اخلاق خانواده یکی از شاخههای اخلاق است که حکما و دانشمندان تدوین کننده علم اخلاق از قدیم بدان توجه ویژه مینمودهاند. به عنوان نمونه ارسطو فیلسوف بزرگ یونان باستان در فلسفه سیاست با تأکید بر این نکته که «هر شهری از خانوادهها فراهم میآید»، جایگاه خاصی برای خانواده قایل بوده و بخش اول کتاب سیاست را به بحث تدبیر منزل اختصاص داده است و حکمای یونان، تدبیر منزل را دومین قسم از اقسام سهگانه حکمت عملی، به همراه تهذیب اخلاق (قسم اول) و سیاست مدرن (قسم سوم) برشمردهاند.(دایره المعارف بزرگ اسلامی ؛ تدبیر منزل ؛ رضا پورجوادی)
در کتابهای اخلاقی اسلامی نیز بعضاً بخش مجزایی در این باب وجود دارد از جمله اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیرالدین طوسی به زبان فارسی که مقاله دوم آن به تدبیر منزل و بیان جامع مباحث آن اختصاص یافته و خود از مفصلترین مباحثی است که در این خصوص در عالَم اسلام مطرح شده است.
خانواده، نخستين كانون رشد و آرامش بشري است كه مراقبت از آن مسئوليتي سنگين به شمار آمده و موجب نجات از رنج و عذاب دنيوي و اخروي خواهد گرديد. ﴿يـٰاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا قوا اَنفُسَكُم و اَهليكُم نارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ ...﴾ ؛(ای کسانی که ایمان آورده اید ، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن ، مردم و سنگهاست حفظ کنید...) ؛ (سورهٴ تحريم، آيهٴ 6).
از امام صادقعلیهالسلام روایت گردیده : وقتی این آیه نازل شد مردم گفتند: ای رسول خدا چگونه خود و اهلمان را حفظ کنیم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله جواب دادند: «عمل شایسته را انجام دهید و اهل خود را نیز بدان متذکر کنید. پس آنان را بر طاعت خدا ادب نمایید». سپس امام صادق علیهالسلام فرمودند: آیا نمیبینید که خدا به پیامبرش میفرماید: خانواده خود را به نماز امر کن و بر آن مداومت بنما (طه؛132) و میفرماید: و ياد كن در كتاب خود شرح حال اسماعيل را كه بسيار در وعده صادق و رسول و پيغمبرى بزرگوار بود و هميشه اهل بيت خود را به اداى نماز و زکات امر مى كرد و او نزد خدايش بنده اى پسنديده بود. (مریم؛ 54)
خداوند ، همسر را محل آرامش و خانواده را کانون مودت و رحمت معرفی میکند: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (روم؛ 12) و در جاى دیگر از زن و مرد به عنوان لباس یکدیگر یاد مینماید: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن؛ آنها لباس شما هستند و شما لباس آنهایید». (بقره ؛ 187)
علامه طباطبائی (ره) این عبارت قرآنی را با توجه به کل آیهای که در آن واقع شده این گونه معنا نمودهاند که هر یک از زن و مرد وسیله حفظ دیگری از انجام فجور است. و در عین حال همچون لباس که بدن را از همه مستور میکند ولی بر خودش بدن پوشیده نیست. هر یک از این دو بر خودشان طرف مقابل پوشیده نیست
قرآن و روايات براي خانواده اهميت ويژهاي قائل شده و احكام و آداب فراواني براي رشد و بالندگي آن مقرر كردهاند كه افزون بر رعايت آنها براي رفاه و آسايش و رشد و تعالي خانواده، بايد از خداي سبحان نيز نجات و آسايش خانواده را خواست.
وقتي حضرت ابراهيم (علیه السلام) به فرمان خدا همسر و فرزند خود را به مكه آورد، دست به دعا برداشت و عرض كرد:«رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَالثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ»؛ ( پروردگارا! من برخي از فرزندانم [اسماعيل و نسل او] را در سرزمين بيكشت و زرع، در كنار خانه محترم تو سكونت دادم؛ پروردگارا! تا نماز را برپا دارند، پس دلهاي گروهي از مردم را به آنان گرايش ده و آنان را از ميوهها و محصولات روزي عطا كن، باشد كه سپاسگزاري كنند) ؛(ابراهیم ؛۳۷)
همچنين لوط (ع) كه پس از تلاش فرهنگي فراوان نتوانست مردم را از هلاكت برهاند براي نجات خانواده باايمان خود چنين دعا كرد:«رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ »؛ (پروردگارا! من و خانوادهام را [كه تنها گروندگان به مناند] از [وزر و وبال ] آنچه اين مردم انجام ميدهند، رهايي بخش.)؛( شعراء ؛169)
رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرماید: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لاَِهْلِهِ وَاَنَا خَيْرُكُمْ لاَِهْلى ما اَكْرَمَ النِّساءَ اِلاّ كَريمٌ وَ لااَهانَهُنَّ اِلاّ لَئيمٌ» ؛(بهترين شما كسى است كه براى خانواده خود بهتر باشد و من از همه شما براىخانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند،مگر شخص پَست و بى مقدار.)؛ (نهج الفصاحه ؛ ح:1520)
و می فرماید:«كل معروف صدقة، وما أنفق الرجل على أهله ونفسه كتب له صدقة»؛(هر معروفي صدقه به شمار ميآيد و هر آنچه را كه مؤمن براي خود و خانواده و همسرش هزينه كند و نيز هر آنچه با آن آبروي خود را حفظ كند برايش صدقه نوشته ميشود.)؛(مختصر استدراك الذهبي على مستدرك الحاكم ـ ج 1)
از موارد توصیه شده به مرد در ارتباط با خانواده همغذا شدن با اعضای خانواده می باشد ؛مؤمن بايد خانواده خود را در همه خوشيها و نعمت.ها سهيم سازد، حتي در غذا خوردن نيز با آنان باشد. رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) يكي از نشانههاي تواضع را همغذا شدن مرد با خانوادهاش ميداند و ميفرمايد: آيا شما را به پنج چيز آگاه نكنم كه اگر در كسي باشد متكبر نيست؟ چوپاني و بستن گوسفند، پوشيدن لباس پشمي، همنشيني با تهيدستان، سوار شدن بر الاغ [كنايه از مركب ارزانقيمت] و همغذا شدن مرد با خانوادهاش.
تقدّم خانواده بر ديگران :
در فرهنگ اسلامي اولويت و تقدم خانواده يك اصل به حساب ميآيد و روايات فراواني بر آن دلالت دارند. رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمود: هرگاه خدا به يكي از شما خيري عطا كرد، ابتدا خود و خانوادهاش را از آن بهرهمند سازد؛ و نيز فرمود: از خانواده آغاز كنيد و هر كسي كه نزديكتر است مقدم بداريد.
امام سجاد (علیه السلام) ميفرمايد: اينكه وارد بازار شوم و پولي داشته باشم كه براي خانوادهام گوشتي بخرم كه بدان نياز دارند، نزد من از آزادسازي بردهاي محبوب.تر است.
پاداش نيکي به خانواده
رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) به اميرموٴمنان علي (علیه السلام) فرمود: خدمت به خانواده، كفارهٴ گناهان بزرگ، موجب فرونشاندن خشم الهي، مهريهٴ حوريان بهشتي و موجب فزوني حسنات و درجات است. اي علي! به خانواده خدمت نميكند مگر صدّيق يا شهيد يا مردي كه خدا برايش خير دنيا و آخرت را خواسته است.
از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) روايت شده :«احبّکم الیّ و اقربکم منّی یوم القیامه مجلسا، احسنکم خلق»؛(محبوب ترین شما نزد من و نزدیک ترین جایگاه را به من در قیامت، خوش اخلاق ترین شما دارد.)؛( وسائل الشّیعه، ج11، ص301)
امام سجاد (علیه السلام) درباره اهميت نيكي به خانواده فرماید: پسنديده ترين شما نزد خدا بهره دهنده ترين شما بر خانواده است. (الکافی، ج ۸، ۶۹)
امام صادق (علیه السلام) نيز فرماید: «من حسن بره باهل بیته زید فی عمره»؛ (هر كس نسبت به خانوادهاش نيكوكار باشد خدا بر عمرش ميافزايد)؛ (همان، ص ۲۱۹)
امام كاظم (علیه السلام) نیز در سخنی با همین مضمون فرماید: هر كس با برادران و خانوادهاش نيكوكار باشد عمرش طولاني ميشود.( حرّانی ؛ تحف العقول، ص ۳۸۸)
هنگامي كه پيامبر(صلوات الله علیه و آله) و مردم [از خاكسپاري سعد بن معاذ] بازگشتند پرسيدند: اي رسول خدا! با سعد كاري كردي كه با هيچكس ديگر نكردهاي؛ جنازهاش را بدون ردا و كفش مشايعت كردي؟ فرمود: فرشتگان بدون كفش و ردا در تشييع او حاضر شدند و من به آنان تأسّي جستم. گفتند: يك بار سمت راست تابوت و بار ديگر سمت چپ آن را گرفتي! فرمود: دستم در دست جبرئيل بود و هر جا را كه او ميگرفت ميگرفتم. گفتند: به غُسل او فرمان دادي و خودت بر جنازهاش نماز گزاردي و خودت به خاكش سپردي؛ آنگاه فرمودي همانا عذاب قبري بر سعد اصابت كرد؟ فرمود:« نعم انه کان فی خلقه مع اهله سوء»(آري، رفتار او [سعد] با خانوادهاش تند بود.)؛( مجلسي، بحارالانوار، ج6، ص220، ح14 شيخ طوسي، الأمالي، ص427، ح955 . شيخ صدوق، الأمالي، ص315، ح2) .
واژة "سوءٌ" در سياق نکره آمده است تا نشانه تصغير باشد. يعني نه آن که به طور مطلق بد اخلاق بوده، بلکه بدين معناست که اخلاقش با اهل و عيالش اندکي بد بوده و در عرصة اخلاق خانوادگي کامل نبوده است.
در مذمت سختگيري بر خانواده از رسول خدا(صلوات الله علیه) روايت شده است كه فرمود:«شَرُّ النّاسِ الضَّيِّقُ عَلى اَهْلِهِ، قالوا يا رَسُولَ اللّه ِ وَ كَيْفَ يَكُونُ ضَيِّقاعَلى اَهْلِهِ قالَ: الرَّجُلُ اِذا دَخَلَ بَيْتَهُ خَشَعَتِ امْرَأَتُهُ وَ هَرَبَ وَلَدُهُ وَ فَرَّ فَاِذا خَرَجَضَحِكَتِ امْرَأَتُهُ وَ اسْتَأْنَسَ اَهْلُ بَيْتِهِ»؛(بدترين مردم كسى است كه بر خانواده اش سخت گير باشد. گفتند اى رسول خدا!سخت گيرى بر خانواده چگونه است؟ فرمودند: مرد وقتى وارد خانه شود، همسرش از اوهراسان و فرزندان از او گريزان شده، فرار كنند و چون بيرون رود همسرش شاد گردد وخانواده اش با يكديگر انس گيرند.)؛(مجمع الزوائد و منبع الفوائد ؛ ج:8 ؛ ص:25)
