هو
از مؤلفه های ضروری و مفید در ارتباط با آینده پژوهی ، «حزم» و دوراندیشی می باشد که رهآوردهای مبارکی با خود به همراه دارد. «حزم» در یک تعریف عبارت است از : دوراندیشی و توجه داشتن به فرجام کارها و مشورت نمودن با عاقلان و خردورزان. « الحزم النظر فی العواقب و مشاورة ذوی العقول « ، دوراندیشی تدارک دیدن بسترهای لازم برای وقایع آینده میباشد.
همانگونه که اشاره شد دوراندیشی رهاوردهای متعددی با خود دارد که اجمالاً عبارتند از :
۱ـ سلامت : در احادیث نقل شده است : « ثمرة الحزم السلامة » ، ( از رهآوردهای دوراندیشی، سلامت میباشد ). و :« الا وَ انّ من تورط فی الامور من غیر نظر فی العواقب فقد تعرّض لمفدحات النوائب » ، ( آگاه باشید کسی که بدون دوراندیشی اقدام به انجام کاری کند، خود را در معرض مصیبتهای سنگین قرار داده است.)
۲ـتامل در موارد شبهه :رهاورد دیگر دوراندیشی اینکه موجب مداقه در موارد شبهه می گردد : « من الحزم الوقوف عندالشبهة ».
۳ـمواجهه معقول و متناسب با وقایع: دوراندیشی آمادگی مواجهه با پیشامدها را موجب شده و تقویت می کند : « من الحزم التّاهب والاستعداد ». انسان دوراندیش بیدار است :«الحازم یقظان ».
۴ـ جدیت و انجام به موقع کارها: انسان حازم و دوراندیش کارهای خود را با تسویف به آینده موکول و محوّل نمیکند : « الحازم من جاد بها فی یده و لم یأخر عمل یومه الی غده » ، ( دور اندیش کسی است که از آنچه در دست دارد میبخشد و کار امروزش را به فردا نمیاندازد ).
۵ـ امید به خدا : انسان دوراندیش در عین برخورداری از امکانات ظاهری ، چشم امید به یاری پروردگار دارد و همواره از خداوند مدد میجوید: « احزم النّاس من توهّم العجز لفرط استظهاه ».
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
حافظ
مولانا جلال الدین در حکایت آغازین مثنوی، وقتی استغنای پندارین و اعتماد به نفس مفرط طبیبان ظاهر بین را بیان میکند در ادامه میگوید :
تـرک استـثنـاء نــگــفـتــنـد از بــطـر پــس خــدا بــنـمـودشـان عـجـز بـشـر
ترک استـثنـاء مرادم قسوتی است نه همین گفتن که عارض حالتی است
انسان ممکن است در مقابل عوامل وموانع پرشماری قرار بگیرد که از غالب آمدن به آنها عاجز باشد، برای همین در میان مؤلّفههای دوراندیشی استعانت از خداوند و توکل به نیروی لایزال الهی نیز جایگاه والایی دارد.
۶ـ مآل اندیشی و فرجام نگری : از ویژگیهای انسان دوراندیش خدامحوری و آخرت اندیشی می باشد:
عشق آن زندهگزین کو باقی است از شراب جانفزایت ساقی است
مثنوی معنوی
چرا که :"هر چه نژاید دلبستگی را نشاید"
بـر کـلـوخـی دل چـه بنـدی ای سـلـیـم واطلب اصـلی که آن باشـد مـقیم
حضرت علی (ع) میفرماید : « الحازم من لم یشغله غرور دنیاه عن العمل الاخره ». (دوراندیش کسی است که جلوه و فریبندگی دنیا او را از عمل برای آخرت غافل نمیکند.)
۷ـ اهتمام در خیر و نیکی :همچنین از نظر علی (ع) حازم و دوراندیش کسی است که به گاه بخشش ، از بذل آنچه در توان دارد دریغ نمیکند، زیرا که فرصتها گذرا هستند و اغتنام بهینه موقعیتهای پیش آمده کاری عقلانی و خردپسند. سعدی گوید :
خیریکن ای فلان و غنیمت شمار عمر ز آن پیشتر که بانگ برآید فلان نماند
۸ـ صبر و شکیب : انسان حازم و دوراندیش صبر را سرلوحه زندگی خود قرار میدهد و به عنوان کیمیایی میداند که در موفقیت و نتیجه گیری از کنشها اثر سزامندی دارد.
صدهزاران کیمیا حـق آفـرید کیمیایی همچو صبر آدم ندید
و:
صـبـر آرد آرزو را نی شـتـاب صبر کن والله اعلم بالصواب
مثنوی معنوی
علی (ع) فرماید : « الحازم من شکر النعمه مقبله و صبر عنها و سلاها مولیه مدبره » ، ( دوراندیش کسی است که وقتی نعمت به او روی آورد شکرگزاری میکند و آنگاه که نعمت از او روی برمی گرداند صبر و شکیب ورزد) واضح است که این صبر و شکیب به صورت فعالانه [ و نه منفعلانه] می باشد به گونهای که در پی استعلا و استکمال دمی غافل نمینشیند و شکر نیز به کار گرفتن نعمت در راستای جلب رضایت منعم میباشد که خود موجب زیادتی نعمت وسعه وجودی انسان میگردد. قرآن میفرماید : « لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم انّ عذابی لشدید.»
۹ـمدارا و رودا داری :انسان حازم و دوراندیش اهل مدارا و انعطاف با رویکرد اخلاقی میباشد. امام علی (ع) میفرماید : « الحازم من داری زمانه » ، ( دوراندیش کسی است که با روزگار مدارا میورزد) همچنین اهل حزم از ایذا و اذیت دیگران به جدّ اجتناب میکنند : « الحازم من کفّ اذاه » چرا که اذیت و ظلم به دیگران در واقع ظلم به خود میباشد. چنانکه خوبی و خیر رساندن به دیگران نیز خوبی در نفس خود میباشد. قرآن میفرماید : « ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسألم فلها » ، ( بنی اسرائیل ، 6 ) . همچنین انسان حازم و دوراندیش از تحکّم و استبداد رأی منزّه میباشد. علی (ع) فرماید : « الحازم من من لایستبد برأیه ». حازم ودوراندیش از تعصبهای بیمورد و تنگ نظری دور میباشد. در نوشتار های جداگانهای به تفصیل در مورد "مدارا "و "تعصب ، تصلّب و پیشداوری" سخن رفته است .
۱۰ـ توجه به کرامت نفس : انسان دوراندیش از آلوده ساختن جان و گوهر وجودی خود به فرومایگی اجتناب میکند. علی (ع) فرماید: « الحازم من عقله عن کل دنیه زاجر » ، (دور اندیش کسی است که عقلانیّتش از هرگونه دنائت و فرومایگی بیزار باشد.) و این معنی از حزم با کرامت نفس نیز هم افق میباشدکه انسان کریم النفس تدریجاً هنجارهای وجودیش عوض میشود و نسبت به آنچه انسانهای حقیر با حرص و اشتیاق دنبالش هستند بیاعتنا میگردد. « الکریم یزدجر عما یفتخر به اللئیم ».
اجمالاً اینکه از منظر احادیث ، « حزم » هم از منظر معرفتی مفهوم پیدا میکند و هم با رویکرد اخلاقی قابل طرح و تبیین میباشد. انسان حازم و دوراندیش افقهای وسیعتر و متعالیتری را میبیند. در عین حال که در امروز زندگی میکند ولی از گذشته برای آینده عبرت میگیرد و دغدغه آینده مطلوب را دارد. انسان دوراندیش در مقابل اتفاقات غیرمنتظره دچار انفعال نمیشود، همه جوانب را بررسی میکند و با یک جمع جبری و برآیندگیری در ارتباط با آینده تصمیم گیری میکند. انسان حازم اسیر احساسات نیست هرچند که بُعد احساسی از ساختهای وجودیش نیز به کمال فعال است ولی عقلانیت وخردورزی ، احساس و عاطفهاش را هدایت میکند. انسان دوراندیش نسبت به آینده خوشبین است و در عین مثبتنگری وقع گرایانه بررسی میکند .
در شکست ماست حکمتها که چون کشتی شکست غرقهای را دستگیری میکند هر پارهای
از شکستهای پیش آمده و دچار یأس و ناامیدی نمیگردد، بلکه درس میآموزد ،سود و زیان واقعی خود را تشخیص می دهد و در دو راهیها به درستی انتخاب می کند
یــا بــه حــال اولـیـنـان بــنـگــریــد یـــا ســوی آخـر بــحـزمـی در پــریـد
حزم چه بود در دو تدبـیر احتیاط از دو آن گیری که دورست از خباط
آن یکی گوید درین ره هـفت روز نیست آب و هـسـت ریگ پـایسـوز
آن دگر گوید دروغـست این بران که بهر شب چـشـمـهای بینی روان
حزم آن باشد کـه بر گیری تو آب تـا رهـی از تـرس و بـاشـی بر صواب
گــر بـود در راه آب ایـن را بــریـز ور نــبــاشــد وای بــر مــرد ســتــیــز
مثنوی معنوی،دفتر سوم
انسان دوراندیش در عین حال که نسبت به آینده تدبّر دارد از حال نیز غافل نیست.در دوستیها و روابط به گونهای رفتار میکند که در صورت برهم خوردن ارتباط زیان جدّی متوجه وی نگردد. همچنین علم را با حلم توأم میسازد . منافع مانای بلند مدت را بر لذّات و منافع ناپایدار مقدم میدارد و با این رویکرد آخرت را نیز اولی و ارجح نسبت به دنیا میدارد که سرای آخرت دارالقرارست و چند صباح زندگی در این دنیا ممرّی برای رسیدن به آن ابدیت رازآلود و بیانتها . انسان حازم بیشتر دنبال تفکر و تدبیر است تا سخن و گفتار ،و سکوتش بر سخن غلبه دارد.
دانه چون اندر زمین پنهان شود سرّ آن سرسبزی بستان شود.
الحمد لله رب العالمین
