.    اا
کتاب حکمت مردان صحرا (The wisdom of the desert) کتابی است از توماس مرتون (Thomas Merton ) ( 1915_ ۱۹۶۸ میلادی) نویسنده و عارف کاتولیک اهل آمریکا [که ۲۵ سال سکوت مطلق داشت ] در باب سخنان حکیمانه راهبان صحرانشین قرن چهارم میلادی که نمود افکار،عقاید و شیوه زندگی آن هاست.
مرتون راهبی تراپیست بود از سنخ راهِبانی که عهد می کنند تا پایان عمر سخن نگویند وسکوت اختیار کنند.مرتون در کمال وفاداری به کلیسای کاتولیک،دلبستگی شدیدی به عرفان شرقی و ذن داشت تا حدی که این دلبستگی در آرا وی نیز تاثیرگذار شده بود و چه بسا در صورتی که بیش از این،زیست می کرد راست کیشی وی مورد شک و سوظنی جدی قرار می گرفت . 
کتاب سه بخش دارد.در بخش اول مترجم (فروزان راسخی) مقاله ای در باب آرا و خلاصه ای از عقاید مولف آورده است ؛ در بخش دوّم ؛ مولف درباره رهبانیت ،سنت و خاستگاه آن سخن می گوید ؛ در بخش سوّم که قسمت عمده کتاب را تشکیل می دهد مرتون مجموعه ای از سخنان راهبان بزرگ آن دوره را گردآوری کرده است.سخنانی که بعضا تامل برانگیز و درخور ساعت ها تفکر است.تعالیم این بخش از کتاب تضادی با کتاب مقدس ندارد[در عین حال که در بعضی از قسمت ها اصلا بر آن استوار نیستند] با این حال توصیه اکید این تعالیم به دیگران مصداق آن جمله از مسیح است که به فریسیان می فرماید: اي معلّمان شريعت، واي به حال شما نيز، چون بارهاي بسيار سنگين بر دوش مردم مي گذرانيد و خودتان يک انگشت هم به آن بار نمي زنيد. ( لوقا 11 : 46)
شما زماني در تاريكي بوديد امّا اكنون در اتّحاد خود با خداوند، در نور هستيد. پس مانند فرزندان نور زندگي كنيد(افسسيان 2 : 22)
عارفان مسیحی در طول اعصار نه تنها وحدت بخشی به وجود خودشان را، وصال با خدا را، بلکه اتحاد با یکدیگر را در قالب روح می جستند و می یافتند (غلاطيان 3 : 28)
پس ديگر هيچ تفاوتي ميان يهودي و غيريهودي، برده و آزاد، مرد و زن وجود ندارد، زيرا همه شما در اتّحاد با عيسي مسيح يک هستيد(روميان 12 : 5)

بااین وجود آن نوع از یگانگی و وحدت با خدا که باعث از میان رفتن شخص و فردیت وی می گردد و یگانگی نامحدود با وجود خدا را در پی دارد در مسیحیت بی معنا و یک بدعت است.آن دسته از گرایشات رهبانی که از جامعه به انزوا می گریختند،خود را برتر از مردم دیگر نمی دیدند یا به دنبال ساختن جامعه ای آرمانی نبودند.بلکه گریز آنها به مانند گریز از لاشه ای متعفن بود.آنان می گریختند تا از نابودی خود و جهان جلوگیری کنند تا بنا به آنچه مرتون مرتبا تکرار می کند،از سلطه دیگران و تعلقات دنیوی و در نهایت خویشتن ظاهری خود رها گشته و خود واقعی باشند آن خودی که با ایمان به مسیح مصلوب مرده و با قیام وی زنده شده و تولد تازه یافته است.


آن گونه که درخت آفریده شده تا درخت باشد،انسان نیز آفریده شده تا انسان باشد و انسان زمانی انسان است که به شباهت "صورت خدا" باشد.نکته ی قابل ذکر دیگر این است که رهبانیت،شاخه ها و گرایش های گوناگونی دارد که زیر چتر ایمان مسیحی و البته عقاید مذهبی کلیسای کاتولیک قرار دارند.جز این،نقطه ی مشترک تمام این گرایشات،ساده زیستی و عدم دلبستگی به تعلقات دنیوی و عدم مالکیت یا مالکیت اشتراکی(در صورت زندگی اجتماعی) می باشد.با ان که گروهی از راهبان از طریق جمع آوری هدایا روزگار می گذراندند،اکثریت آنان کار سخت جسمی و رنج را از واجبات زندگی رهبانی خود می دانستند.به صورتی که نه تنها بیکاری، حتی کار راحت و کوتاه را نیز مایه تباهی فکر و روح می دانستند.
کتاب چنانکه پیشتر آمد توسط فروزان راسخی ترجمه و با ملاحظه دقیق النظرانه استاد ملکیان بازنگری و ویرایش شده و نشر نگاه معاصر منتشر کرده است.
+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۶ و ساعت 19:20 |