.    اا

                                                                      هو

با فرارسیدن «بهار» طبیعت بی جان و مرده، حیاتی دوباره می‌یابد و روح طراوت و خرمی در آن دمیده می‌شود، اشک شوق از چشمه‌ها و رودها جاری می‌شود و کوه و صحرا با صدها رنگ زینت می‌یابد، موج سبز حیات از هر روزن خاک دریایی می‌شود و ترنم خوش آهنگ هستی، در دشت و چمن به گوش هوش می‌رسد: «و ماذرأ لکم فی الارض مختلفاً الوانه ان فی ذلک لایه لقوم یذکرون»، (آنچه در زمین برای شما رنگارنگ آفرید بی گمان در این برای پندگیران مایه عبرتی است)، (نحل، 13). خواب از چشمان خمار درخت‌ها و گیاهان زدوده می‌شود و عطر شکوفه و شوق نسیم، خاطره سرما و خزان را به فراموشی می‌ سپارد. قرآن می فرماید: «الم تر انّ الله انزل من السماء ماءً فاخرج به ثمرات مختلفا الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود»، (آیا ننگریسته ای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاده است، سپس بدان میوه های رنگارنگ برآوردیم؛ و نیز از کوه ها راههایی سفید و سرخ رنگارنگ و همچنین سیاه سیاه پدید آوردیم)، (فاطر، 27). گلِ خنده، بر سیمای ابرها و بادها، نشانده می‌شود و با ترانه‌های باران و قطرات شبنم، گل بوته ها به رقص در می آیند. حریر سبز طبیعت پرده بر منظره غم بار دل مردگی‌ها می‌کشد و شکوه دوباره زندگی، رویش، شکوفایی، اعتدال و سرزنده بودن را به نمایش در می‌آورد، «باد صبا مشک فشان» و عالم پیر دیگر بار جوان می گردد. «فانظر الی اثار رحمت الله کیف یحیی الارض بعد موتها» (روم، 50)

رود شاخ گل در بر نیلوفر                           برقصد به صدناز گلنارها

                                                                          علامه طباطبایی

گل خندان که نخندد چه کند؟                      علم از مشک نبندد چه کند؟

مه تابان به جز از خوبی و ناز                       چه نماید؟ چه پسندد؟ چه کند؟

آفتاب ارندهد تابش و نور                             پس بدین نادره گنبد چه کند؟

                                                                                                دیوان شمس

امام مهدی (عج) نیز«ربیع الانام» و بهار «جان و جهان»، «دل‌ و دین‌»، «اندیشه و خرد» و «زمین و زمینه» است. جوامع بشری، از او حیات دوباره می‌گیرند و رونقی بسزا می پذیرند.

تن مرده که بر او بگذری                                           نشود زنده، نجنبد، چه کند؟

با آمدن او حتی طبیعت نیز نه یک بهار؛ بلکه هزاران بهار را در یک آن می‌بیند، «نور» سراسر گیتی را فرا می‌گیرد چرا که آن حضرت، مظهر «الله نور السماوات و الارض» می باشد که «یهتدی به المهتدون»؛ «عدل» بر سریر عزت و عظمت می‌نشیند که: «یملا الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلما وجوراً»؛ «عقل» شکوفا می‌شود؛ «دین»، احیا شده و رونق می‌گیرد؛ «جامعه» اصلاح و پاکسازی می‌گردد؛ «انسان» لباس کرامت و معنویت می‌پوشد؛ «حق» بر کرسی حکومت باز می‌گردد؛ «کمال» در سر منزل مقصود بشر قرار می‌گیرد؛ «هدایت» چون خورشید فروزان بر جان‌ها می‌تابد؛ «ایمان» انسان‌ها را محبوب خالق می‌کند؛ «اخلاق» برکات آسمان و زمین را جلب می‌کند و ... .

راه دهید یار را، آن مه ده چهار را                       کز رخ نوربخش او نور نثار می رسد

رونق باغ می رسد، چشم و چراغ می رسد       غم به کناره می رود، مه به کنار می رسد

                                                                                                       دیوان شمس

امام مهدی u ذخیره خداوند برای احیاگری و حیات بخشی، هدایت‌گری و نورافشانی، رشد و بالندگی و تکامل و تعالی است. کار او کیمیاگری است؛ چون انسان‌‌ها را از صورت و سیرت بهیمی خارج و به سیرت انسانی و الهی باز می‌گرداند. فطرت‌های خاموش را با نور بصیرت و هدایت روش می‌سازد و دل‌های مرده را با روح اخلاق و تربیت، احیا می‌کند.

یک نقطه دارد پیش و پس                 غافل ز عاقل فرق و بس

از التفات کاملی                              غافل به عاقل می رسد

آن حضرت کار نیمه تمام همه پیامبران و صالحان را در تکمیل مکارم اخلاقی، برپا داشت قسط و عدالت، گسترش ایمان و معنویت و نجات انسان از مرگ جاهلی به پایان می‌رساند و نور طراوت، سرزندگی و حیات معنوی و اخلاقی را به جهان می‌افشاند، زندگی واقعی و انسانی، فقط در سایه وجود امام زمان u قابل دسترسی است که با دست نهادن بر سر بندگان خدا عقول را به بلوغ و پختگی می رساند، آن حضرت «بقیه الله» و کسی است که خداوند برای ثمر دادن اهداف خلقت آفریده و برگزیده است.

ای بقیه! ای ذخیره بهر عشق                        ای یگانه شهریار شهر عشق

تک گل از باغ «طه» مانده ای                       تو زخوبان خوب بر جا مانده ای

ای که صدها حسن در بازار توست                یوسف زهرا شدن هم کار توست

ذیلاً به موارد و مصادیقی از عرصه های احیاگری آن حضرت اشاره می شود.

1-     احیا جامعه مرده:

در بینش وحیانی، حیات نه در محدوده زندگی مادی و دنیوی که در ساحت کمال و تعالی تعریف می شود و پیش شرط آن نیز ایمان و عمل صالح می باشد.

امام عصر (عج) با طرح و بسط معرفت و معنویت جوامع بشری را به «حیات طیبه» احیا نموده و روحی نو در کالبد جوامع می دمد.

در احادیث نقل شده است که:

«خداوند ]زمین[ را به دست قائم زنده و احیا می‌گرداند؛ بعد از آنکه زمین با کفر ساکنانش مرده باشد» ،(فَیُحْیِیهَا اللهُ بِالْقَائِم)، (تأویل الآیات الظاهره، ص 638 )

 2. احیای دل و عقل:

در احادیث آمده است:

«چون قائم قیام کند، دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آنها را متمرکز ساخته و اخلاقش را به کمال می‌رساند»، (بحارالانوار، خ 51، ص 336-714.) و «شیوه پیامبر خدا را در پیش می‌گیرد و شما را از کوری، کری و گنگی ]باطنی[ نجات می‌دهد» (کافی، ج 8، ص 66.)

«یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ وَ قُلُوباً غُفْلا»،(قلعه‌های گمراهی و دل‌های قفل شده و بسته را باز می‌کند)، (ینابیع المودّه، ج 2،‌ص 581 و 523) دست کشیدن بر سر بندگان، نشانه بالغ شدن انسانها و گذر از مرحله صباوت و کودک وارگی می باشد.

3. احیای مکارم اخلاقی

در احادیث نقل شده است:

(یُصْلِحَ الامَّه بَعْدَ فَسَادِهَا)، ( امت را پس از آنکه فاسد (تباه) شده‌اند، اصلاح می‌کند)، (کشف الغمه، ج 2، 473) حیات واقعی یک جامعه در پرتو زیست اخلاقی محقّق می شود و چنان که گفته شده است: «قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است» در عصر ظهور، اخلاق شکوفا و ایثار و نثار در جوامع فراگیر می شود.

4. احیای آموزه های دینی

امام عصر در عرصه احیاگری مانند باغبانی عمل می کند که از یک طرف شاخهای نورس را بالنده تر می سازد و از طرفی دیگر شاخهای خشک و بی بر را هرس می کند.

باغبانم شاخ تر می پرورم                      شاخهای خشک را هم می برم

در احادیث نقل شده است که آن حضرت:

«یَهْدِمُ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللهِ u أمْرَ الْجَاهِلِیَّه وَ یَسْتَأنِفُ الْإِسْلَامَ جَدیِداً»،(مهدی بر طبق شیوه رسول خدا رفتار می‌کند و آنچه از نشانه‌های گذشته باشد از میان می‌برد، همان گونه که پیامبر u نشانه‌های جاهلیت را از بین برد. پس از ریشه کن ساختن بدعت‌ها، اسلام را از نو پیاده می‌کند)،  (الغیبه نعمانی، ص 230، ح 13). «فَیُعْلِی أمْرَ اللهِ وَ یُظْهِرُ دِیْنَ الله»، (امر خداوند را برتری می‌دهد و دین الهی را ظاهر می‌سازد)، (بحارالانوار، ج 52، ص 379.)

5. احیای کتاب و سنت:

باز در احادیث مربوط به عصر ظهور نقل شده است:

«هنگامی که قائم خروج کند، امر تازه، کتاب تازه، رویش تازه و داوری تازه به خود آورد...»، (اثبات الهداه، ج 7، ص 83).

همچنین نقل شده است

«به خدا سوگند!؛ گویی او را در میان رکن و مقام با چشم خود می‌بینم که از مردم برای امری تازه، و حکومت آسمانی تازه بیعت می‌گیرد» (بحارالانوار، ج 52، ص 95). البته واضح است که مراد از دین و کتاب تازه، نه کتابی جدید و نو بلکه اصلاح انحرافات روی داده در طول سالیان گذشته می باشد که با ارائه چهره واقعی دین و کتاب تصور می شود. حضرت، دین تازه ای آورده است آنگونه که علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «یعطف الهوی علی الهدی اذعطفوا الهدی علی الهوی»، (نهج البلاغه، خ 138).

6. احیا و روشنی بخشیدن به جهان ظلمانی:

در کتاب ارشاد مفید نقل شده است:

«چون قائم قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن می‌گردد و مردم همگی بی‌نیاز می‌شوند»، (ارشاد مفید، ج 2، ص 381) و «زمین را از عدل، قسط، نور و برهان آکنده می‌سازد» (احتجاج طبرسی، ج 2، ص 291) همچنین: «خداوند به دست او، ]انسان‌ها را[ از نابودی و تباهی نجات می‌دهد و به وسیله او از ضلالت و گمراهی ]به راه راست[ هدایت می‌کند»، (کمال‌الدین، ج 1، ص 251، ح 1).

شب رفت و صبوح آمد، غم رفت و فتوح آمد            خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا

                                                                                                  دیوان شمس

7. احیای بندگی و عبودیت

در عصر ظهور، بندگی و عبودیت خداوند که در مفهوم، عمیق و گسترده اش هدف خلقت است محقق می شود و انسان ها از عبادت صنم و وثن و معبودهای دروغین و پندارین رهیده می شوند.

«... دل‌های بندگان را پر از عبادت می‌کند و عدلش فراگیر می‌شود» (کتاب الغیبه طوسی، ص 179) و «هنگامی که قائم ما قیام کند، جز خدای تبارک و تعالی پرستیده نمی‌شود» (منتخب الاثر، ص 587). معبودهای دروغین که رهزن بندگی خداوند می باشند در دل و دیده فرو ریخته می شوند و انسان ها خداوند واحد را عبادت می کنند.

8. احیای طریق طهارت:

در احادیث نقل شده است:

 «تطیب الدنیا و اهلها فی ایام دولته»، (دنیا و مردم آن در دوران حکومت مهدی u پاک و پاکیزه می‌شوند)، (کشف الغمه، ج 2، ص 493) و «لا یترک فی الارض الادنین»، (پستی‌ها را بر روی زمین باقی نمی‌گذارد)، (منتخب الاثر، ص 578). نیز «لیطهرن الارض من کل غاش و لیعملن بالعدل»، (زمین را از هر فریب‌کاری و پلیدی پاک می‌سازد و به عدالت رفتار می‌کند)، (بحارالانوار، ج 51، ص 120)

9. احیای خیرات و برکات

برکت به معنی خیر ماندگار است و «برکه» را نیز برکه می گویند چون آب در آن ماندگار می شود عصر ظهور حضرتت، خیر و رحمت حق فوران می کند و به صورت پایا و ماندگار فراگیر می شود. [در عصر ظهور آن حضرت] «یکثر الخیر و البرکات»، (فتنه‌ها و ناامنی از بین می‌رود و ]به جهت وجود او[ نیکی‌ها و برکات فزونی می‌یابد)، (منتخب الاثر، ص 578) و «تخرج الارض برکتها ...» (زمین برکت خود را خارج می کند...)، (کنزالعمال، ح 38701).

10. احیای آیین دادگری

عدالت در عصر ظهور، نمودی پرفروغ دارد و آنگونه که در احادیث مربوط به دوران حکومت امام زمان (عج) به آن محوریت ویژه ای داده شده است آن حضرت خود عین عدل و «عدل مشتهر» می باشد همچنان که عین علم و دانش می باشد نه صرفاً برخوردار از اینها

«اسلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب»، (زیارت آل یس)

در احادیث نقل شده است: «خداوند زمین را به دست قائم زنده می‌کند؛ پس او در آن عدالت می‌ورزد. پس زمین زنده می‌شود و مردم آن حیاتی نوین می‌یابند، بعد از مرگشان»، (فیحییها الله بالقائم فیعدل فیها فتحیا الارض و یحیا اهلها بعد موتهم)، (بحارالانوار، ج 24، ص 325 ح 39). حضرت علی (ع) می فرماید: «یریکم کیف عدل السیره»، (به شما نشان خواهد داد که سیرت عدل ]و حکومت عادلانه[ چگونه است)، (نهج‌البلاغه، خطبه 138). و این زندگی دیگر با پلشتی ها نابود نخواهد شد و قساوت و پلیدی بر آن سایه نخواهد افکند.

هـر کـه بـهر تـو انتـظـار کـند                 بـخت و اقـبال را شکار کند

بهر باران چو کشت منتظر است           سـینه را سـبز و لاله زار کند

بـی کنارسـت فضـل منتظـرش              رانــده را لایـق کـنار کـند

تا قیـامـت تـمـام هـم نشـود                شـرح آن کانتظـار یـار کـند

ز انتـظار تو شـمس تبـریـزی                شمس و ناهید و مه دوار کند

                                                                                      دیوان شمس

                                                                                               الحمدلله رب العالمین

 

 

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۸ و ساعت 19:53 |