.    اا

هو        

دعا، راه يافتن به رحمت و اقتدار ناپیدا کرانه الهي، و رازگویی و نیاز خواهی در محضر رب العالمین است دعا والاترین حالت مذهبی در انسان و حقیقت آن اوج‌گيري روح انسان است به سوی خداوند و مهمترين و مؤثرترين وسيله ارتباط بين خداوند و بنده‌اش مي‌باشد، امام صادق (ع) می‌فرماید: «دعا مخزن و گنجینه اجابت است آنگونه که ابر مخزن باران است» و از منظری دعا اگر نه صرفاً «قال» كه «حال» و «استعداد» باشد عین اجابت است آنگونه که مولانا می گوید:

گـفـت آن الـلــه تــو لـبیــک مــاسـت         و آن نــیاز و درد و سـوزت پـیک ماســت

حــیلـه ها و چــاره جــویـی های تــو         جــذب ما بــود و گشــاد ایـن پــای تــو

تــرس و عــشق تـو کـمنـد لطف ماست     زیـر هــر یــارب تــو لــبیـک هــاســت

                                                                   مثنوی معنوی، دفتر سوم، ابيات: 195-197

مرسوم است كه داعي پس از اتمام دعا، دستها را بر صورتش مي‌كشد چرا كه اين دست در هر حال خالي نمانده و عنايتي به آن شده است. حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: «من اعطي الدّعا لم يُحرم الاجابة»، (به هر كس دعا داده شود اجابت هم داده مي‌شود)، (نهج‌البلاغه، حكمت 135) دعا، طهارت روح است و انسان در حال دعا مانند قطره‌ای که به اقیانوس می‌پیوندد با درياي رحمت و كرامت متصل می شود، دعا غذای روح و عطیه ای الهی است که خداوند نصیب بندگانش فرموده است، علي (ع) مي‌فرمايد: «الدّعاءُ مفتاح الرحمة و مصباح الظلمة»، (دعا، گشاينده درهاي رحمت الهي و زدايندة ظلمات قلبي و روحي است)، (بحارالانوار، ج 93، ص300) دعا مرکب بنده سالک در «صراط مستقیم» و مقصد «الیه راجعون»، (بقره، 156) می‌باشد.

هم دعا از من روان کردی چو آب

هم ثباتش بخش ودارش مستجاب

هـم تـو بـودی اول آرنـده دعـا

هـم تـو باش آخر اجابت را رجا

مثنوي معنوي، دفتر پنجم، ابيات: 4162-۴۱۶۳

این طلب در مـا هـم از ایجـاد توسـت

رستـن از بیداد یارب داد توست

بی طلـب تـــو ایـــن طلبمـان داده‌اي

بـی‌شمـار و حـد عطاهـا داده‌ای

 

مثنوي معنوي، دفتر اول، ابيات: 1337-1338

دعا، بيشتر و پيشتر از آنكه «ابزار زندگي» باشد، «ابراز بندگي» است و نه فقط خواستن، بلكه شناختن، دانستن، تعالي يافتن و «شدن» مي‌باشد. دعا مغز و عصاره عبادت است آنگونه که در احادیث آمده: «الدعا مخّ العباده»، (امام سجاد عليه‌السلام) در دعای 47 صحیفه که دعای عرفه امام سجاد (ع) می‌باشد عرض می کند:«فسمّیت دعائک عباده». قرآن مي‌فرمايد: «ادعوني استجب لكم انّ الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين»، (و پروردگارتان گويد: مرا به دعا بخوانيدتا برايتان اجابت كنم، بي‌گمان كساني از عبادت من استكبار مي‌ورزند، زودا كه  به خواري و زاري وارد دوزخ شوند)، (غافر، 60) ملاحظه مي‌شود كه در آيه فوق دعا و عبادت در كنار هم مطرح شده‌اند و بعد از توصيه به دعا، عواقب استكبار از عبادت را مطرح مي‌فرمايد كه اين استكبار از عبادت با بي‌اعتنايي نسبت به دعا نمود پيدا مي‌كند، همانگونه كه دعا نشانه توجه بنده به خداوند است، پيدا كردن توفيق دعا نيز نشانة عنايت و توجّه خداوند به بنده‌اش مي‌باشد كه مي‌فرمايد: «قل ما يعئوا بكم ربي لولا دعاؤكم»، (بگو اگر دعايتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنايي ندارد)، (فرقان،77)

جان جاهل زين دعا جز دور نيست                     زآنكه يارب گفتنش دستور نيست

بر دهان و بر دلش قفل است و بنـد                     تـا ننـالد با خــدا وقـت گزنـد

                                                               مثنوي معنوي، دفتر سوم، ابيات: 198-199

علامه طباطبايي آية فوق را اينگونه تفسير مي‌كند كه در واقع نشانة اعتنا و عنايت خداوند به بنده‌اش برخوردار ساختن وي از توفيق دعا مي‌باشد و نيز در آية شريفه: «وَاذا سئلک عبادی عنی فانّی قریب اُجیب دَعوه الدّاع اذا ادعان فليستجیوا لی و لیومنوا بی لعلهم يرشدون»، (و چون بندگانم درباره من از تو پرسش كنند من نزديكم و دعا كننده را وقتي كه مرا بخواند اجابت مي‌كنم پس به فرمان من گردن نهند و به من ايمان آوردند، باشد كه راه يابند)، (بقره، 186) كه آية شريفه مذكور نكات و لطايف به راستي عجيب و تأمل برانگيز پرشماري دارد و ذيلاً به چند مورد از آنها اشاره مي‌شود.

آب دريا را اگر نتوان كشيد                                   هم به قدر تشنگي بايد چشيد

 1- به كاربردن عبارت: «اذاسئلک» بجای «یسئلونک»: جمله، خبر نیست، شرط است. مي‌فرميد: «و اذا سئلک» گوئي خداوند خودش دعاي بنده‌ را، می‌خواهد، در نهاد و نهان جمله تمنا خوابیده است آنگونه كه در احاديث قدسي نقل شده: «انا جلیس من ذکرنی» بنده «سعیاً» به سوی من بیاید من «هرولهً» می‌آیم «اذا تقرّب الی عبدی شبراً تقربتُ الیه زراعاً»، (وقتی بنده ام یک وجب به من نزدیک می‌شود یک زراع به او نزدیک می شوم)، (حديث قدسي)  

عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد              اي خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست

                                                                                                                         حافظ

2- استعمال ضير به صورت متکلم وحده: تمامي ضماير در آيه به صورت مفردند كه به مواجهة همدلانة خداوند دلالت مي‌كند، خداوند از موضع انعطاف و مهرورزي با بنده سخن مي‌گويد نه از موضع اقتدار، در عين حال كه قادر مطلق است.

گوئی خداوند دنبال بنده می گردد، با ضمیر مفرد خود را مطرح می‌فرماید. و مي‌خواهد تا حدّ امكان او را به سوي خود جلب و جذب كند.

3- تعدد ویژه ضمایر متکلم وحده که به خداوند بر می‌گردند «عبادی» «عنی»، «انّی»، «اُجیب»، «دعان»، «لی» ،«بی»، خداوند هفت بار خود را با ضمیر مفرد بیان می فرماید، گویی بنده یک بار درِ خانه خدا را زده است و خداوند از 7 جهت جواب می دهد.

دلت را خانة ما كـن مصـفّا كـردنش با مـن          به مـا درد دل افشاكن مداوا كـردنش با مـن

اگر گم كـرده‌اي اي دل كليـد استجابـت را          بيا يك لحظه با ما باش و پيدا كردنش با من

اگر درها به رويت بسته شد دل بر مكَن بازآ       درِ اين خانه دقّ الباب كن وا كردنش با مـن

                                                                                                  ژوليده نيشابوري

باز در احاديث قدسي نقل شده است كه: «لو علم المدبرون كيف اشتياقي اليهم لماتوا شوقاً»، (اگر كساني كه از من رويگردان هستند مي‌دانستند چه اشتياقي براي برگشتن آنها به سوي خود دارم از شدت شوق قالب تهي مي‌كردند) اهل معرفت مي‌گويند: خداوند با بنده‌اش به گونه‌اي رفتار مي‌كند كه گويي فقط يك بنده دارد و آن هم اوست و بنده نيز به گونه‌اي رفتار مي‌كند كه گويي همه خدايش هستند غير از خداوند متعال!

4- عبارت «عبادی»: وقتی بنده ای دنبال خداوند می‌رود جزو «عبادی» می‌شود دیگر بنده مال خداوند می‌شود و خداوند او را به خود منسوب می‌فرماید.

مژده بده، مژده بده! يار پسنديـد مـرا                  سايه او گشتم او برد به خورشيد مرا

پرتو ديدار خوشش تافته در ديده من                  آينه در آينه شد ديدمش و ديـد مرا

                                                                                                      هوشنگ ابتهاج

در قرآن، خداوند هم خودش را به بندگان منسوب فرموده: «ربهّم»، و هم بندگان را به خود نسبت داده و فرموده «عبادي»

خواجه عبداله انصاری گوید: «الهی! اگر یک بار گوئی بنده من، از عرش بگذرد خنده من». علامه طباطبایی در شرح آیه شریفه «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه اله ...»، (‌زمر، 53) می‌فرماید: اگر عبارتی لطیف تر از «عبادی» بود خداوند با آن عبارت بنده را مخاطب قرار می‌دهد. «عبادي» فرموده نه «ناس» و نظاير آن

5- ارائه جواب بدون «قُل» آمده است. در سایر موارد وقتی پرسشی از پیامبر (ص) مطرح می شود جواب خداوند همراه با «قل» می‌باشد. مثلآً: «یسئلونک عن الانفال، قل الانفال لله و لرسوله و للمؤمنین»، (انفال،1) یا مثلاً می فرماید: «یسئلونک عن الیتامی قل اصلاح لهم خیر»، ( بقره، 230)يا مي‌فرمايد: «و يسئلونك عن ذي القرنين قل ساَتلو عليكم منه ذكراً»، (كهف، 83) و ... ولی آیه مذکور بدون قل آمده است. نمي‌گويد: «فقل ان الله قريب» بلكه مي‌فرمايد: «فانّي قريب» گويي خداوند مي‌خواهد بدون واسطه با بندگانش سخن بگويد.  

6- تاکید با «انّ» : در می‌فرماید: «فانّی قریب» با حرف تاکید آمده که یقیناً به بنده نزدیک هستم. ممكن است بنده با عملكردش خود را از من دور كند ولي من در هر حال به او نزديكم.قرآن مي‌فرمايد: «و هو معكم اينما كنتم»، (هر كجا و در هر مرتبه‌اي از مراتب هستي باشيد او با شماست)، (حديد،4) در كتاب مقدس نيز آمده است: «هميشه همراه تو هستم»، (انجيل متّي،20 :28)

يار نزديكتر از من به من است            وين عجب‌تر كه من از وي دورم

                                                                                                  سعدي

 اين نزديك بودن اينجا به صورت «فانّي قريب» آمده و در آيه‌اي به صورت: «و نحن اقرب اليه من حبل الوريد»، (و ما از رگ جان به او نزديكتريم)، (ق، 16) و در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: «انّ الله يحول بين المرء و قلبه»، (خداوند بين انسان و دل او حايل مي‌گردد)، (انفال، 24) و حتّي از خود انسان به وي نزديكتر مي‌شود.

بر دو چشم من نشين اي آنكه از من، من‌تري      تـا قــمر را وانمـايم كـز قمــر روشـن‌تري

انـدر آدربـاغ تـا نامـوس گـلشن بشكنــد         زآنكه از صد باغ گلشن، خوشتر و گلشـن‌تري

                                                                                                   ديوان شمس

7- بیان وصف نزدیکی با صفت مشبهه آمده است نه با فعل و فرموده: «انّی قریب» که به ثبوت دلالت می‌کند و می‌فرماید: من همیشه نزدیک هستم. ممكن است بنده، خود را از خداوند دور كند ولي خداوند همواره به او نزديك است ولي دريغ كه:

با چنين نزديكي‌اي دوريم دور                 در چنين تاريكي‌اي بفرست نور

نوعاً در ملاک های متعارف دنیوی، قرب متقابل است مثلاً طرفین به یک نسبت با هم فاصله دارند ولی در مورد خداوند و بنده، معبود همیشه به ما نزدیک است و این مائيم که خود را از خداوند  دور می‌کنیم. ولي در دوري نيز عزم بر نزديكي، موجب نزديك شدن مي‌گردد «انّ الراحل اليك قريب المسافة»

بی دلی در همـه احوال خـدا بـا او بود               او نمی‌دیـدش و از دور خدایـا مـی‌کرد

امام (ره) در دعای ختم کتاب «سرّ الصلوه» می‌نویسد:

«بار الها! خرمن خودی و خود پرستی ما را به نور نارعشقت بسوزان تا جز تو نبینیم و نخواهیم و جز سرکوی تو بار قلوب را نیندازیم، معبودا! اکنون که از تو دوریم و از جمال جميلت مهجور، مگر آنکه دست کریمانه‌ات تصرفي کند و حجابهای ضخیم را از میان بردارد»

ما ز خود سوي تو گردانيم سر                چون تويي از ما به ما نزديكتر

                                                                  مثنوي معنوي، دفتر دوم، بيت: 2448

8- آیه شریفه به صورت جمله اسمیه آمده است و جمله اسمیه از تاکید بیشتری نسبت به جمله فعلیه برخوردار است، می فرماید: «واذا اسئلک» نه «یسئلونک».

مولانا گويد:

اي اخي دست از دعا كردن مدار                    با اجابت يا رد اويت چه كار

                                                             مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت: 1344

حافظ وظيفه تو دعا كردن است و بس               در بند آن نباش كه نشنيد با شنيد

گاندي در كتاب ارزشمند «نيايش» گويد: نيايش چيزي جز شوقي شديد و برآمده از دل نيست مي‌توان زبان، احساسات خود را آشكار كرد، مي‌توان در خلوت يا در جمع به بيان احساس پرداخت ولي شرط صداقت اين است كه آنچه بيان مي‌كنيم از دروني‌ترين اعماق قلب‌مان حاصل شده باشد.

9- در مورد صفات و افعال خداوند می توان پرسش کرد و خداوند خود اجازه فرموده است: «و اذا سئلک عبادی ...»، البته ذات خداوند مطلقاً قابل ادراک نیست آنگونه که رسول گرامی اسلام (ص) نیز می فرماید: «ما عرفناک حق معرفتک» مولانا گوید:

گاه و خورشیـدي و گه دریـا شـوی                 گـاه کوه قاف و گه عنقا شـوی

تو نه این باشی نه آن در ذات خویش             ای برون از وهمها و ز بیش بیش

                                                               مثنوي معنوي، دفتر سوم، ابيات: 54-55

ذات خداوند منطقه ممنوعه می‌باشد ولی اسماء و صفات «منطقۀ الفراغ» می‌باشند و می‌توان دربارۀ آنها مطالعه داشت و معرفت کسب کرد، چرا که معبود را نمی توان بدون شناخت واقع نگرانه عبادت و ستایش کرد هر چند شناخت کامل اسماء و صفات نیز برای غیر معصوم ناممکن می‌باشد.

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم                 وز هر چه دیـده ايم و شنیدیم و خوانده ایم

مجلس تمام گشت و به آخر رسید عـمر                ما همچنـان در اوّل وصـف تـو مانـده ایم

                                                                                                                     سعدی

10-  دعا و نيايش اگر توأم با معرفت و بصيرت باشد به رشد و تعالي منتج مي‌شود، آيه شريفه مي‌فرمايد: «فليستجيبوا لي و ليؤمنوا بي لعلهم يرشدون»، در واقع بندة داعي با دعا و نيايش زمينه رشد را براي خود فراهم مي‌آورد و بنده با دعا بايد اميدوار به دستيابي به رشد باشد كه فرموده: «لعلهم يرشدون»

آیه شریفه فوق برای اجابت دعا شرایطی رامطرح می‌فرماید که عبارتند از:

1. دعا و خواستن با «اذا دعان» توام باشد اگر از این آیه «اذا دعان» را برداریم باز آیه دارای معنی مشخصی می شود، وقتی واقعاً و با تمام وجود دعا کند و از من بخواهد و دعا نیز حقیقتاً دعا باشد یعنی اولاً : توام با حقیقت قلبی باشد نه صرفاً لقلقه زبان، چرا که محل اصلی خواستن قلب و دل می باشد، غالباً دعاها توام با توجه نیستند. و در احاديث آمده است: «لا يقبل الله عزّ و جلّ دعاءَ قلب لاه»، (خداوند دعاي قلب غافل را اجابت نمي‌كند)، (اصول كافي، ج2، ص473). قرآن مي‌فرمايد: «امِن يجيب المضطر اذا رعاه و يكشف السوء»، (نمل، 62) در واقع اضطرار گواه استحقاق مي‌باشد.  

2. دعا و خواستن ناظر به نیاز حقیقی باشد و مجازي نباشد، بعضاً ما خواسته ای مطرح می کنیم ولی شاید موقع اجابت دعا چندان راضی به مستجاب شدنش نباشیم و از روي خشم و احساس و حالات روزگذر آن خواسته برايمان مطرح مي‌شود.

3. دعا با تمام وجود و با جدّوجهد باشد، در روایات نقل شده است: کسی که در خانه نشسته و از خداوند روزی طلب می کند، دعایش مستجاب نمی شود، دنبال خواسته رفتن خودش جزئی از دعاست در عرصه سلوک نیز دعا باید توام با مجاهده نفسانی باشد، برای اجابت دعا باید شرایط خواستن از طرف داعی حاضر باشد.

4- دعا خالص از خداوند تبارک و تعالی باشد، خداوند می فرماید: «اُجیبُ دعوة الداع اذا دعانِ» دعای خالص از خداوند را دو گونه می‌توان تعبیر کرد:

یکی اینکه: دعا باید از خداوند باشد، در طلیعه دعای ابوحمزه آمده است:

«الحمدلله الذی لا ادعوا غیره و لودعوتُ غیره لم استجیب لی» در سوره مبارکه جنّ می فرماید: «...‌قل انما ادعوا ربی و لااُشرکُ به احداً » ، (جن، 20) . اگر هدف از خلقت عبادت باشد همانگونه اشاره شد، دعا، «مخّ» و مغز عبادت می باشد که : « الدّعا مخُّ العباده و لایُهلک مع الدعا احد»، (بحارالانوار، ج 93، ص 300 )  و جلوه پررنگ دعا در ابراز نیاز و خواسته ظاهر می‌شود. قرآن مي‌فرمايد: «و مايؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون»، (و بيشترينه ايشان به خداوند ايمان نمي‌آورند مگر آنكه [باطناً به نوعي] مشتركند)، (يوسف، 106) كه اينها غير از مشركان و بت‌پرستان مي‌باشند. در واقع وقتی کسی «دعا»ي خود را پیش دیگری می برد در واقع گوهر عبادت خود را پیش دیگری می برد و این به نوعی شرک محسوب می شود. در ادعیه معصومین موارد و مضامین پرشماری به این مطلب اشاره می کند مثلاً در دعای جوشن صغیر عرض می کند: «یارب فبمن اعوذ و بمن الوذ لا احد لي الّا انت» و البته این مطلب با توسل به اهل بیت علیهم السلام و حتی واسطه قرار دادن اولیای دین منافات ندارد.مثلاً فرزندان حضرت یعقوب از پدرشان خواستند: « یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا ...»، ( یوسف، 97 ) یا قرآن می‌فرماید: «... ساستغفر لک ربی انّ ربی کان بی حفیّا»، (مریم، 47) یا التماس دعا کردن از اوتاد و اخیار و مقربان درگاه الهی با شرایط خاص خودش منافاتی با خواستن از خداوند ندارد. با اين شرط كه براي آنها اصالت و جايگاهي به صورت خود بنياد و مستقل قابل نشد بلكه آنها را واسطة فيض الهي دانست و معصومين عليهم السلام خودشان نيز همواره بر اين مطلب تأكيد داشتند كه آنها را بندة مطيع و منقاد خداوند بدانند نه اينكه «مافوق انسان»، و فراتر از بنده خداوند تصور كنند، در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است که حضرت به یکی از صحابه می‌فرماید: وقتی وارد مدینه شدی غسل کن و وقتی به قبر پیامبر (ص) نزدیک شدی به حضرت سلام بده و بگو: خدایا تو در قرآن فرمودی: «ولوانّهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروالله و استغفرلهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیماً»، (نساء،46) و در ادامه می‌فرماید: «فاجعل القبر خلف کتفک»، (به گونه ای قرار بگیر که قبر مطهر رسول الله پشت کتفت باشد [تا هر گونه شائبه شرک زایل گردد]).

دعا باید با توکل به خداوند همراه باشد و او را سبب ساز و سبب سوز حقیقی دانست مثلآً اگرکسی مریضی داشته باشد و امیدش هم به خدا و هم طبیب باشد و برای طبیب اصالت و استقلالی علیحده قائل باشد ناصواب است و باید توحید در استعانت داشت، فرضاً اگرپزشک گفت: بیماری علاج ناپذیر است باید از خداوند ناامید نشد و او را مسبب الاسباب حقیقی داشت.

از سبب سازيش من سودائيم                و ز سبب سوزيش سوفسطائيم

                                                                   مثنوي معنوي، دفتر اول، بيت: 548

حضرت علي (ع) در دعاي كميل عرض مي‌كند: «يا من اسمه دواء و ذكره شفاء»، در ادامه آیه شریفه: «فلیستجیبوا» نتیجه دعاست و «ف»  در عبارت «فای» نتیجه می باشد. خداوند می فرماید: دعا کنید مستجاب می کنم.

از يك دعاي يارب شب زنده‌دارها                     حاجت روا شوند هزاران هزارها

آري دعاي نيمه شـب دلشكستگان                 باشد كليد قفـل مهمـات كـارها

5- از آداب دعا این است که انسان یک معرفت اجمالی و شناخت کلی نسبت به خداوند داشته باشد، در غیر این صورت، [همانگونه كه پيشتر اشاره شد] داعی کسی را می خواند و از او می‌خواهد که نمی شناسد لذا در سخنان معصومین (ع) آمده است که اول خدا را ثنا کن و اوصاف خدا را ذکر کن تا معرفت اجمالی نسبت به خداوند پیدا کنی و بعد از آن دعا کن. نیز نقل شده است اولیای الهی که حلاوت ذکر را چشیده‌اند بعضاً چنان مشغول ثنای خداوند می‌شوند که خواسته خود را فراموش می‌کنند مثلاً در دعاي سحر خواسته‌اي به صورت متعارف مطرح نيست و تماماً جمال و جلال و ... خداوند مورد مسئلت واقع مي‌شود.  در احاديث نقل شده در اين موارد به امر خداوند فرشتگان برای چنین کسی دعا می‌کنند. كه «بوي گل چنان مستشان كرده كه دامن از كف داده‌اند» و خواسته‌هاي خود را فراموش كرده‌اند. رحمت و رضوان خداوند بر آيت‌اله احمدي ميانجي كه مي‌فرمايد: اگر معصومان (ع) در دعاهايشان از فراق آنگونه مي‌نالند براي اين است كه لذّت وصل را چشيده‌اند.

6- دعا كننده اعتماد کامل به خداوند سبحان داشته باشد که می فرماید: «ولیومنوا بی» گوئی نتیجه گیریست ولی نوعی شرط نیز در آن ملحوظ است، وقتی کسی دعا می کند و در سه ساحت علم، قدرت و رحمت به خداوند ایمان دارد. در منابع اهل سنت نقل شده است که آخرین سخن رسول اکرم (ص) این بود که: «اَحسنوا الظنّ بالله»، (صحیح مسلم) و یکی از شرایط اجابت دعا، حسن ظن به خداوند است و این یک امر تکوینی می باشد و نتیجه طبیعی آن بنده امیدوار در این دنیا هم راحت زندگی می کند، در احادیث نقل شده است که خداوند از اینکه خلاف ظن بنده اش عمل نماید شرم می کند و نیز در احادیث نقل شده است: « انا عند ظن عبدی المؤمن بی » سیر و سلوک نیز آن است که آنچه در مغز است اولاً صحیح و صائب باشد و به قلب نیز وارد گردد. در تفسیر عیاشی از امام صادق (ع) در تفسیر عبارت: « فلیستجیوا لی و لیومنوا بی » نقل شده است: «یعلمون انی اقدر علی ان یعطیهم ما یسالو»، (تفسیر عیاشی، ج 1 ص 83 ) و در تفسیر مجمع‌البیان از امام صادق (ع) نقل شده است: «ولیومنوا بی ای ولیتحققوا انّی قادر علی اعطائهم مایسالون»، (‌مجمع البیان، ج1-2، ص500)

امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه عرض مي‌كند: «الهم اني اجد سبل المطالب اليك مشرعة و مناهل الرّجاء لديك مترعه والاستعانة بفضلك لمن املك مباحة و ابواب الدّعا اليك للصارخين مفتوحه ...»، (خدايا! جاده‌هاي طلب را به سوي تو باز و صاف و آبشخورهاي اميد به تو را مالامال مي‌بينم، كمك خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز و درهاي دعا را به روي آنان كه تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند گشاده مي‌بينم...)

بعضاً اگر دعایی اجابت نشود به خاطر محقق  نشدن شرايط آن است، نیز استجابت دعا لزوماً به معني برآورده شدن حاجت نیست و ممکن است به خاطر رجحان پاداش اخروی به دنیوی و نیز شاید عدم قابلیت داعی برای درک نعمت و ... دعا ظاهراً اجابت نشود، همچنین وعده اجابت لزوماً فوری نمی‌باشد مثلآً اجابت دعای حضرت موسی (ع) (آيه 88 سوره يونس) آنگونه كه نقل شده 40 سال طول کشید، دعای بنده دو حالت و دو هدف می تواند داشته باشد هدف خداوند تذلل و انکسار بنده می باشد و ابراز نیازش به درگاه خداوند، و هدف بنده نیز برآورده شدن خواسته‌اش خواهد بود كه يقيناً برآورده مي‌شود. از علامه طباطبايي نقل شده كه: از آداب دعا اين است كه از خداوند فضل بخواهي و در خصوصيات آن درخالت نكني.

7- در مواردي عدم استجابت ظاهري دعا به خاطر شرک یا جهل دعا کننده می باشد با توجه به اینکه قرآن می‌فرماید: «اُجیب دعوه الداع اذا دعان »، ( بقره، 186) اگر دعا اجابت نشود یا به خاطر آن است که از خداوند خیر نخواسته ایم و آنچه می خواهیم در واقع به صلاح ما نبوده و مصلحت در عدم برآورده شدن خواسته ما می‌باشد.

آنجـا كه سرّ حكمت از اوتـاد محتجب               امثال ما چه چه كاره كه چون و چرا كند؟

                                                                                                                 شهريار

 و یا اینکه خالصانه و صادقانه از درگاه خداوند نخواسته‌ایم و همراه با استمداد از غیرخداوند نیز بوده است. چرا كه از آداب دعا، انقطاع از غير و اتصال به خداوند متعال مي‌باشد.

گه به ياد تو گهي با ياد اوست                   رو كه در يك دل نمي‌گنجد دو دوست

8- شاید قرار گرفتن آیه در میان آیات روزه به خاطر مناسبت داشتن و نتیجه بخش بودن بیشتر دعا در ماه مبارک رمضان می باشد. كه به تعبير رسول گرامي (ص)، ايامش برترين ايّام و ساعات و لحظات آن با بركت‌ترين زمانها مي‌باشد.

9- فراز پاياني آيه مي‌فرمايد: «فليستجيبوا لي»و اين فرع و نتيجه مدلول التزامي جملة قبل مي‌باشد، يعني حال كه معلوم شد خداوند به بندگانش نزديك است و بين او و بنده‌اش حجاب و حايلي نيست و نسبت به آنها نهايت عنايت را دارد و آنها را به خواستن دعوت مي‌كند پس به او روي آوريد و نسبت به دعا اهتمام ورزيد. در حديث قدسي آمده است. «لاتملّوا من الدعا فانّي لا املّ من الاجابة» و نيز در ادعيه آمده است: «يا من لا يزيده كثرة العطاء الا جوداً و كرما»

جود محتاج است و خواهد طالبـي                  همچنـان كه تـوبه خواهـد تائبي

جود مي‌جويد گدايان و ضعــاف                      همچو خوبان كآينه جويند صاف

                                                                                        مثنوي معنوي، دفتر اول

10- دعا نبايد مغايرت و منافاتي با نظام تكوين و نظام تشريع داشته باشد مثلاً اگر كسي خواستار خلود و زندگي دائم دنيوي باشد يا خواسته‌اي توام با گناه و معصيت داشته باشد يا تمنّاي برآورده شدن خواسته‌اي محال عقلي داشته باشد يا دعايش با ساير شئون زندگي هماهنگي نداشته باشد         وعده اجابت به چنان دعايي داده نشده است. همچنين اجابت دعا نبايد مخالف مشيّت حكيمانه خداوند در نظام خلقت باشد و اگر اجابت دعاي بنده‌اي با جريان هدايت شدة نظام هستي ناهمگون باشد واضح است كه چنين دعايي به هدف اجابت نخواهد رسيددر عين حال كه خداوند اجابت كنندة دعاي بندگان مي‌باشد.

هم دعا از من روان كردي چو آب              هم ثباتش بخش و دارش مستجاب

هـم تـو بـودي اوّل آرنـده دعــا                 هـم تو بـاش آخر اجابت را رجـا

                                                             مثنوي معنوي، دفتر پنجم، ابيات: 4162-4163

                                                                                              الحمدلله رب العالمين

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 13:49 |