههای ریا را فضل فروشی ، جلب نظر دیگران، اشتهار پیش عالمان به علم و فضل ، منزلت داشتن در قلوب و ... » می شمارد . ( اربعین حدیث ،امام خمینی ،ص50-48)
اقسام ریا :
علمای اخلاق ریا را به دو قسم الف ) ریا در عبادات ب) ریا در غیر عبادات تقسیم نموده اند که ریا در عبادات در هر حال شرک است و حرام و باطل کننده عبادت ، آنگونه که امام (ره) می نویسد : « و یحرم المتاخر و ان لم یکن مبطلا کما لو اخبر لما فعله طاعه رغبه فی الاغراض الدنیویه من المدح و الثنا و الجاه و المال» ،( ریا بعد از عمل عبادی حرام است اگر چه باطل کننده عمل سابق نیست چنانکه مثلاً خبر دهد از طاعات و عبادتی که ( سابقاً) با انگیزه های دنیوی مثل جلب ستایش مردم و احراز مال و مقام انجام داده است ) ،( تحریر الوسیله ،ج1،ص150) و ریای در غیر عبادات نیز به اقسام مختلف تقسیم می شود که در کتابهای اخلاقی به آنها اشاره شده است. مثلاً منظور قبلي از ارائه عملكرد و اظهار آن ، ترغيب و برانگيختن سايرين به آن عمل مي باشد يا شوائب نفساني و هواي نفس در اين كار دخيل مي باشد كه در حالت دوم مذموم و نامقبول مي باشد.
راههای درمان ریا : برای علاج و ریشه کنی ریا در قلب و جان انسان راههای گوناگونی پیشنهاد شده است که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره داشت :
الف) تفکر در اینکه راه نجات کدام است .
ب) پاداش و کیفر به دست چه کسی است
ج) سرانجام ونتیجه ریا چه خواهد بود ؟
د) آیا واقعاً می ارزد که من به خاطر جلوه گری در مقابل بندگان حق ، خدا را فراموش نمایم
هـ) نتایج و عواقب ریا و اینکه جلب رضایت خداوند بهتر و مطلوبتر است یا جلب رضایت خلق خدا ؟ اگر دنبال منافع دنیوی است آنها نهایتاً و در هرحال دست خداوند است نه سایرین .
و) به این اصل و گزاره ، باور قلبی داشت که به تعبیر امیر المومنین (ع): اگر کسی بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند هم ارتباط او و مردم را به خیر و صلاح در خواهد آورد چرا که دلهای مردم در دست خداونداست « و مقلّب القلوب » ذات اقدس خداوند می باشد .
راهكارهای عملی برای رهایی از ریا و سمعه
الف) عادت دادن نفس به پنهان ساختن اعمال صالحه با توجه به نقش عظیم و منحصر به فرد عادت در زندگی .
ب) در نظر گرفتن رهاوردهای با برکت عمل توام با اخلاص و تباهی توام با ریا. امام خمینی (ره) در بی نتیجه بودن ریا می نویسد : « سپس ریا و سالوس شما اگر برای جلب قلوب عباد و جانب دلها نگاه داشتن و منزلت و قدر در قلوب پیدا کردن و اشتهار به خوبی یافتن است ، این از تصور شما به کلی خارج و در تحت تصرف حق است ... نعمت های الهی را از دست مده به خاطر جلب قلوب مخلوق ، برای شهرت چند روزه موهوم ... ( اربعین حدیث ، امام خمینی ، ص42-40)
نتیجه اینکه : انسان در این ایام محدود ، حیات دنیوی برای ابدیت خود نیاز به زاد راهی متناسب با طول سفر و بعد منزل دارد که ره توشه این سفر توسط رهزنانی تهدید و غارت می شود. مهم ترین و مهلک ترین آفت و راهزن اعمال انسان ریا می باشد که روح عمل را سلب و آن را به لاشه ای بی ارزش تبدیل می سازد برای رهایی از ورطه این آفت باید خداوند را در نظر داشت و دل به او سپرد و در پی جلب عنایت او بود و دغدغه رضایت حق را داشت نه دیگران که خود موجوداتی ضعیف و محتاج الطاف خداوند می باشند .
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است و رنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
امام (ره) ریا را به منزله علف هرزی می داند که مانع سرسبزی باغ دل می شود . ( چهل حدیث ، ص229) و در حدیث دوم از کتاب چهل حدیث ، کلامی از امام صادق (ع) نقل می کند که حضرت می فرماید :« کلّ ریاء شرک ، انه من عمل للناس کان ثوابه علی الناس و من عمل لله کان ثوابه علی الله » ،( هر ریایی شرک است همانا کسی که کار می کند برای مردم ، ثواب او بر عهده مردم است و کسی که برای خدا کار می کند ثواب او بر خداوند می باشد ) ،( اصول کافی ،ج3،ص293 ، کتاب ایمان و کفر ، باب ریا) و در حدیث سوم از این کتاب که درباره عُجب و خود پسندی می باشد ، عجب را از عوامل وا دارنده انسان به ریا بر می شمارد و در موارد متعدد دیگری نیز به اخلاص اشاره نموده است . خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین اخلاص را اینگونه معنی نموده است که : « الاخلاص تصفیه العمل من کل شوب » ،( منازل السائرین ، باب اخلاص ،ص31) ، ( اخلاص عبارت است از صافی نمودن عمل از هر شائبه ای ) این که کسی انواع شوائب و منویات را در عمل خود دخالت و تسّری می دهد برای این است که انسان در هر حال دنبال منفعت خویش است و حبّ ذات ، جزو فطری ترین فطریات ما شمرده می شود . اگر کسی دنبال ریا و سمعه و خود نمایی است برای این است که می خواهد بهترین و پر بازده ترین نتیجه را از عمل خود بگیرد و لی اشتباه در تطبیق و اسیر پندار موهوم خود بودن او را به ورطه ریا و تزویر می کشاند و زحمتش به جای مقبولیت یافتن در نظر خداوند در نگاه بندگان عاجز و ضعیف جلوه گر می شود و او نیز لذتی خیالی و بی حاصل از این مدایح و تعاریف می برد . در قرآن و حدیث تاکید بسیار زیادی در ارتباط با اخلاص آمده است که اصلا دین ورزی در بینش قرآنی باید توام با اخلاص باشد . قرآن در این باره می فرماید : « الا لله الدین الخالص » ،( دین ورزی خالص و بی شائبه از آن و برای خداوندست » ،( زمر ،3) قرآن هم دین را « واصب» ،(مانا و پایدار) ، (نحل،52) می خواهد و هم به صورت خالص و بی پیرایه .
در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است که می فرماید : در حدیث قدسی آمده است : قال الله عزّوجّل انا خیر شریک : من اشرک معی غیری فی عمل عمله لم اقبله الا ما کان لی خالصا» ،( خداوند عزوجل می فرماید : من بهترین شریک هستم کسی که با من شریک قرار دهد غیر مرا در کاری که کرده است ؛ قبول نکنم او را مگر آنکه برای من خالص باشد ) ،( اصول کافی ،ج2،ص29)
مرحوم نراقی در توصیف اخلاص می گوید : اخلاص ، منزلی دین و مقامی از مقامات مومنین و همان کبریت احمرست و توفیق وصول به آن از خدای اکبر خواهد بود و باید گفت اخلاص به لحاظ مراتبی که دارد منزلهاست از دین و مقامهاست برای موقنین و عنایت هاست از رب العالمین . عبودیت بدون اخلاص در واقع عبودیت نیست و تحقق آن فقط با اخلاص میسر است . لذا در قرآن عنایت اصلی روی مسئله اخلاص می باشد و آیات متعددی در این ارتباط نازل شده است .به مواردی از این آیات شریفه به عنوان نمونه اشاره می شود :
- در سوره زمر می فرماید : « قل انی امرت ان اعبدالله مخلصا له الدین»،( بگو ای پیامبر من مامورم فقط خدای متعال را پرستش کنم و سیر عبودی خود را برای او خالص گردانم .)،( زمر ،11)
- در سوره بینه می فرماید : « و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء» ،( و انسانها مامور نشده اند مگر به اینکه فقط خدا را عبادت کنند و به او روی آوردند .) ،( بینه،3)
- در سوره مومن می فرماید : « هو الحی لا اله الا هو فادعوه مخلصین له الدین الحمدلله رب العالمین » ،( اوست حی مطلق ، معبود و مطلوبی نیست جز او ، پس فقط او را بخوانید ]و او را بخواهید[ در حالیکه بندگی خود را برای او خالص نموده اید همه خوبیها، خوبیهای خداست که پروردگار عالمیان است و همه ستایشها به او می رسد).
هو الحی ، خبر از هویت و ظهور آن در مظهر اسم می باشد و دلالت بر این دارد که : اوست حی مطلق که محبوب دلهاست « لا اله الا هو» و خداوند غیر از او نیست « فادعوه » سپس فقط او را بخوانید و او را بخواهید « مخلصین له الدین » در مقام طلب با اخلاص پیش آئید و در قصد و طلب خود دیگری را دخالت ندهید و در تتمه آیه می فرماید :« الحمدلله رب العالمین» هر جمال و کمالی در هر سو مشاهده شود در واقع تابشهای آن جمال نامتناهی است .
بر امیـــد زنــده ای کــن اجتهاد کا و نگردد بعـد دو روزی جمــاد
مونسی مگزین خسی را از خسی عـــاریت باشد در او آن مـــونسی
انس تو با مادر و بـابا کجـــاست گر به جز حق مونسانت را وفاست
انس تو با دایه و لالا چــه شـــد گــر کسی شاید به غیر حـق غصد
انس تو با شیــر و با پستـــان نماند نفــرت تــو از دبیرستـــان نمـاند
آن شعــاعی بـــود بر دیـــوارشان جانب خورشید وارفت آن نشـان
بر هر آن چیزی که افتد آن شعاع تو بر آن هم عاشق آیی ای شجاع
عشق تو هر چه آن موجـــود بود آن ز وصف حق چو زر اندود بود
مثنوی معنوی ، دفتر سوم ، ابیات 224-547
همانطور که اشاره شد هم اخلاص و هم ریا به نیت وقصد بر می گردد وهرکس بخواهد می تواند با مراجعه به قلب خود بفهمد نیت وی خالص است یا نه . به شرطی که قصد تبانی وفریب دادن خود را نداشته باشد و همچنین قصد فریب دیگران را نیز نداشته باشد چرا که فریب دیگران نیز در اصل به فریب دادن خود بر می گردد . اگر من در نظر داشته باشم که مثلا با سوء استفاده از ساده دلی دیگران ، آنها را فریب دهم در واقع اول خود را فریفته ام ، باید بدانم و به این اصل یقین داشته باشم که اگر در حق کسی بدی می کنم اولا و بالذات در حق خود بدی می کنم که « اِن احسنتم احسنتم لا نفسکم و ان اساتم فلها » ، ( اسراء ، 7 ) با این حساب من باید به خود بقبولانم که به تعبیر بزرگان « الحیله ، کل الحیله فی ترک الحیله » بالاترین و بزرگترین زرنگی در واقع همان کنار گذاشتن زرنگی های شیطنت آلود عقل معشیت اندیش می باشد . من اگر دنبال خودنمایی هستم چرا به خداوند قادر لایزال خودرا نشان ندهم که از جبران اخلاص و احسان من عاجز نیست و عملکردم از نگاه بصیر و دیده ورانه او مغفول نمی ماند . « بنده او شوکه سلطانت کنند »
چون از او گشتی همه چیز از تو گشت چون از او گشتی همه چیز از تو گشت
لذا از اهمّ امور این است که قصد و قربت سهل شمرده نشود و در تخلیص قصد و نیت بالاترین مجاهدت را نمود و به همان اندازه که در عمل مجاهدت هست در نیت نیز همانقدر و بلکه بیشتر از آن جد وجهد داشت و به این باور قلبی رسيد که دیدن و دانستن خداوند در عوض همه دیدنها و بلکه به مراتب فراتر و والاتر از آنها می باشد و چون او قبول کرد پس دیگر هیچ نیازی به ارزیابی سایرین نیست .
سید الا عمال بالنیات گفت نیت خیرت بسی گلها شکفت
نیت مومن بود خیر از عمل این چنین فرمود سلطان دول
مثنوی معنوی ، دفتر دوم ، ص 113،رمضانی
امام صادق (ع) می فرماید : « الا بقاء علی العمل حتی یخلص اشد من العمل » نه فقط نفس نیّت بلکه ثبات بر نیّت پاک و حفظ آن چه قبل از عمل و چه در حین عمل و چه بعد از آن ، مهم و مشکل است .
مراتب اخلاص :
اخلاص مراتبی دارد که در مرتبه ای هدف انسان از عبادت امتثال امر حق می باشد و اجتناب از مخالفت با دستورات الهی به مظور نجات از عذاب و عقوبات اخروی و میل به بهشت و نعمت های آن در جایگاه خود ارزشمند و نجات بخش است ولی در مرحله عالی تر ، اخلاص از همه چیز غیر از خداوندست به گونه ای که حتی نفس اخلاص نیز برای سالک از موضوعیت می افتد به تعبیر صدرالدین قونوی :« من رُزق الطهاره حتی عن الاخلاص فقد منح الخلاص »، (هرکس به مرتبه ای از طهارت رسیده باشد که حتی اخلاص خود را نیز نبیند [ و ذهن و دل او را مشغول نسازد ] همانا از هر قید و بندی رها شده است ) . در شرح حديث معروف : « من اخلص لله اربعين صباحاً جرت ينا بيع الحكمه من قلبه الي لسانه » اهل معرفت گفته اند اين اخلاص بايد به گونه اي باشد و خدانگري چنان اهميت داشته باشد كه حتّي جاري شدن حكمت از قلب بر زبان نيز براي سالك موضوعيت نداشته باشد و فقط خداوند را ببيند و او را درنظر داشته باشد و اين به واقع رمز و راز نيل و وصال است كه فرموده اند : « اخلص تنل » .
يكي بين يكي جو يكي دان يكي گو سوي الله و الله زورٌ و باطل
حكيم الهي قمشه اي
دعاي ختم كتاب « سرّ الصلوه » امام خميني فرجام مقال باد كه مي گويد :
« بارالها پايان كار ما را به سعادت مقرون فرما و سرانجام رشته معرفت و خداخواهي را به دست ما بده و دست تطاول ديو رجيم و شيطان را از قِبل ما كوتاه فرما و جذوه اي از آتش محبت خود در دل ما افكن تا جذبه اي حاصل آيد و خرمن خودي و خودپرستي ما را به نور نار عشقت بسوزان تا جز تو نبينيم و جز سركوي تو بار قلوب را نيندازيم . محبوبا ! اكنون كه از تو دوريم و از جمال جميلت مهجور ، مگر آنكه دست كريمانه ات تصرّفي كند و حجابهاي ضخيم را از ميان بردارد تا در بقيّه عمر جبران ماسبق گردد . « انّك وليّ النعم »
الحمدلله رب العالمين
