«حافظ»،قلّۀ قوس غزل رندانه و از پرفروغ ترین چهره های سپهر فرهنگ و ادب ایران است که دیوان اشعارش زینت بخش اغلب منازل و مکانهاست . لسانُ الغیب است و ترجمانُ الاَسرار . به گفتۀ ملّا هادی سبزواری:همۀ ما به نوعی وامدار جناب حافظ و متنعّم از خوان گستردۀ وی هستیم.
هزاران آفرین بر جان حافظ
همه غرقیم در احسان حافظ
زِ هفتم آسمان غیب آمد
لسان الغیب اندر شان حافظ
پیمبر نیست لیکن نسخ کرده
اساطیر همه دیوان حافظ
حکیم سبزواری،غزل:114
حافظ "نوازندۀ کلمات" است و نگارگر عبارات . که با تصویرگری اعجاب برانگیز واژگان ، خیره کننده ترین چشم اندازها را فراروی مخاطب خود می گشاید. مثلاََ اینکه می گوید:
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفتهای تو در آغوش بختِ خوابزده
غزل:421
چگونه می توان با چیدن حروف چنین منظرۀ دلنشین و چشم نوازی به تصویر کشید؟یا ابیات معروف ذیل:
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایت
گر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را، مخدومِ بیعنایت
رندانِ تشنهلب را، آبی نمیدهد کس
گویی ولیشناسان، رفتند از این ولایت
در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا
سرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایت
دیوان حافظ،غزل:94
و موارد عدیدۀ دیگر
