تأثیر اشعار حافظ بر ادیبان و شاعران روسی در دو سطح ِتأثیر عام و تأثیر خاص قابل بررسی است. تأثیر عام تأثیر اشعار حافظ بر تمامی ادیبان و شاعرانی است که به نسبتهای مختلف از اندیشه و هنر حافظ بهرهمند شدهاند؛ تأثیر خاص نیز تأثیر حافظ بر دو شاعر نامبردار روسی، پوشکین و فِت است که میتوان اولی را گوته روسیه، و دومی را هامرپورگشتال روسیه نامید.
تأثیر عام: اشعار حافظ بدان سبب که بیانگر معانی بلند معنوی و انسانی و حاکی از احساسات ژرف شاعری بیهمتا ست ، مورد توجه عموم شاعران و مترجمان، ازجمله شاعران و مترجمان روسی قرارگرفت، زیرا آنان باور داشتند که شعر حافظ در دل خود دارای شور و شعفی است که موجب برانگیختن خواننده میشود و بر شنونده تأثیری عمیق بر جای مینهد.
کنستانتین کیوخیل بکر در مقالهای با عنوان «جنبههای اصلی شعر عاشقانهی روس در ۱۰ سال اخیر» که در ۱۸۲۴م/ ۱۲۳۹ق منتشر شد، از تأثیر شعر حافظ بر شعر روسی سخن گفت و بر آن تأکید ورزید. علاقه بسیار شاعران و ادیبان روس ، ازجمله کیوخیل بکر، الکساندر گریبایدوف، بیستوژیوـ مارلینسکی، و یکوبوویچ به اشعار حافظ، بهگونهای با فعالیتهای خاورشناسان روسی و نیز با زبانآموزی شاعران این کشور مرتبط بوده است. بسیاری از خاورشناسان و نیز شاعران روس سعی می کردند شاهکارهای ادبیات خاورزمین را به زبان اصلی بخوانند چنانکه تارتاکوفسکی از راه یافتنِ زبان اشاره [به تعبیر حافظ زبان اهل بشارت که متضمن نکتهها ست (نک : غزل ۱۹، بیت ۴) ] در اشعار سرایندگان این دوره روس سخن میگوید و مینویسد که این امر نتیجه دو عامل است:
نخست : تأثیر ادبیات سرزمینهای شرق اسلامی و بهویژه ادبیات ایران .
دوم: توجه شاعران و ادیبان روس به آزادیخواهی و آزادگی که سرچشمه آن نیز اندیشههای بلند حافظ می توانست باشد.
در تأیید این نظریه میتوان از شعر معروف پوشکین با نام «از حافظ»، که در ۱۸۲۹م/۱۲۴۵ق سروده شده ، یاد کرد. این شعر با مصراعِ «اسیر دام شهرت دروغین مباش! ... » آغاز میشود و در آن، شاعر آلام خود را بدان هنگام که در ارتش روسیه در قفقاز خدمت میکرده است به تصویر میکشد. بدان سبب که پوشکین از اشعار حافظ ، از طریق ترجمههای اروپایی دیوان این شاعر، بهویژه از ترجمه آلمانی آن الهام گرفته است، تنها میتوانیم مضمون شعر او را در اشعار حافظ بازیابیم خاصه آنجا که خواجه به نقد و نفی «ننگ و نامِ» (آبرو، حیثیت و شهرتِ) برآمده از زهدِ ریایی میپردازد و بر «ننگ و نام» حاصل از عشق تأکید میورزد:
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
غزل :۴۶
مضمون شعر پوشکین و لحن ویژه آن که حاکی از ستیز و عصیان است، از حضور حافظ در ذهن سراینده آن حکایت میکند. یوری تینیانوف ادبیاتشناس برجسته روس بر آن است که پوشکین در نامگذاری شعرِ «از حافظ» جانب احتیاط را در نظر داشته ، این کار به تعبیر حافظ شیوه رندی در پیش گرفته است؛ شیوهای که نه تنها حافظ در عصر اختناق ملزم به رعایت کردن آن بود که بسیاری از شاعران و نویسندگان، در بسیاری از دورانها از جمله عصر تزارها، ناگزیر به رعایت آن بودهاند.
تأثیر خاص: چنان که پیشتر یاد شد . حافظ بیش از حد بر دو شاعر نامدار روس، پوشکین و فِت تأثیر نهاده است که در اینجا به بررسی آن میپردازیم:
۱. پوشکین: وی چونان گوته شیفته حافظ بود و با آنکه زبان فارسی نمیدانست و از طریق ترجمه آلمانیِ اشعار حافظ و نیز مطالعه «دیوان غربی ـ شرقی» گوته میکوشید به شناخت حافظ دست یابد، در پرتو هوشمندی و ذوق شاعرانه خویش به همدلی با حافظ رسید و بسیاری از پیامهای او را دریافت؛ و این درست همان راهی بود که گوته پیشتر پیموده بود. دلبستگی پوشکین به حافظ تا بدانجاست که [چنانکه پیشتر آمد] در قطعهای اندیشههای خویش را به حافظ نسبت میدهد و دیدگاههای خود را «از حافظ» نام مینهد .
تـوجه پـوشکین بـه «سبک شرقی» ــ کـه گوته از آن سخن میگفت ــ و نقد و تحلیل آن از سوی شاعران رمانتیک روس موجب آگاهی و بهرهمندی وی از رمانتیک غربی، و سرانجام ادبیات فارسی بهطور عام، و شعر، هنر و اندیشهی حافظ بهطور خاص شد و او را هرچه بیشتر به حافظ نزدیک ساخت. بسیاری از محققان بر اینند که سبب اصلی توجه پوشکین به غزلهای حافظ مضامین و اوزان، و موسیقی دلپذیر شعر این شاعر بیهمتا ست؛ مضامین و موسیقی و اوزانی که از سنتهای دیرینهی ادبیات جهان، ازجمله ادبیات اروپا نشئت گرفته است. گذشته از این، جمله این معانی در زمره موضوعات مربوط به اشعار رمانتیک جای میگیرد یا دستکم با آن ناسازگار نیست.
چنین است که در اشعار غنایی هر دو شاعر بزرگ با مضامینی مشترک روبهرو هستیم که ازجمله آنها ست: هجر و وصل؛ دلربایی یار؛ ناز یا استغنای معشوق در برابر عاشق؛ نیاز عاشق به معشوق؛ تضاد عقل و عشق؛ جفای معشوق و رنج عاشق؛ غم هجران؛ گل و بلبل به عنوان نماد معشوق و عاشق؛ و نیز نتیجهگیریهای تقریباً همانند دو شاعر از این مضامین. همچنین مسائل و مضامینی چون دعوت به عیش و عشرت و اغتنام فرصت که ازجمله مضامین مورد توجه پوشکین بهشمار میآید، بیگمان در بیشتر موارد از ادبیات فارسی بهطور عام، و از شعر حافظ به طور خاص، برگرفته شده است .
پوشکین نیز همانند حافظ ؛میگساری، یعنی طریق سکر و سرمستی ــ و به تعبیر حافظ «شیوهی مستی و رندی» (غزل ۳۴۱، بیت ۱) را طریقت و شیوهای برای دریافت حقیقت، و نیز راه و روشی برای فروکاستن و به فراموشی سپردن غم و اندوه و آسودن از دنیا و شر و شور آن (نک : غزل ۲۷۸، بیت ۱، نیز برای دیگر نمونهها ، نک : غزل ۳۹، بیت ۳، غزل ۱۲۹، بیت ۱) میداند؛ چه، می به هر حال، در تمامی موارد و در همهی کاربردها نماد رهایی و آزادی است .
مضامین مشترک و مشابه اشعار حافظ و پوشکین که از تأثیرپذیری پوشکین از حافظ حکایتها باز میگوید، محدود به مضمون «دفع غم با باده» نیست. دیگر مضامین مشترک میان این دو شاعر عبارتاند از: ناگزیری مرگ و جاودانگی روح؛ پرداختن به پارهای مسائل معنوی و دینی ضمن اشاره به فرشتگان، شیطان و قدیسان؛ رسالت پیامبرگونه شاعر؛ چگونگی شعر و شاعری و...
۲. آفـانـاسی فت: فت ــ همـانند هـامرپورگشتال [کـه دیوان حافظ را با شور و و اشتیاق، به آلمانی برگرداند و حتی راه گـوته را هموار ساخت] اشعار حافظ را از روی ترجمه آلمانی هامرپورگشتال به روسی ترجمه کرد و حافظشناسی را در روسیه رونقی خاص بخشید . او نهتنها مترجم غزلهای حافظ به زبان روسی، که خود صاحبنظر، شاعر بزرگ و حافظشناسی اندیشمند است که در ترجمه خود ، چهرهی معنوی و ملکوتی حافظ و رندی این شاعر بزرگ را با آرمانها، تردیدها، پرسشها و چون و چراهای خویش درآمیخته است.
فت با ارادت و احترام یادآور میشود که چگونه «حافظِ قرآن و شمس دین اسلام»، آرام آرام به بزرگترین سراینده عشق و زیبایی و لذتهای معنوی بَدَل میگردد و اندیشههای تابناک و بیباکانهی خود را ، آنسان از زبان «پیرمغان» بیان میکند که همواره از آن، بوی جوانی و تازگی به مشام میرسد . او از همه این دگرگونیها به «تحولات اخلاقی» تعبیر میکند .
تارتاکوفسکی در نقد و تحلیل اشعار فت چنین اظهارنظر میکند که بیچون وچرا، دو حقیقت، چونان آهنربا اندیشههای فت را به سوی سخنان روشن و الهامبخش حافظ میکشد: یکی: اندیشه ازلی و ابدی بودن شعر حافظ ؛ دیگری: جاودانگیِ هنر شاعری . مجموعه اشعار فت، که با عنوان «از حافظ» در سالهای ۱۸۵۹ و ۱۸۶۰م/۱۲۷۶ و ۱۲۷۷م سروده شده ، در اصل ترجمههایی از اشعار حافظ است. در ترجمههای غزلهای حافظ که تاکنون بارها منتشر شده، و خوانندگان را تحت تأثیر قرار داده است، توانایی فت در بیان اندیشهها و نیز قدرت شاعری وی چشمگیر است؛ قدرتی که خواننده را به این گمان و باور میرساند که آنچه پیش روی او ست، نه ترجمه، بلکه شعریست که اساساً به زبان روسی سروده شده است.
به رغم این واقعیت که هامرپورگشتال اشعار خویش را از طریق الهام گرفتن از غزلهای حافظ سروده است، فت بر این گمان بود که او در جایگاه مترجمی امین، غزلهای حافظ را از زبان فارسی به آلمانی برگردانده است. به همین سبب، او نیز خود را موظف میدانست تا این غزلها را چنانکه در ترجمه آلمانی هست، به زبان روسی برگرداند؛ و چون به کار ترجمه پرداخت و دستنویسهای خود را به نویسنده بزرگ روس ، تولستوی داد برخلاف انتظار مورد پسند او واقع نشد زیرا تولستوی پیشتر از طریق ترجمههای اروپایی با غزلهای حافظ، آشنا شده، و برای حافظ، احترامی خاص قائل بود و چون دستنویسهای فت را خواند، از قول حافظ، به زبان حال گفت:« ... / ببین تفاوت ره کز کجا ست تا به کجا؟!» (غزل ۲، بیت ۱).
به نظر تولستوی، سبب توفیق نیافتن فت آن بود که ترجمه اشعار فلسفی حافظ فراتر از توان شاعری غزلسراست! اما وقتی در ۱۹۶۰م/ ۱۳۳۹ش، مجلهی روسکایا اسلو (= سخن روسی) در شماره دوم خود، ترجمهی فت از حدود ۲۷ غزل حافظ را به چاپ رساند، تولستوی اظهار رضایت کرد.
با آنکه ترجمههای فت از زبان آلمانی صورت گرفته، وی در پرتو آگاهی از فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی، شماری از مضامین و تصویرپردازیهای شاعرانه دیوان حافظ را با فراست و هوشیاری خویش دریافته ، و در کار ترجمه به آنها توجه کرده است. او کوشیده است تا در زمین و آب و هوایی دیگر، گیاهان همیشه سرسبز شعر و ادب فارسی را برویاند.
حافظ شناسان معاصر روسی بر اینند که سرچشمه الهام فت ؛ ترجمههای شاعر آلمانی از اشعار حافظ نیست؛ بلکه اندیشهها و احساسهای ملکوتی خواجه شیراز است که شاعر روس با رسیدن بـه همدلی بـا او بدانها دست یافته است. مارینا ریسنیر ــ که از ایرانشناسان بنـام در روسیه بهشمـار میآید ــ بـرخی از اشعـار فت را با اشعار حافظ مقایسه کرده، و به این نتیجه رسیده است که شاعر روس در کار حفظ روح ملکوتی اشعار حافظ موفق بوده است. همچنین این ایرانشناس از نظر ارزش شعر ، همانندیهایی بین اشعار حافظ و ترجمههایی که فت از این اشعار به دست داده، باز یافته است .
جنبهدیگر پیروی فت از حافظ ، همانا جنبه فلسفی اشعار حافظ است. فت از شاعرانی است که به فلسفه و بهویژه فلسفه اخلاق شرق، توجهی از سر عشق داشته است. برخی از غزلهای حافظ که اصل و پایه ترجمههای فت را تشکیل میدهند، گذشته از آنکه دارای مفاهیم فلسفی و معانی اخلاقی هستند، با روحیه طبقاتی مردم روس که در روزگار فت میزیستهاند نیز سازگاری دارند؛ مردمی که اصول تربیتی و اخلاقی آنان با تعالیم اخلاقی حافظانه ــ که همانا تعالیم اخلاقی برآمده از فرهنگ ایران است ــ هماهنگی دارد. آنان رنجها و آرمانهای خود را در سخنان حافظ باز میجویند و باز مییابند:«سخت بر ما مگیر، ای زاهد ظاهر پرست قهر مکن بر همگان، ای خواجه اخلاقگرا / ما که هر جا زپیبخت و سعادت بودهایم / مگر این است گناه؟»؛ «به چه کار آیدم طوبی و بهشت / و فرشته [عزرائیل] که از عالم بالا آید [از آسمانها میآید]/ ما همه را در میکده میجوییم / مگر این است گناه؟!» .
قطعه نخست یادآور ابیاتی است از حافظ، چون:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزهسرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
غزل :۸۰
و:
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
غزل :۷۱
و قطعهی دوم ، تداعیکننده ابیاتی است نظیر:
سایهی طوبی و دلجویی حور و لب حوض به هوای سرکوی تو برفت از یادم
غزل :۳۱۷
یا:
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خُمَت روزی به حوض کوثر اندازیم
غزل : ۳۷۴
نیز : غزل ۵۶، بیت ۳، غزل ۱۸۰، بیت ۲، غزل ۳۵۳، بیت ۲، غزل ۴۳۷، بیت ۱
حافظ، نماد الهام شاعرانه:
آفاناسی فت در ترجمههای خود، حافظ را بهعنوان نماد الهام شاعرانه، به مردم روس، خاصه به شاعران و ادیبان این کشور معرفی کرد. درنظر شاعران اواخر سده ۱۹ و اوایل سده ۲۰م که در اصطلاح ادبیاتشناسان روس «سده سیمین» نامیده میشود چهره حافظ و اندیشههای او دلپسندتر مینماید. بسیاری از شاعران این دوره، نسبت به شاعران دورهی پیشین علاقه بیشتری به ادبیات فارسی نشان میدهند ، چنانکه ویاچسلاو ایوانف، شاعر و نویسنده بزرگ روس ، میان مجموعه اشعار فت در «از حافظ» و اشعار شاعر بزرگ آغاز سدهی ۲۰م، مارینا تسوتایوا ویژگیهای مشترک یافته است.
